Iran National Front, USA

Home Page

Site Map

Return to Document Page

Mr. Ramin Naseh Responds Mr. Mohammad Amini Criticizing Article ( See Mr. Amini Article in Views )
- November 23, 2004

  گفتگو آیین درویشی نبود!

 مطلب بالادر دنباله" پاسخ کانون آينده نگري " افزوده شده.

ايران امروز   iran emrooz (نشريه خبری ـ سياسی الكترونيك)
----------------------------------------------------------------------------------
پاسخ "كانون آينده‌نگری ايران"
Tue   23 11 2004   1:00

سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۳

پاسخهای رامين ناصح به سوالات خبرنامه آينده نگر درباره مقاله آقای محمد امينی با عنوان "شيادی گيسوان بافته، كه من علويم" منتشر شده در سايت "ايران امروز"

خبرنامه آينده نگر: اخيرا فردی بنام محمد امينی طی يادداشتی در سايت "ايران امروز" مدعی شده است كه انتخاب نام "كانون آينده نگری ايران" برداشتی از نام "انجمن آينده" است كه آقای امينی از موسسين و اعضای آن می‌باشد، و نيز نام سايت خبرنامه آينده نگر نيز به تقليد از سايتی برگزيده شده كه اين انجمن آنرا اداره می‌كند. توضيح شما در اين رابطه چيست؟

رامين ناصح: ما اتهام هرگونه تقليد و شبيه سازی در برگزيدن نام "كانون آينده نگری ايران" را رد ميكنيم. قبل از اينكه در اين باره توضيح بدهم، بايد عرض كنم اينجانب به عبارتی جزء موسسين اين كانون محسوب نميشوم. اين تشكل فرهنگی-اجتماعی و غير سياسی مدتها پيش به همت چند تن از دوستان جوان ما پايه گذاری شد و در شهريور ماه امسال پس از ماهها تلاش اين عزيزان، مجوز اوليه آن بعنوان يك NGO از سوی سازمان ملی جوانان تاييد شد. ما (مديران فعلی كانون آينده نگری) در آن هنگام به فعاليت در يك سازمان سياسی مشغول بوديم، ولی دلايل و عواملی كه قبلا در مصاحبه های متعدد درباره آن توضيح داده ام (و متفاوت است با آنچه آقای امينی در مقاله شان بطور غير اخلاقی و ناجوانمردانه ادعای آنرا كرده اند)، باعث شد كه همراه با جمعی از دوستان هم انديش، بطور دستجمعی از فعاليت در آن سازمان سياسی كناره گيری كنيم و تصميم گرفتيم كه به فعاليتهای اجتماعی و فرهنگی و ايجاد يك جنبش گسترده فكری- اجتماعی برای "بازگشت به معنويت"، "بازشناسی هويت انسانی"، "احيای تعهد اخلاقی"، "نهادينه كردن تفكر آزاد انديشی و عدالتجويی" و "تعميق گفتمان حقوق بشر" در جامعه رو بياوريم.
تا جايی كه آگاهی دارم، نام "كانون آينده نگری" برگرفته از "انجمن آينده" در خارج از كشور و وبسايت "آينده - نگر" نبوده است و موسسين كانون آينده نگری، هنگامی كه چند نام را برای تاسيس اين تشكل به سازمان ملی جوانان پيشنهاد دادند -و از ميان آنها اين نام تاييد شد- اطلاعی از وجود چنين انجمن و سايتی نداشته اند. ولی كتاب "آينده طلايی" اوشو (كه بخشی از آن با ديدگاههای ما همسويی دارد) در اين نامگذاری بی تاثير نبوده است. دهها سازمان و تشكل سياسی، فرهنگی، سينمايی، آموزشی و حتی تجاری در ايران وجود دارند كه واژگانی چون "آينده"، "آينده سازان"، "آينده نگر"، "آيندگان" و... در نام آنها وجود دارد، و اهداف مختلفی را پيگيری ميكنند و مزاحمتی هم برای يكديگر ايجاد نميكنند!
نكته ای كه من با اين آقايان در ميان گذاشتم اينست كه ما با آنان رقيب نيستيم كه اينچنين در صدد تخريب ما برآمده اند. چرا كه از يكسو حوزه فعاليت ما با آنان تفاوت ميكند. يعنی فعاليت كانون آينده نگری صرفاٌ فكری، فرهنگی و اجتماعی است و به موضعگيريهای سياسی نمی‌پردازد. در حاليكه گروه آقای امينی اهداف سياسی خاص خود را دنبال ميكند. در ثانی، كانون آينده نگری مجوز فعاليت در سطح ملی را دارد و در خارج از كشور عضوگيری نميكند، در حاليكه "انجمن آينده" در خارج از كشور فعاليت دارد و در ايران فاقد عضو و تشكيلات است. بنابراين تداخلی بين فعاليت اين دو جريان بوجود نمی‌آيد، ما از آن هنگام كه متوجه شديم گروه ديگری با نام مشابه ما وجود دارد، فورا اعلام كرديم كه هيچ رابطه سازمانی و آرمانی بين ما و اين جريان وجود ندارد، بنابراين قصد استفاده از پيشينه فعاليتهای آقايان - آنطور كه نويسنده اين مقاله مدعی شده- وجود نداشته است، و خواسته مسئولين سايت مزبور مبنی بر تغيير نام سايت و تشكل ما، نه منطقی است و نه امكانپذير. بنظر من ما بايد وجود يكديگر و حتی وجود جريانات ديگری كه بخواهند با نام آينده نگری فعاليت كنند را تحمل كنيم، چرا كه آينده نگری و آينده شناسی (Futurism) در انحصار كسی نيست، اين عنوان در سطح جهان ماهيت واحدی ندارد و هر كسی ميتواند با رويكرد سياسی يا فرهنگی خود نسبت به مسائل و برنامه ريزی ای كه برای آينده دارد، خود را آينده نگر بداند.

