درخیزش کنونی، چه کس یا کسانی مسئول ایجاد فاجعه و کشته شدن جوانان ایران هستند؟ ناخدا محمد فارسی

img

در خیزش کنونی، چه کس یا کسانی مسئول ایجاد فاجعه و کشته شدن جوانان ایران هستند؟

سه شنبه, 7ام بهمن, 1404
اندازه قلم متن

 

شکی نیست که مجرم اصلی آیت‌الله علی خامنه‌ای است؛ اما پرسش اساسی این است که فراخوان‌های نسنجیده انقلابی را چه کس یا کسانی صادر کردند که باید پاسخگو باشند؟

 

از پیش اعلام می‌کنم که شخصا هیچ‌گونه مخالفتی با شخص شاهزاده رضا پهلوی ندارم. در حقیقت، پادشاهی مشروطه با پادشاهی نمادین در رأس آن را، برای کشوری با کثرت اقوام و هویت‌های فرهنگی گوناگون را جهت اداره امور مملکتی ، مناسب تر و به صلاح می‌دانم.

 

با این حال، این پرسش را صریحاً از آقای پهلوی دارم: با چه مجوز قانونی و برنامه منسجم فراخوان‌هایی صادر شد که نتیجه‌ای جز قرار دادن جوانان بی‌دفاع در برابر گلوله مسلسل‌های سرکوبگران نظام اسلامی نداشت؟ فراخوان «خیابان را رها نکنید، پشتیبانی در راه است» بر اساس کدام رهنمود علمی و پشتوانه نظامی صادر شد؟ یا آنجا که گفته شد «تأسیسات و مؤسسات کشور متعلق به ملت ایران است، بروید و اشغال کنید، حمایت در راه است»؛ این حمایت دقیقاً از سوی چه کس مسئولی و از کجا قرار بود بیاید؟ شاهزاده از کدام حمایت سخن گفتند که هرگز محقق نشد؟

 

آقای پهلوی شما اعلام داشتید که مردم ایران در حال جنگ با نظام اسلامی هستند.  اگر این گزاره صحیح است! پرسش بدیهی این است: برنامه ، استراتژی، تاکتیک و تجهیزات نظامی مردم در برابر گلوله‌های جنگی دشمن چه بود؟ از این دست پرسش‌ها فراوان است. اگر قرار بود حمایت از مردم ایران از طریق حملات آمریکا، با وعده‌های ترامپ و نتانیاهو، انجام شود، چرا هرگز رخ نداد؟ اصولاً چرا مردمی که برای احقاق حقوق و مطالبات شهروندی خود به خیابان آمده‌اند، باید به وعده‌ها و تعهدات رهبران ایالات متحده و اسرائیل اتکا کنند؟ چه کسی مسئول این اقدامات و فراخوان‌های واهی و پوپولیستی است؟

 

تعهد و هدف رهبر هر جنبش یا کشوری، پیش و بیش از هر چیز، منافع ملی و امنیت مردم خود آن کشور است. آیا کسانی که جوانان ایران را با وعده‌های توخالی حمایت خارجی در برابر گلوله‌های سرکوبگران نظام اسلامی قرار دادند، مسئول و مجرم نیستند؟ داده‌ها و شواهد این ادعا که اسرائیل و آمریکا در بحبوحه بحران از مردم ایران حمایت خواهند کرد کجا بود؟

 

آیا شاهزاده رضا پهلوی، پیش از صدور فراخوان‌ها، با نهادهای ذی‌ربط این کشورها گفت‌وگو کرده و تضمین مشخصی دریافت کرده بودند؟ اگر چنین تضمینی وجود داشته، بر ملا کرده و شفاف سازی کنید؛ اما اگر وجود نداشته، لازم است با مردم ایران صادقانه و شجاعانه سخن بگویید .  باید حقیقت را با مردم در میان گذاشته و اعلام کنید که اشتباه تاکتیکی رخ داده و از مردم ایران، به‌ویژه خانواده‌های کشته‌شدگان، پوزش خواسته و صادقانه طلب بخشش کنید .

 

چنین اقدامی نه‌تنها از شأن و جایگاه شما نخواهد کاست، بلکه امید و اعتماد عمومی را نیز تقویت خواهد کرد؛ تا دیگر جوانان ایران فریب حمایت‌های واهی قدرت‌های خارجی را نخورند و باور به توان درونی جامعه تقویت شود. مردم ایران خود توان تغییر این نظام جنایتکار ولایی را دارند و نیازی به وعده های تو خالی هیچ فرد یا کشور خارجی ندارند.

