Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Human Rights:  Sentencing Women to Lashes , Means Governmental Torture
The statement of International Campaign for Human Rights in Iran
April 2008

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

 

حکم شلاق براي زنان، مصداق شکنجه دولتي

بيانيه کمپين بين المللي‎ ‎حقوق بشر در ايران

روز: کمپين بين المللي‎ ‎حقوق بشر در ايران با انتشار بيانيه اي‎ ‎صدور حکم شلاق براي زنان ايراني را نقض‏‎ ‎الزامات ‏بين المللي تهران و و نشانه بارز شکنجه‏‎ ‎دولتي دانست‏‎. ‎

اين بيانيه که‎ ‎درپي صدور حکم شلاق و زندان براي چهار تن‏‎ ‎از فعالان زن منتشر شده، احکام زندان و‎ ‎شلاق ‏براي زنان ايران را برنامه اي در جهت‏‎ ‎سرکوب جنبش زنان ايران دانسته است‎. ‎

کمپين بين المللي‎ ‎حقوق بشر در ايران، در اين بيانيه حکم شش‎ ‎ماه زندان و ده ضربه شلاق براي مرضيه مرتاضي‎ ‎لنگرودي، نسرين افضلي و ناهيد جعفري و نيز‎ ‎حکم دو سال زندان براي زينب پيغمبرزاده‎ ‎را تهديدي عليه جنبش ‏مسالمت آميز زنان دانسته‎ ‎است و مي گويد‎ : "‎اين محاکمات بدون آئين‎ ‎دادرسي انجام مي شوند و چنين احکام ‏سنگيني‎ ‎بدون پشتوانه شواهد صادر مي شوند. اين دادگاهها‎ ‎ابزار تهديد جنبش حقوق زنان هستند تا آنهابا‎ ‎اين ‏تهديدها به فعاليتهاي مسالمت آميزشان‎ ‎پايان دهند‎." ‎

عصر ديروز زهرا‎ ‎ارزني وکيل مدافع ناهيد جعفري از صدور حکم‏‎ ‎ده ضربه شلاق و شش ماه زندان براي ‏موکلش‎ ‎خبر داد. ناهيد جعفري سومين زني است که از‏‎ 33 ‎زن فعال جنبش زنان که در روز 13 اسفند دستگير‎ ‎شده ‏بودند، چنين حکمي دريافت کرده است‎. ‎اتهام وي نيز اخلال در نظم عمومي عنوان‏‎ ‎شده است. وي از دو اتهام ديگر ‏وارد شده به‎ ‎وي، يعني اجتماع و تباني به قصد برهم زدن‏‎ ‎امنيت ملي و تمرد از دستور پليس تبرئه شد‎. ‎

ناهيد جعفري‎ ‎در روز 13 اسفند و در حين دستگيري شدن به‏‎ ‎خاطر ضرب و شتم و هل داده شدن و اصابت سرش‎ ‎به ماشين حمل زنان به زندان، به شدت آسيب‎ ‎ديد. وي در همين رابطه شکايتي را با وکالت‏‎ ‎شيرين عبادي و نسرين ‏ستوده عليه ضارب، تنظيم‎ ‎کرد. حکم روز گذشته که وي را در مقام متهم،‏‎ ‎خطاب قرار داده، در حالي صادر مي ‏شود که‎ ‎وي در مقام شاکي همچنين پاسخي از سوي دستگاه‏‎ ‎قضايي دريافت نکرده است‎.

----

کمپين و سال پيش رو

هما مداح

تغيير برای برابری: با شروع سال 1387، کمپین یک ملیون امضا نیز دومین بهار هستی خود را آغاز می کند. در یکسال و نیم گذشته ( از زمان آغاز فعالیت کمپین در شهریور ماه 1385)، کمپین راه درازی را پشت سر گذاشته است. از یک سو، تلاش فعالان کمپین و تناسب طرح با جامعۀ مدنی ایران، فعالان زیادی را جذب آن نموده، باعث راه یافتن گفتمان زنان به سطح جامعه شده و به کمپین ابعادی ورای تصور بنیان گزاران اولیۀ آن بخشیده است. از سوی دیگر مقاومت نیروهای محافظه کار در برابر خواسته های حقوقی زنان، باعث بازداشتها، احضارها و تهدیدهای متعدد فعالان کمپین شده است. جالب آنکه فعالیت مدنی و مسالمت آمیز حتی در سخت ترین شرایط و محدودیتها نه تنها به حیات خود ادامه می دهد، بلکه از خلال این محدودیتها به چشم اندازهای جدیدی نیز دست می یابد. تبلور این چشم اندازهای جدید، برخورد و آشنایی فعالان کمپینی در زندان اوین با زنان زندانی است که منجر به ارتباط فعالان زنان با این گروه حاشیه ای و فراموش شده از زنان شد و در شرایطی غیر از اعمال محدودیت بر کمپین امکان پذیر نبود! به هر حال به عقیدۀ من کمپین جوان ما راه بسیاری طولانی در پیش رو دارد که نیازمند برنامه ریزی پویا است. به همین خاطر قصد دارم در آغاز سال جدید، به دو ظرفیت نیمه کشف شدۀ کمپین بپردازم که به عقیدۀ من ارزش صرف زمان و دریافت توجه بیشتر از سوی فعالان کمپین را دارند و می توان با گنجاندن آنها در برنامه ریزی کمپین در سال جدید از پتانسیل آنها حداکثر استفاده را برد.