آينده نگر: آقای امينی در مقاله خود مدعی شده است كه "هيچ آدم عاقلی كه دستكم كلاس ششم دبستان را تمام كرده باشد، در ثبت نشانی آينده نگر، آگاهانه به حذف «ه» و ثبت نشانی آينده نگر با املای نادرست «آيندِ نگر» تن در نمی‌دهد مگر آنكه در جستجوی خويش پی برده باشد كه املای درست، پيشتر به ثبت رسيده است!" مديران سايت به اين انتقاد، پاسخی جداگانه خواهند داد. جواب شما به اين ايراد "ادبی" چيست؟

ناصح: اولا سايت خبرنامه آينده نگر وابسته به "كانون آينده نگری ايران" نيست، در ايران چندين تشكل و رسانه وجود دارند كه با گرايش فكری آينده نگری (با تعريفی كه ما از آن داريم) فعاليت ميكنند و اين نهادها با هم در ارتباط هستند و همكاری نزديك دارند و بعضا اعضای مشتركی هم دارند. اين سايت و اين كانون هم از آن جمله اند. گرچه همفكران ما در سايت آينده نگر (كه برخی از آنها عضو كانون نيستند)، اخبار و مطالب كانون آينده نگری و ديگر انديشمندان آينده نگر را بخوبی پوشش می‌دهند، ولی مديران كانون آينده نگری جز در نقش عضويت هيئت مشاوران علمی اين سايت، مسئوليت ديگری را در اين سايت ندارند. ثانيا به عقيده بنده املای صحيح كلمه آينده نگر به انگليسی، همان ayandenegar است و نه ayandeHnegar. چون حرف "ه" در زبان فارسی دو نوع است. يك گونه آن، به چهار شكل "هـ، ـهـ، ـه و ه" نوشته می‌شود و در آخر كلمه صدای H يا ح ميدهد. مانند واله، آگه، راه، گنه و... و اگر موصوف يا مضاف قرار بگيرند، بعد از آن كسره ميگيرد، مانند "گنه پر ز لذت!" گونه ديگر آن فقط به دو شكل "ـه و ه" نوشته می‌شود و در آخر كلمه صدای E يا كسره ميدهد. مانند خانه، پروانه، هاله، و اگر موصوف يا مضاف قرار گيرد، بعد از آن همزه با صدای ی ميگيرد. مانند "خانهء دوست كجاست...!" كلمه آينده از اين نوع دوم است. مثل "آيندهء طلايی". اين دو نوع "ه" در دو فصل مجزای كتاب فارسی اول دبستان تدريس ميشوند. بنابراين آينده نگر، بطور متصل خوانده ميشود و ayandenegar نوشته ميشود. "ه" در آن صدای كسره می‌دهد، نه ح يا H. ما قبلا هم سايت آينده سازان را بنام ayandesazan به ثبت رسانده بوديم. همانطور كه خوانده ميشود. "آينده، سازان" خوانده نميشود. چون "ه" در "آينده" ساكن نميگيرد. بنابراين انتخاب نام domain از سوی موسسين اين سايت صحيح بوده است!