 

جیکوب ناگل، پژوهشگر ارشد جروزالم پست، در ۱۶ ژانویه می‌نویسد: «چرا آقای ترامپ فرمان حمله را صادر نکرد؟» آیا آمریکا و اسرائیل، پس از سرکوب وحشیانه اعتراضات و کشتار بی‌رحمانه هزاران ـ و شاید ده‌ها هزار ـ تظاهرکننده، با تکیه بر وعده‌های کمک قریب‌الوقوع، به خواب رفتند (۱)؟ یک روز پیش از «حمله برنامه ‌ریزی ‌شده»، تماس تلفنی میان ترامپ و نتانیاهو انجام شد؛ تماسی که رسانه‌های اورشلیم و واشنگتن آن را تأیید کردند، هرچند محتوایش فاش نشد. سپس گزارش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد مبنی بر اینکه نتانیاهو از ترامپ خواسته حمله را به تأخیر بیندازد یا حتی به‌طور کلی لغو کند تا اسرائیل زمان بیشتری برای آماده‌سازی داشته باشد!

پرسش این است: چگونه دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی از چنین اطلاعات و احتمالاتی غافل بوده است؟ صرف‌نظر از صحت یا عدم صحت این گزارش‌ها، یک نکته روشن است: تصمیم نهایی صرفاً در اختیار رئیس‌جمهور آمریکا است.

در جهان به‌خوبی شناخته شده که سبک تصمیم‌گیری و تعهدات آقای ترامپ، بیش از هر چیز، تابع اراده شخصی اوست. در روزهای پیش از «حمله برنامه ‌ریزی ‌شده»، بسیاری از شاخص‌های اولیه یک اقدام نظامی دیده شد؛ از جمله توصیه به تخلیه خانواده‌ها و پرسنل غیرضروری از پایگاه‌های ایالات متحده در خلیج فارس. از سوی دیگر، ترامپ از مقامات دفاعی و امنیتی خواسته بود سناریوهای مختلف اجرایی و واقع‌بینانه را برای تصمیم‌گیری او آماده کنند. با این حال، تاکنون تصمیمی برای حمله اتخاذ نشده است. گمانه‌زنی‌ها از حمله‌ای گسترده به تأسیسات زیرساختی و نهادهای سرکوبگر رژیم تا حمله‌ای نمادین یا سایبری در نوسان بوده است.

 

در عین حال، گزارش‌هایی وجود دارد که برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله ترکیه، با لابی‌گری از ترامپ خواسته‌اند از حمله گسترده خودداری کند؛ چراکه چنین اقدامی موجب بی‌ثباتی شدید منطقه خواهد شد. این در حالی است که آقای ویتکاف، مشاور ترامپ در امور خاورمیانه، مذاکره با نظام اسلامی را ـ علی‌رغم اولتیماتوم‌های پیشین ـ بهترین گزینه ارزیابی کرده است.

 

بر اساس اخبار داخلی تأییدنشده، علی خامنه‌ای بخش عمده اختیارات خود را به قرارگاه مرکزی سپاه پاسداران واگذار کرده است؛ قرارگاهی که در شرایط جنگی بالاترین مرجع فرماندهی نظامی محسوب می‌شود و برای اجرای تصمیمات خود نیازی به فتوا یا اجازه از بالا ندارد. سرکوب اعتراضات مردمی یکی از وظایف اصلی این قرارگاه است و می‌توان حدس زد که برای دوران پس از خامنه‌ای نیز سناریوهایی را پیش‌بینی کرده باشد. اکنون سپاه پاسداران، از طریق قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، عملاً سازوکار امنیتی–نظامی کشور و حتی بخش‌هایی از حاکمیت را در اختیار دارد.

 

تصمیم‌گیری‌های خصمانه‌تر درباره اسرائیل، خلیج فارس یا برنامه هسته‌ای نیز می‌تواند مستقیماً از سوی این قرارگاه اجرا شود؛ هرچند وضعیت نابسامان اقتصادی ممکن است آن را به سمت مذاکره با غرب، به‌ویژه آمریکا، سوق دهد.

افزون بر این، آسوشیتدپرس در روز چهارشنبه ۲۱ ژانویه گزارش داد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از سرکوب خونین معترضان، شدیدترین تهدید خود علیه ایالات متحده را مطرح کرده و هشدار داده است که جمهوری اسلامی «در صورت حمله مجدد، با تمام توان پاسخ خواهد داد (۲).»