کمپین و فضاهای نیمه عمومی

زنان برای رسیدن به کمپین یک ملیون امضا راه دشواری را پشت سر گذاشته اند. یکی از دشواری های این راه طولانی ( از زمان مشروطه تا به حال) قدم برداشتن از سپهر و فضای خصوصی به فضای عمومی و اجتماعی بوده است. این راه از اندورنی ها و مکتب خانه های مخفی و کوچک در پستوی خانه ها آغاز شده، از تاسیس نخستین مدارس دختران، ورود زنان به مشاغل و حرفه ای شدن آنها گذر کرده و به درصد بالای ورود دختران به دانشگاه ختم شده است. در عرصه ی مبارزه برای دستیابی به حقوق برابر این راه از نوشتن با اسامی مستعار و جوابگویی به مردان در روزنامه هایی مانند شفق سرخ آغاز شده، به تظاهرات 8 مارس سال 57 می رسد و با گذر از آن به برگزاری علنی مراسم 8 مارس در 1378 و اجتماعات مسالمت آمیز خیابانی در 22 خرداد 1384 و 85 می رسد. در تمامی این سالهای طولانی و دشوار تلاش زنان برای دستیابی به عرصه ی عمومی با مخالفت و ممانعت مردان مردسالار و دولت مردسالار مواجه بوده است. زنان گاهی به واسطه ی سیاستهای دولتی نیز از دستیابی به عرصه عمومی منع شده اند مانند اجبار به کشف حجاب توسط رضاخان.

حالا جنبش زنان صاحب کمپینی است که بزرگترین ویژگی آن دستیابی به فضاهای عمومی از طریق جمع آوری امضا و گفتگوی چهره به چهره است. زنان محافل و هسته ها و گفتگوهای دونفره و چند نفره و درگوشی را پشت سر گذاشته اند و سهم خود از فضاهای عمومی را طلب می کنند. کافی است نگاهی به آمار دستگیری های کمپین بیندازیم تا به ماهیت تعلق آن به فضاهای عمومی بیش از پیش پی ببریم.کمپین مانند کودکی می ماند که نوزادی خود را در فضایی بسته طی کرده است و حالا می خواهد در فضای باز به تنفس و فعالیت بپردازد.

اما به نظر می رسد که فضاهای عمومی بیش از پیش محدود شده اند. جمع آوری امضا در مترو دیگر به صورت گسترده امکان پذیر نیست. در پارکها با خطر همراه است و در دانشگاهها مشکلات خاص خود را به همراه دارد. البته فعالان کمپین نشان داده اند که تهدیدها و دستگیریها باعث ترک فضاهای عمومی توسط آنان نخواهد شد، چه از طریق این فضاهاست که آنان به زنان دسترسی پیدا می کنند و کمپین بدون فضاهای عمومی به طرحی محدود و عقیم تقلیل می یابد. اما در عین حال فعالان باید به این نکته توجه کنند که افزودن فضاهای دیگر به فضاهای عمومی اولاً دستیابی آنان به زنان را افزایش می دهد و ثانیاً خطر برخورد با محدودیتها را کاهش می دهد. البته فعالان کمپین از ابتدای شروع به کار آن از فضاهای خصوصی و نیمه عمومی نیز سود برده اند. بسیاری از ما جمع آوری امضا را از خانوادۀ هسته ای خود آغاز کرده، در خانوادۀ گستردۀ خود و در جمع دوستان و آشنایان ادامه داده ایم. اما به نظرم در سال جدید کمپین می تواند انرژی بیشتری را صرف مکانهایی کند که من در اینجا آنها را فضاهای نیمه عمومی می نامم. در چنین فضاهایی افرادی که الزاما با یکدیگر آشنایی قبلی ندارند، برای مدت مشخصی در یک فضای بسته در محیطی نیمه رسمی- نیمه دوستانه در کنار یکدیگر قرار می گیرند. مثال بارز چنین مکانهایی، فضاهای آموزشی خارج از محیط آکادمیک رسمی و دولتی ( موسسات آموزش زبان، ورزش، هنر و ...)، جلسات مناسبتی ( انجمن اولیا و مربیان، یادبودها، نمایشگاههای هنری،....) و فضاهای درمانی ( به طور خاص مطب پزشکان) هستند. با سرمایه گزاری ( البته از نوع اجتماعی!) و برنامه ریزی برای کار و جمع آوری امضا در چنین فضاهایی فعالان کمپین می توانند اولا ماهیت عمومی بودن کمپین را حفظ نمایند و ثانیاً روند کار کمپین و جمع آوری امضا را با سرعت بیشتری به پیش برند. البته این پیشنهاد به هیچ وجه به معنای ترک فضاهای عمومی نیست، بلکه به معنای افزودن فضاهای نیمه عمومی به فضاهای عمومی و گسترش حوزۀ فعالیت کمپین است.