آينده نگر: نويسنده مقاله درباره تعريف شما از جنبش آينده نگری معتقد است كه شما در كانون آينده نگری سعی در پوشاندن جامه آينده نگری بر تن بی رمـق انديشه های كهنه پرستانه بـَـنگيان خانقاهی داشته ايد.

ناصح: در آينده نگری مورد نظر ما، عرفان و معنويت جايگاه خاصی دارد و آقای عبدالحسينيان نايب دبير كانون، در جزوه مستقلی اين مسئله را مفصلا تشريح كرده اند. ولی همواره تاكيد كرده ايم كه ما با برداشتهای انحرافی از تصوف مخالفيم و به "بنگيان خانقاهی" انتقاد كرده ايم... انحراف و كژروی در هر مذهب و مسلك و مكتبی وجود داشته است و انحراف بخشی از صوفيه، دليلی بر زير سوال بردن كل جريان عرفان و معنويت گرايی و تصوف راستين و انسان پرور نيست. جناب امينی در مفاخره نامه خود، مرتبا سعی دارند كه كلماتی چون "انقلاب انفورماتيك"، "دنيای فراصنعتی" و انسان گلوبال" و نظاير آن را به رخ ما بكشند و بدين وسيله خود را نوگرا و ما را كهنه پرست قلمداد كنند. برای انسان امروزين و "آپ تو ديت" البته كه اين واژه ها جذابيت زيادی دارد، ولی برای انسان آينده (و نيز انسان آينده نگر امروز!) دغدغه هايی فراتر از اينها وجود دارد. آينده نگرها كسانی هستند كه جلوتر از زمان خود می‌انديشند و در عين به روز بودن، برای انسان آينده برنامه ريزی ميكنند. پيشرفت علم و تكنولوژی برای تامين رفاه و سعادت بشر، ضروری است و ما نيز در كانون آينده نگری، ارج نهادن به دستاوردهای علمی بشر و كوشش در جهت ارتقاء سطح دانش و تكنولوژی را بعنوان يكی از اهداف تشكل خود برشمرده ايم، و در بهره گيری از انواع ابزارهای مدرن و فناوری اطلاعات برای پيشبرد برنامه های خود، شايد يكی از پيشروترين تشكلهای غيردولتی در ايران باشيم.

