|
روضهخواني 28 مرداد
با عزم
راسخ و به قصد قربتالله در فكر شركت در مراسم دهه اول ماه محرم بودم كه
خواندن مقالهي آقاي حسين باقرزاده در سايت ايران امروز كه مراسم عزاداري
حسيني را مورد عتاب و خطاب قرار داده بودند، مرا بر سر دوراهي قرار داد.
مراد من
از شركت در اين مراسم جنگ و نزاع تاريخي خانوادههاي اموي نبود، بل تمثيل
آزادگي، فداكاري، از خودگذشتگي، ايستادگي در مقابل ظلم و ظلمت…
مد نظر بود.
دردسر
ديگر من شركت در مراسم سالانهي كودتاي
ننگين 28 مرداد ماه 1332 ميباشد كه باقرزاده آن را به مراسم سوگواري حسيني
و ضجهزدن و جستجو در گورستان تاريخ تشبيه كرده است.
كنيه
اسمي آقاي نويسنده (حسين
ـ زاده
باقر) و
همچنين سابقهي
فكري ايشان (ملي ـ مصدقي) مرا متعجب نمود كه اين چه نوع جبههگيري است ـ
پسروي است يا پيشروي
Post
Modernism
ـ نهايتا
اگر
هم سن و سالهاي ايشان دعواي معاويه را شاهد نبودند، لااقل
ما
ناظر و شاهد كودتا كه بوديم، كه جوانههاي اصيل آزاديخواهي را در ايران
لگدمال نمود.
نويسندهي محترم به نظر ميآيد كه پزشك نيستند، و شايد جامعهشناس هم
نباشند كه مستلزم آگاهي بر بافت جامعه است، به هر حال فرقي نميكند.
من هم به
صحراي كربلا ميزنم ـ در حركت دمكراتيك، مردم ايران به دنبال مردم سالاري و
انتخاب نمايندگان دورهاي جهت امور كشور ميباشند و معترض به افراد
غيرانتخابي هستند
(Non
Elected)
.
حال اين
نويسندگان به ظاهر دمكرات (باقرزاده، داريوش همايون، عليرضا نوريزاده…)
سنگ حكومت سلطنتي موروثي را بر سينه ميزنند كه فردي را مجددا به تاج و تخت
بنشانيم و حق دمكراتيك انتخاب آزاد و دورهاي نسلهاي آينده را پايمال
نماييم.
با احترام
دكتر
عزيزالله كرملو
|