 

عراقچی با اشاره به جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران در ماه ژوئن نوشت: «برخلاف خویشتن‌داری ایران در ژوئن ۲۰۲۵، نیروهای مسلح قدرتمند ما در صورت حمله مجدد، هیچ تردیدی در پاسخ نخواهند داشت. این تهدید نیست، بلکه واقعیتی است که به‌عنوان یک دیپلمات و کهنه‌سرباز بیان می‌کنم، هرچند از جنگ بیزارم.» هم‌زمان، دعوت او به مجمع جهانی اقتصاد در داووس به دلیل کشتار مردم ایران لغو شد و نشانه‌هایی از تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، از جمله اعزام ناوهای هواپیمابر، ناوشکن‌ها و جنگنده‌های اف-۱۶، مشاهده می‌شود.

 

برخی تحلیلگران ارتش ایران را به دلیل عدم مداخله در جلوگیری از کشتار مردم مورد حمله قرار می‌دهند. به‌عنوان یک نظامی با تجربه، این گفتمان را نادرست می‌دانم. شاهزاده رضا پهلوی بارها ادعا کرده‌اند که هزاران نظامی با سازمان ایشان تماس گرفته و آماده تمرد و پیوستن به معترضان هستند. این روایت، ادعایی واهی و غیرمسئولانه است و عملاً ضد‌اطلاعات ارتش را در موضعی فعال‌تر برای خنثی‌سازی هرگونه امکان همراهی قرار می‌دهد. حتی اگر چنین تمردی رخ دهد، ارتش در برابر سپاه پاسداران و نیروهای تحت فرمان قرارگاه خاتم‌الانبیا قرار خواهد گرفت؛ وضعیتی که به‌معنای جنگ داخلی میان نیروهای مسلح کشور است.

 

برخی نیز ارتش ایران را ارتشی ملی نمی‌دانند یا از وظایف و ساختار آن آگاهی ندارند و بی‌طرفی ارتش در سال ۱۳۵۷ را علت اصلی انقلاب اسلامی می‌دانند. حال آنکه محمدرضا شاه پیش از خروج از ایران، عملاً کنترل ارتش را به ژنرال هایزر آمریکایی سپرده بود و حتی بدون حضور او کمیسیونی در ستاد کل تشکیل نمی‌شد. امروز نیز می‌توان وضعیت کنونی را نتیجه خطاهای تاکتیکی و فراخوان‌های نادرست دانست که مردم بی‌دفاع را، بدون هماهنگی با بدنه ارتش، در برابر گلوله‌های سرکوبگران قرار داد.

 

بر اساس گزارش شاهدان، در تظاهرات اخیر لس‌آنجلس، افرادی که غیر از پرچم شیروخورشید یا پرچم اسرائیل در دست داشتند، از ورود به جمع تظاهرکنندگان  پهلوی خوانان منع شده‌اند؛ نشانه‌ای نگران‌کننده از مصادره یک خیزش مردمی.

 

در پایان، باید یادآور شد که ترس در جامعه رو به کاهش است، خشم در حال فزونی و مردم دیگر چیز چندانی برای از دست دادن نمی‌بینند. حتی آنان که سال‌ها به بی‌تفاوتی پناه برده بودند، اکنون از نظامی که جز خونریزی، دستاوردی نداشته، به ستوه آمده‌اند. امید است نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور، با درک این لحظه تاریخی، جبهه‌ای فراگیر برای نجات ایران شکل دهند.

 

تفاوت این مرحله با گذشته در آن است که جامعه از یک آستانه روحی–روانی عبور کرده است. شمار اندکی هنوز به آینده‌ای برای جمهوری اسلامی باور دارند. و چنان‌که هانا آرنت می‌گوید: «سلطه توتالیتر، همچون استبداد، بذرهای نابودی خویش را در درون خود می‌کارد.»

 

از این‌رو، شایسته است هواداران شاهزاده رضا پهلوی به صف مردم ایران بپیوندند و نخواهند بر موج پیروزی مردمی سوار شوند. از خیزش هفته‌های اخیر بیاموزیم: جز با اتحاد کثرت‌گرا، راه نجاتی وجود ندارد.

 

پیروزی از آن مردم ایران است.

ناخدا محمد فارسی

۲۳ ژانویه ۲۰۲۶