آينده نگر: و بالاخره نظر شما درباره اين بخش از نوشته آقای امينی چيست كه ميگويند كانون آينده نگری در اين روزگار حساسی كه دخالت در زندگی سياسی و آينده جامعه از هر زمانی ضروری ترشده است، جوانان را به كناره گيری از سياست و پرداختن به امور معنوی و بازگشت به اصالت انسانی فرامی خواند...؟

ناصح: اين هم يكی از اتهامات ناجوانمردانه جناب امينی است. گرچه ما بعنوان يك NGO با اهداف بلندمدت فرهنگی و اجتماعی، وارد فعاليتهای سياسی نمی‌شويم، و كاری با حكومتها نداريم بلكه با بينش و منش و تفكرات مردم سر و كار داريم، ولی اين بدان معنا نيست كه جوانان را به كناره گيری از سياست و گوشه نشينی فرابخوانيم. عرفان ما يك عرفان اجتماعی است. مانند آنچه حافظ و مولانا بدنبال آن بوده اند. عرفای آينده نگر در پی ساختن جهانی متفاوت با وضعيت نابهنجار فعلی بوده اند و هدفشان اين بوده است كه انسان دريابد كه بايد بطور جدی تصميم بگيرد تا آينده ای را خلق كند كه ديگر هيچ شباهتی به گذشته های ناكام و سياه او نداشته باشد.

 

      گفتگو آیین درویشی نبود!، پاسخهای رامین ناصح به سوالات خبرنامه آینده نگر درباره مقاله منتشر شده در سایت "ایران امروز" علیه جنبش آینده نگری در ایران

 

      خبرنامه آینده نگر: روز گذشته، وبسایت "ایران امروز" مطلبی را به قلم آقای محمد امینی عضو "انجمن آینده" در خارج از کشور، با عنوان "شیادی گیسوان بافته، که من علویم" منتشر کرد که مشتمل بر دشنامها و اتهامات بی اساس علیه کانون آینده نگری ایران و سایت خبرنامه آینده نگر بود. پیرامون مباحث مطرح شده در این یادداشت، مصاحبه ای را با آقای رامین ناصح دبیر موقت "کانون آینده نگری ایران" و عضو هیئت مشاوران علمی سایت "خبرنامه آینده نگر" ترتیب داده ایم که در زیر میخوانید:

 

      خبرنامه آینده نگر: اخیرا فردی بنام محمد امینی طی یادداشتی در سایت "ایران امروز" مدعی شده است که انتخاب نام "کانون آینده نگری ایران" برداشتی از نام "انجمن آینده" است که آقای امینی از موسسین و اعضای آن می باشد، و نیز نام سایت خبرنامه آینده نگر نیز به تقلید از سایتی برگزیده شده که این انجمن آنرا اداره می کند. توضیح شما در این رابطه چیست؟

 

      رامین ناصح: ما اتهام هرگونه تقلید و شبیه سازی در برگزیدن نام "کانون آینده نگری ایران" را رد میکنیم. قبل از اینکه در این باره توضیح بدهم، باید عرض کنم اینجانب به عبارتی جزء موسسین این کانون محسوب نمیشوم. این تشکل فرهنگی-اجتماعی و غیر سیاسی مدتها پیش به همت چند تن از دوستان جوان ما پایه گذاری شد و در شهریور ماه امسال پس از ماهها تلاش این عزیزان، مجوز اولیه آن بعنوان یک NGO از سوی سازمان ملی جوانان تایید شد. ما (مدیران فعلی کانون آینده نگری) در آن هنگام به فعالیت در یک سازمان سیاسی مشغول بودیم، ولی دلایل و عواملی که قبلا در مصاحبه های متعدد درباره آن توضیح داده ام (و متفاوت است با آنچه آقای امینی در مقاله شان بطور غیر اخلاقی و ناجوانمردانه ادعای آنرا کرده اند)، باعث شد که همراه با جمعی از دوستان هم اندیش، بطور دستجمعی از فعالیت در آن سازمان سیاسی کناره گیری کنیم و تصمیم گرفتیم که به فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و ایجاد یک جنبش گسترده فکری-اجتماعی برای "بازگشت به معنویت"، "بازشناسی هویت انسانی"، "احیای تعهد اخلاقی"، "نهادینه کردن تفکر آزاد اندیشی و عدالتجویی" و "تعمیق گفتمان حقوق بشر" در جامعه رو بیاوریم. تحلیل ما از شرایط و اوضاع این بود و هست که به این شیوه میتوانیم منشإ خدمات بیشتری برای جامعه باشیم و بطور ریشه ای به التیام دردها و آلام جامعه بپردازیم. لذا بنده پس از استعفاء، به همراهی دیگر یاران به کانون آینده نگری پیوستیم و مدیریت موقت این تشکل بدلیل داشتن تجربه در زمینه مدیریت سازمانها و نیز تحصیلات آکادمیک در این رشته، به من سپرده شد.

