مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » لاله زار: تماشاخانۀ نوگرائیِ ایرانی – بخش نخست—- مسعود نقره کار

لاله زار: تماشاخانۀ نوگرائیِ ایرانی – بخش نخست—- مسعود نقره کار

 


masoud-noghrekar-4.jpg
نمایش نوگرائیِ ایرانی سال ها در تماشاخانه ای با فانوس های نفتی و سایۀ عشاق ودلداگان بر شیشۀ ویترین مغازه هایِ موقوفه علاء الدوله، وهنرنمائی قمروعشقی وعارف در سالن گراندهتل و صدای مؤذن مسجد هدایت وعربده شعبان جعفری در تئاتر فردوسی بر صحنه بود. شانزه لیزۀ ما اما باور نمی کرد روزگاری بر ویرانه های خویش سوگوارانه به جستجوی فانوس های نفتی و دلدادگانِ تماشاخانه باشد.

*******فانوس های نفتی و چراغ های گازی که روشن می شدند عشق و دلدادگی سیمای لاله‌زار را زیباترمی کرد. برشیشه ی ویترین های اجناس فرنگی ی دکان ها و مغازه های غربِ خیابان، که موقوفه های خانواده علاء الدوله امیر نظام بودند، فانوس ها سایه عشاقِ ” آلامُد” نقش می زدند. حاج امین الضرب نیز محوطه ای را به نمایشگاه کالسکه های مدرن بَدَل کرده بود، تا شاید سبب شود کسی خیال نکند تراموا و “واگون اسبیِ” قدیمی لاله زار مدرن ترین وسیله ی نقلیه اند، و ضرب آهنگ سُم اسبان واگون اسبی” خط بازار که تا آخر خیابان لاله زارنزدیک خیابان رفاهی رفت و آمد می کرد” برسنگفرش لاله زار ماندگار خواهد ماند.

” دوش سوی لاله زارم برد عزم سیر و گشت
خسته از بیکاری و پیشانی از غم چین زده
دیدم آنجا داستانی از عبور مرد و زن
مرد و زن نه، بل بت فرخاری آذین زده
ماهرویان دیده ها بر روی ویترین دوخته
وز صفا رخ طعنه بر آئینه و ویترین زده
……………………………………….” (1)

پیش تراینجا “باغ لاله زار” بود، باغی زیبا و مصفا و پُرگُل ودرخت با لاله ها و نرده های چوبی، باغی گردشگاه شاه و درباریان، و محل اقامت و پذیرائی هیئت ها و نمایندگان وسفیران کشورهای خارجی، باغی که یکی از نخستین مهمانان اش ژنرال گاردان، افسر مأمور فرانسوی، بود.( به سال ۱۱۵۴ ه.ش ). فتحعلی شاه و محمد میرزا فرزند عباس میرزا در این باغ گردش می کردند، و گاه “سواره از ارگ به این باغ می آمدند.”، مکانی برای سیزده بدر کردن ها و شادمانی ها و جشن های درباری بود. رجال و ودرباریان نیز در روزهای تعطیل پیاده یا سواربر کالسکه، در باغ گشت و گذاری می کردند، درباغی که سال ها محل اقامت وسکونت میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی بود(2)
افزایش جمعیت و ضرورت گسترش شهرتهران سبب شد به خواست ناصرالدین شاه تهران بزرگ شود، تا او بتواند در رقابت با استانبول و دارالخلافۀ عثمانی، دارالخلافۀ ناصری رو کند. درطرح گسترش تهران، ” باغ مبارکه لاله زار که از باغات دولتی، اصلا”و اساسا” ازابنیه و آثارعهد خاقان خلدآشیان، فتحعلیشاه انارالله برهانه است و…” (3) در محدوده ی دارالخلافه قرار گرفت. ازآن پس بتدریج پای غیردرباریان و مردمان عادی به این باغ باز شد.
میرزاحسین خان مشیرالدوله ( سپهسالار) مشّوق ناصرالدین شاه برای سفر به فرنگ شد. (۱۲۵۲ ه.ش -۱۸۷۳ میلادی). شاه درسفر به پاریس چنان مجذوب مراسم باشکوه در شانزه لیزه شد که درصدد ساختن خیابانی شبیه شانزه لیزه در دارالخلافه برآمد. پس از بازگشت اعلیحضرت دستوراحداث خیابان لاله زاردرباغ لاله زار را صادر کرد، خیابانی که می بایست اعتباروهویت شاه و شهرجلوه کند.