جذب نیروهای نیمه وقت

نیروهای فعال در جنبش زنان طیف بزرگی از زنان را بر می گیرند اما کمتر یا بیشتر، همگی زنان فعال در این عرصه به نوعی فعال تمام وقت اجتماعی یا فعال تمام وقت جنبش زنان به حساب می آیند. کمپین نیز از این قاعده مستثنی نیست. فعالان کمپین گرچه به گروههای سنی، تحصیلی و طبقاتی متنوعی تعلق دارند اما جنبش زنان اولویت فکری و کاری اول آنها به حساب می آید.

در سالهای اخیر با زنان بسیاری مواجه شده ام که علاقه مندند به جنبش زنان کمک کنند اما به صورت نیمه وقت و از راه حرفه و تخصص خود. این زنان که اغلب شاغل و دارای تحصیلات عالیه هستند به دلیل آگاهی از مشکلات حقوقی زنان یا برخورد مستقیم با این مشکلات علاقه مند به مشارکت در فعالیتهای مربوط به احقاق حقوق زنان هستند اما وقتی برای فعالیت مستقیم در کمپین یا تلاشهای مشابه آن ندارند. زنان هنرمندان که علاقه مندند برای کمپین کار هنری انجام دهند یا در راستای اهداف آن به خلق آثار هنری بپردازند ( مانند زنان نقاشی که سال گذشته، نمایشگاهی را برای کمپین در فرهنگسرای بهمن برگزار کردند)، زنان معلم و پرستاری که علاقه مند به شرکت در جلسات پراکندۀ کمپین و دعوت دوستان هم صنف خود به آن هستند، زنان استاد دانشگاهی که دوست دارند کمپین را به محیطهای دانشگاهی ببرند، زنان پزشکی که علاقه دارند در بیمارستانها یا مطبها به تبلیغ برای کمپین بپردازند، از این جمله اند. البته کمپین از هر کدام از این گروهها، چند نفری را جذب فعالیتهای خود کرده است اما به نظر سرمایه گزاری بیشتر برای جلب این افراد می تواند باعث ارتقای بیش از پیش کمپین شود. پیوستن این افراد به کمپین می تواند به دو شیوه به ما کمک کند اولا باعث گسترش کمپین در میان تعداد بیشتر و طیف متنوع تری از زنان شود، ثانیا جنبش زنان را متنوع تر و رنگین تر کند و از گیرافتادن فعالین زنان در جمع کوچکی از زنان و تکرار خود جلوگیری نماید، چون خطر دورافتادن از زندگی واقعی زنان برای زنان فعال اجتماعی که مرتبا با یکدیگر و در قالب گروههای کوچک در تماسند، همیشه وجود دارد و ثالثا، جنبش زنان را توان مند تر کنند و فعالان زنان را از مرحلۀ ابن سینا بودن! و تسلط بر همۀ فنون و امور وانجام تمام فعالیتها توسط یک گروه کوچک خارج کنند. باید توجه کنیم در دنیای جدید همۀ گروهها به دنبال ارتقا و بهبود فعالیتهای خود هستندو تکرار خود و اشتباهات پیشین به بهانۀ نداشتن نیروی کافی دیگر قابل پذیرش نیست. یادم می اید که چندسال پیش به مناسبی سرودی تهیه کرده بودیم. دوستی شکایت داشت که چرا اینقدر کیفیت صداها پایین است، چرا افراد فالش می خوانند و با هم هماهنگ نیستند. در جواب به او گفتیم که وقت تنگ بوده است و خواننده ها را هم از بین خودمان انتخاب کرده ایم. او هم جواب داد "یعنی در این مملکت 6-7 تا زن خوش صدا که بتوانند با هم یک هفته تمرین کنند پیدا نمی شد؟ چرا همۀ کارهای ما اینقدر دم دستی و کم کیفیت است؟ چرا ما اصرار اریم که همۀ کارها از خواندن آواز تا چاپ و تکثیر سالنامه و برگزاری انواع مراسم را خودمان انجام دهیم و از زنان دیگری که تجربه و تخصص لازم را دارند، کمک نخواهیم؟ این خودش یک جور تفکر سکتاریستی و خود را تافتۀ جدابافته در نظر گرفتن نیست؟"