      تا جایی که آگاهی دارم، نام "کانون آینده نگری" برگرفته از "انجمن آینده" در خارج از کشور و وبسایت "آینده - نگر" نبوده است و موسسین کانون آینده نگری، هنگامی که چند نام را برای تاسیس این تشکل به سازمان ملی جوانان پیشنهاد دادند -و از میان آنها این نام تایید شد- اطلاعی از وجود چنین انجمن و سایتی نداشته اند. ولی کتاب "آینده طلایی" اوشو (که بخشی از آن با دیدگاههای ما همسویی دارد) در این نامگذاری بی تاثیر نبوده است. دهها سازمان و تشکل سیاسی، فرهنگی، سینمایی، آموزشی و حتی تجاری در ایران وجود دارند که واژگانی چون "آینده"، "آینده سازان"، "آینده نگر"، "آیندگان" و... در نام آنها وجود دارد، و اهداف مختلفی را پیگیری میکنند و مزاحمتی هم برای یکدیگر ایجاد نمیکنند!

      از "آینده نگری"، "آینده بینی" و "آینده شناسی" (ترجمه های مختلف واژه Futurism) تعاریف بسیار گوناگون و متضادی ارائه شده است. و گروههای مختلفی که با این عنوان در جهان فعالیت میکنند و داعیه دار آینده نگری هستند، ماهیت واحدی ندارند. ولی همه آنها بر این باورند که "نظر به سوی آینده دارند." هیچکس نمیتواند آینده نگری را در انحصار خود در آورد. کما اینکه ما هم این قصد را نداریم. در کتاب "جهان امروز و فردا" دو مورد از این تعریفها ذکر شده است: برخی فیوچریستها معتقدند که قرن بیست و یکم با تکنولوژی بسیار پیشرفته، جهان شگفتیها خواهد بود و پیشرفتهای شگرفی زندگی را برای هر یک از افراد بشر بسیار سهل و ساده خواهد ساخت. بیوتکنولوژی بیماریها را درمان خواهد کرد و بر طول عمر انسان خواهد افزود. روبوتها همه کارهای سخت و دشوار را بجای انسان انجام خواهند داد. فقر و بینوایی از صحنه گیتی رخت برخوهد بست و انسانیت به یک صلح جهانی نائل خواهد آمد و انسان به تسخیر و تصرف فضا و کرات آسمانی خواهد پرداخت. برخی دیگر از فیوچریستها یا آینده شناسان، به آینده روشنی اطمینان ندارند و جهانی را در پیش رو می بینند که همچنان در گمراهی و گرفتاری دست و پا می زند و در تنگنای بینش معنوی و بن بست اخلاقی گیر کرده است. این گروه از آینده بینان معتقدند که محیط آلوده زیست و بحرانهای اقتصادی بر جنگ و ستیز بشر خواهد افزود و بر اختلافها و برخوردهای سیاسی و نظامی دامن خواهد زد. و... رویکردهای دیگری هم از آینده نگری وجود دارد. تعریف ما از جنبش آینده نگری در مقالات، مصاحبه ها، جزوه ها و سخنرانی های متعدد تشریح شده است و بدین منظور همایشهای ویژه ای هم با عنوان "مبانی تفکر آینده نگری" تشکیل داده و خواهیم داد. تفکر آینده نگری مورد نظر ما بر "انسان گرایی معنوی" بنا شده است.