نقشه لاله‌زار یا شانزه‌ لیزهٔ تهران کارِعبدالرزاق بغایری، از بنیانگذاران فن نقشه برداری و علم جغرافیا ست(4). وقتی خیابانی که ازغرب به خيابان علاء الدوله و از شرق تا فيل خانۀ سلطنتی می رسيد، خیابانی که می توانست جشن ها وآتش بازی ها و گاردن پارتی ها و مراسم رسمی سلطنتی در میدان توپخانه را شاهد باشد شکل گرفت، وفانوس های “حسین خان چراغچی” و نيمکت هاو درخت های حاشیه اش نصب و کاشته شدند تا شبیه شانزه ليزه پاريس شود. خیابانی که در نخستین شبی که کارخانۀ برق حاج امین الضرب به کار افتاد و چراغ برق های اش روشن شدند”مردم دارالخلافه از همه جا برای تماشای واقعه ای شگفت آور و عجیب به این خیابان سرازیر گشته و انگشت حیرت به دندان می گرفتند و حتی چند نفر از مردم قشری می گفتند دنیا دیگر به آخر رسیده و این روشنائی از قدرت شیطان است”. و نَم نَمَک خانه های نوساز با آجر و سنگ، با سردرها و شیروانی های زیبا نیز ساخته شدند، تا دولتمندان و خارجیان و متمولان نخستین ساکنان شانزه لیزه ی تهران باشند. ساکنان جدید و کارمندان و مراجعان سفارت‌خانه‌ها امکانات خاص خود می طلبیدن. پیدائیِ و رشد نهادها، پاتوق ها وفعالیت‌های فرهنگی و تفریحی، و مکان های ارائه خدمات شیک و لوکس آغاز شد: کافه هائی که از بستنی و قهوه فروشی شروع کردند، تئاتر، محل برگزاری اُپرا، مطب دکتر، خیاطی فرنگی دوز، سلمانی جدید، صرافی، جواهر فروشی، تجارتخانه، فروشگاه پوشاک، کلاه فروشی به سبک اروپائی، عکاس خانه، محل نمایش فیلم و…. ایجاد شدند. سالن هتل “گراند هتل” که اواخر دوره قاجاریه به دست یک مهاجرقفقازی به نام باقرخان درلاله زاربنا شد، محل اجرای برنامه های قمر وروح انگیز، وعارف و عشقی شد تا موسیقی وآواز و” پیس” های متفاوت اجرا شوند. کوچه ملی ( کوچه باربد) – پاتختِ موسیقی – گسترش “کوچه های لاله زار” را سبب شد. (5) سينما برای اولين بار از روی نقشه های اروپائی ساخته شد، ” فقط پنج سال پس از اختراع سینما، دوفرنگی سینما سولی را در تبریز راه انداختند که 100 نفر گنجایش داشت ، بعد از آن میرزا ابراهیم عکاس باشی که همراه شاه به سفر رفته بود و چند فیلم و یک دوربین به همراه آورده بود در منزل خودش درلاله زار برای عده معدودی فیلم نمایش داد…مدتی بعد میرزا ابراهیم خان نخستین گام را برداشت و در گراند هتل لاله زار، تهرانی ها اولین بار فیلم دیدند…( به سال 1284 )”. و لاله زار موقعیتی یافت که دروصف اش شعرها سرودند و سخنوری ها کردند، (6) و نام ها بر این خیابان نهادند.خیابان ” دکتر تولوزان” خوانده شد، چرا که تولوزان ” حکیم باشی و پزشک مخصوص و مشاور مورد اعتماد شاه دراین خیابان، نه در یک کاخ مجلل بلکه در خلوتکده ای دنج و ساده که در خوریک حکیم وارسته چون اوبود، سکنی داشت” .

جنبش مشروطیت‌ لاله زار را هم به جنب و جوش فرهنگی و سیاسی بیشتری انداخت و براعتبار نوگرایانه اش افزود. لاله زار به یکی از مهم ترین مراکز تجمع روشن فکران فرهنگی و سیاسی و مبارزه ضد استبدادی بَدَل شد. کار به جائی رسید که حتی شاهد ترورهای سیاسی شد. دفاتر روزنامه ها و مجله ها، دفاتر احزاب و سازمان ها و نهادهای اجتماعی و مدنی، مدارس جدید، کتابخانه ودیگر نمادها و نهادهای سیاسی و فرهنگی دراین خیابان جانی گرفتند. لاله زارو کوچه های اش محل بحث و جدل و چاپ شبنامه ها و روزنامه ها شدند. نخستین کنسرتی که انجمن اخوت به رهبری درویش خان برپا کرد بر فضای لاله زار تاثیر گذاشته بود، انجمنی که ظهیرالدوله، وزیر تشریفات سلطان صاحبقران بنیان اش نهاد و پسرش ظهیرالسلطان بخشی از باغ ظهیر الدوله را به نام انجمن اخوت حفظ کرد، باغی که ” کوچه برلن” می باید آن را به یاد داشته باشد. ” آنچه از باغ و خانه ظهیرالدوله ماند بخشی سفارت بلژیک و خانقاه انجمن اخوت شد. باقیمانده سه دانگ به یکی ازخوانین بختیاری فروخته شد و سه دانگ دیگر به صورت رهن نزد حسین امین الضرب قرار گرفت. سه دانگ خان بختیاری را حاج رحیم اتحادیه خرید، و برای اینکه شش دانگ را در اختیار بگیرد بین او و امین الضرب مرافعه در گرفت که به محضر امام جمعه خوئی هم کشیده شد و بالاخره اتحادیه مالک شش دانگ شد و…”.