می خواهم مطلبم را با ذکر این نکته تمام کنم که مشکل عدم جذب نیروهای نیمه وقت به جنبشهای اجتماع خاص کشور ما نیست و در کشورهای دیگر نیز وجود دارد. با دوستی فمینیست از اردن در این مورد صحبت می کردم و او نیز به این نکته اشاره کرد که جنبشهای زنان به روی زنان صاحب موقعیت شغلی-حرفه ای مناسب و علاقه مند به فعالیت نیمه وقت باز نیستند و حداکثر کمکی که از این زنان گرفته می شود، کمک مالی است. او البته دلیل این امر را به میزان زیادی نگرش منفی زنان فعال در جنبشها نسبت به این زنان می دید و معتقد بود که زنان فعال اجتماعی تصور می کنند که این زنان نمی توانند کمک چندانی به جنبش بکنند و فقط در جایگاه حرفه ای خود از مزایای عضویت در جنبش زنان سود می برند" چه زنی بدش می آید، خانم دکتری که انتخاب می کند، مدافع حقوق زنان هم باشد؟" او معتقد بود حتی زمانی که این زنان با خلوص نیت! وارد جنبش زنان می شوند نیز از سوی زنان فعال تمام وقت جدی گرفته نمی شوند چون به خاطر مشغله های خود فرصت شرکت در تمامی جلسات و تصمیم گیری ها را ندارند. البته اردن چه به لحاظ فرهنگی و چه به لحاظ موضع حکومت در قبال فعالیتهای زنان، با ایران تفاوتهای عمده ای دارد و من هم برای دوستم شرح دادم که فعالیت در جنبش زنان در ایران بشیتر از پرستیژ برای فعالان، هزینه به دنبال دارد! قصدم از روایت این گفتگو این بود که نشان دهم مشکلات ما در ایران، منحصر به فرد نیست و در نقاط دیگر دنیا، البته به اشکال متفاوت وجود داردن.

کمپین یک ملیون امضا بی شک در سال جدید حرکتی رو به جلو خواهد داشت، فعالان کمپین و زنان ایرانی پیش از این نیز نشان داده اند که هیچ نیرویی نمی تواند بر رنج و اندوه آگاهانۀ آنها از شرایط خود غلبه کند و آنان را ادامه مسیر منصرف سازد.

----

ایرانیان مقیم کویت نیز آغوش خود را بروی کمپین گشودند

2 اردیبهشت 1387

مدرسه فمينيستی: به تازگی جمعی از ایرانیان مقیم کویت به کمپین یک میلیون امضا پیوسته اند. آنها با آغاز به کار خود، وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در کویت را برای اطلاع رسانی درباره فعالیت های کنشگران کمپین در کویت راه اندازی کردند.

در فراخوان گشایش کمپین در کویت می خوانید که «با گسترش فعالیتهای موازی با بیداری و آگاهی زنان ایران که بارزترین این فعالیتها در کمپین یک میلیون امضا متجلی میشود ایرانیان مقیم کویت نیز برای عقب نماندن از قافله پشتیبانی از زنان و درخواستهای حق بجانب و مسالمت آمیز آنان بصورتی شگفت انگیز از فعالان کمپین یک میلیون امضا در این کشور استقبال کردند. این استقبال نه تنها شامل زنان بود بلکه مردان نیز در امضا کردن فرمهای مخصوص کمپین که تلاشی مسالمت آمیز و قانونی جهت رفع تبعیض و ایجاد بستری از برابری در میان شهروندان ایران زمین است درنگی به خود راه ندادند که این خود نشانه سطح بالای فکری و فرهنگی جامعه بخصوص نوین ایران است.اضافه بر ایرانیان مقیم کویت بومیان این کشور و دیگر ملیتهای مقیم در این کشور نیز از این طرح استقبال کرده و زن ایرانی را بدلیل سطح بالای آگاهی و شجاعت مورد ستایش قرار دادند.»

برای آشنایی بیشتر و همکاری با این وبلاگ می توانید، با آدرس پست الکترونیک Kuwait.campian@gmail.com تماس بگیرید.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.