      نکته ای که من با این آقایان در میان گذاشتم اینست که ما با آنان رقیب نیستیم که اینچنین در صدد تخریب ما برآمده اند. چرا که از یکسو حوزه فعالیت ما با آنان تفاوت میکند. یعنی فعالیت کانون آینده نگری صرفاٌ فکری، فرهنگی و اجتماعی است و به موضعگیریهای سیاسی نمی پردازد. در حالیکه گروه آقای امینی اهداف سیاسی خاص خود را دنبال میکند. در ثانی، کانون آینده نگری مجوز فعالیت در سطح ملی را دارد و در خارج از کشور عضوگیری نمیکند، در حالیکه "انجمن آینده" در خارج از کشور فعالیت دارد و در ایران فاقد عضو و تشکیلات است. بنابراین تداخلی بین فعالیت این دو جریان بوجود نمی آید، ما از آن هنگام که متوجه شدیم گروه دیگری با نام مشابه ما وجود دارد، فورا اعلام کردیم که هیچ رابطه سازمانی و آرمانی بین ما و این جریان وجود ندارد، بنابراین قصد استفاده از پیشینه فعالیتهای آقایان -آنطور که نویسنده این مقاله مدعی شده- وجود نداشته است، و خواسته مسئولین سایت مزبور مبنی بر تغییر نام سایت و تشکل ما، نه منطقی است و نه امکانپذیر. بنظر من ما باید وجود یکدیگر و حتی وجود جریانات دیگری که بخواهند با نام آینده نگری فعالیت کنند را تحمل کنیم، چرا که آینده نگری و آینده شناسی (Futurism) در انحصار کسی نیست، این عنوان در سطح جهان ماهیت واحدی ندارد و هر کسی میتواند با رویکرد سیاسی یا فرهنگی خود نسبت به مسائل و برنامه ریزی ای که برای آینده دارد، خود را آینده نگر بداند.

 

      آینده نگر: آقای امینی در مقاله خود مدعی شده است که "هيچ آدم عاقلی كه دستكم كلاس ششم دبستان را تمام كرده باشد، در ثبت نشانی آينده نگر، آگاهانه به حذف «ه» و ثبت نشانی آينده نگر با املای نادرست «آيندِ نگر» تن در نمی دهد مگر آنكه در جستجوی خويش پی برده باشد كه املای درست، پيشتر به ثبت رسيده است!" مدیران سایت به این انتقاد، پاسخی جداگانه خواهند داد. جواب شما به این ایراد "ادبی" چیست؟

 

      ناصح: اولا سایت خبرنامه آینده نگر وابسته به "کانون آینده نگری ایران" نیست، در ایران چندین تشکل و رسانه وجود دارند که با گرایش فکری آینده نگری (با تعریفی که ما از آن داریم) فعالیت میکنند و این نهادها با هم در ارتباط هستند و همکاری نزدیک دارند و بعضا اعضای مشترکی هم دارند. این سایت و این کانون هم از آن جمله اند. گرچه همفکران ما در سایت آینده نگر (که برخی از آنها عضو کانون نیستند)، اخبار و مطالب کانون آینده نگری و دیگر اندیشمندان آینده نگر را بخوبی پوشش می دهند، ولی مدیران کانون آینده نگری جز در نقش عضویت هیئت مشاوران علمی این سایت، مسئولیت دیگری را در این سایت ندارند.

      ثانیا به نظر من جناب آقای امینی کتاب فارسی اول دبستان را بخوبی مطالعه نکرده اند. (وگرنه "تزویر" را "تذویر" نمی نوشتند!) به عقیده بنده -بعنوان یک شاعر و ادیب کوچک- املای صحیح کلمه آینده نگر به انگلیسی، همان ayandenegar است و نه ayandeHnegar. چون حرف "ه" در زبان فارسی دو نوع است. یک گونه آن، به چهار شکل "هـ، ـهـ، ـه و ه" نوشته می شود و در آخر کلمه صدای H یا ح میدهد. مانند واله، آگه، راه، گنه و... و اگر موصوف یا مضاف قرار بگیرند، بعد از آن کسره میگیرد، مانند "گنه پر ز لذت!" گونه دیگر آن فقط به دو شکل "ـه و ه" نوشته می شود و در آخر کلمه صدای E یا کسره میدهد. مانند خانه، پروانه، هاله، و اگر موصوف یا مضاف قرار گیرد، بعد از آن همزه با صدای ی میگیرد. مانند "خانهء دوست کجاست...!" کلمه آینده از این نوع دوم است. مثل "آیندهء طلایی". این دو نوع "ه" در دو فصل مجزای کتاب فارسی اول دبستان تدریس میشوند. بنابراین آینده نگر، بطور متصل خوانده میشود و ayandenegar نوشته میشود. "ه" در آن صدای کسره می دهد، نه ح یا H. ما قبلا هم سایت آینده سازان را بنام ayandesazan به ثبت رسانده بودیم. همانطور که خوانده میشود. "آینده، سازان" خوانده نمیشود. چون "ه" در "آینده" ساکن نمیگیرد. بنابراین انتخاب نام domain از سوی موسسین این سایت صحیح بوده است!

 

      آینده نگر: نویسنده مقاله درباره تعریف شما از جنبش آینده نگری معتقد است که شما در کانون آینده نگری سعی در پوشاندن جامه آينده نگری بر تن بی رمـق انديشه های كهنه پرستانه بـَـنگيان خانقاهی داشته اید. و یا مینویسد: با هزارمن سرخاب و سفيداب كه سهل است، با همه توليدات كارخانه های رنگ سازی كرج هم نمی توان مشتی افكار درويش مسلكانه و بازگشت به خويش خويشتن را بزك كرد و به عنوان انديشه آينده نگرانه و پيشرو به جوانان ايران فروخت. عرفان و تصوف جايگاه ويژه ای در فرايند انديشه و خرد در درازای تاريخ ايران داشته است. بررسی اين جايگاه تاريخی به حوزه پژوهش تاريخ انديشه و حكمت تعلق دارد و نه حوزه رهيافت و گفتمان برای آينده ايران. در این رابطه پاسخ شما چیست؟

 

      ناصح: در آینده نگری مورد نظر ما، عرفان و معنویت جایگاه خاصی دارد و آقای عبدالحسینیان نایب دبیر کانون، در جزوه مستقلی این مسئله را مفصلا تشریح کرده اند. ولی همواره تاکید کرده ایم که ما با برداشتهای انحرافی از تصوف مخالفیم و به "بنگیان خانقاهی" انتقاد کرده ایم و از جمله من در مصاحبه ای، به خاطراتی که از خانقاههای فرقه های منحرف دراویش داشتم اشاره کردم و اینکه در قدیم برخی آنان از مواد مخدر استفاده میکردند. در سال 77 در غزلی طولانی گفته بودم:

      در مزگت آمدم اثری از خدا نبود

      در خانقاه هم همه جز ادعا نبود

      درویش خرقه پوش بدیدم که اندر او

      جز کبر و عجب و نخوت و رنگ و ریا نبود

      در عالم و حکیم ندیدم نشان ز حق

      در شیخ مدعی اثری از صفا نبود

      ...

      در صوفیان که دم ز محبت همی زدند

      یکتن صفی و صافدل و باصفا نبود...

      یا در غزل دیگر گفته ام:

      چو در جماعت صوفی وشان نه شوقی بود

      ز خانقاه به میخانه برده ایم پناه!

      حافظ هم بعنوان یک عارف و صوفی پاکباز، در قبال جریان تصوف انحرافی موضعگیری شدیدی دارد. آنجا که میگوید: "صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد..." یا "کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل..." و مولانا معتقد است از هزاران صوفی نما، یکی از آنها صوفی واقعی هستند: "از هزاران تن، یکی تن صوفی اند - دیگران از دولت او می زیند!"

      ولی انحراف و کژروی در هر مذهب و مسلک و مکتبی وجود داشته است و انحراف بخشی از صوفیه، دلیلی بر زیر سوال بردن کل جریان عرفا