لاله زار نه فقط در حوزه ی فرهنگ و سیاست، که در تجارت و اقتصاد نیزاز مراکز تاثیرگذار و منشاء تغییر و تحول به ویژه درعرضه کالا و ارائه خدمات بود. عرضه ی کالا و ارائه ی خدمات از روش سنتی، روش و منش بازاری و راسته ای و تیمچه ای، به شیوۀ جدید مغازه ای و بوتیکی و پاساژی درآمد. پاساژهائی که کالاهای متنوع و متفاوت عرضه می کردند.( 7) درباریان و خارجی ها وثروتمندانِ آلامُد، و مراجعان سفارت‌خانه‌ها عمده مشتریان این مغازه‌ها و پاساژها بودند.دردوره ی مشروطه برتعداد درشکه ها و کالسکه هائی که صدای سُم اسبان و چرخ های شان برسنگفرش نوساز خیابان موسیقی متن لاله زار بود، نیز افزوده شد. وسائل حمل و نقل موتوری نیز به این مجموعه اضافه شدند.

ترکیب جمعیت ساکن درلاله زار واطراف آن، و نیز بازدید کنندگان از این خیابان می طلبیدند تا امکانات تجاری، فرهنگی و هنری، و تفریحی و تفننی درخور احداث شود. رستوران ها و کافه هائی به سبک و نام فرنگی، به ویژه فرانسوی نیز درخیابان پدیدار شدند، و بر تعداد کافه و تئاتر و سینما وتماشاخانه افزوده شد.
رد پای ظهورهمه نوع جنسی در این خیابان باریک و کوتاه دیده می شد : لاله زار نوگرا و مدرن، لاله زار سیاسی، لاله زار آخوندیسم و جاهلیسم، لاله زار عشاق و دلداگان ، لاله زار تجاری، و لاله زاری که روایتگر بخشی ازتاریخ سیاسی و فرهنگی سرزمینمان بود.
در دوره رضا شاه جنب و جوش سیاسی و فرهنگیِ لاله زار ادامه یافت. خیابان لاله زار امتداد داده شد و از خیابان شنی شمال لاله زار و بيابان های شمالی اش لاله زار نو ساخته شد، که همه چیزش نوترازلاله زاربود، با چهارراه معروف ” کُنت ” در ميانه اش، که نام اولين رئیس نظمیه تاصرالدین شاهی را برآن گذاردند.(8) خانه های بزرگ و مجلل برخی از رجال سیاسی و درباریان درخیابان های اطراف چهارراه کُنت ساخته شد. بوتیک ها و پاساژهای فرنگی و نخستین سينمای روباز در این خیابان احداث شدند.

بعد از شهریور 20 لاله زار شاهد جنب و جوش بیشتری شد. لاله زار دیگریک کانون سیاسی وفرهنگی و هنری می نمود. بر تعداد سفارت خانه ها در آن منطقه، و تعداد و وسعت دفاتر تشکل های سیاسی و اجتماعی، دفاتر روزنامه ها و مجله ها افزوده شد. آخوندیسم و جاهلیسم – جاهلیسم سیاسی وغیرسیاسی – نیز حضور پُررنگ تری پیدا کردند. با اینحال لاله زار، نو و قدیمی اش، هنوز درزمره ی گردشگاه ها و تفریحگاه ها و محل خرید و فروش اجناس و پوشاک های لوکس و اروپائی بودند.

در دورۀ محمد رضا شاه تا سال های 32-31 لاله زار هنوز یکی از مراکز فرهنگی و سیاسی روشنفکری به حساب می آمد. بعد از کودتای 28 مرداد لاله زار بتدریج چهره عوض کرد. سیطره فضای سرکوب وخفقان از سوئی و گسترش شهرتهران، برپائیِ کاباره و کافه و تئاتر و سینما و پاساژهای متعدد در شمال شهر و دیگر مناطق مرکزی تهران، در تغییر چهره و تغییر سطح فرهنگی و اجتماعی لاله زارنقش ایفا کردند. لاله زار بیشترمحل تفرج و تفریح و پذیرای طبقات متوسط و اهالی جنوب شهر و مهاجران شهرستانی شد. پدیده ای به نام فرهنگ لاله زاری، موسیقی وآواز وترانه و تئاتر، و به طور کلی هنرلاله زاری با کیفتی متفاوت با گذشته ی لاله زار، شکل گرفت. لاله زار مرکز موسیقی و نمایش های عامیانه شد، با هنرمندانی مانند مهوش ، آفت، جبلی، آغاسی، سوسن و…

“…در کافه های اوایل لاله زار صدای مهوش ، بت صد و پنجاه کیلویی الوات تهران می آمد. حالا صدای آفت وشهپرو جبلی و شفیعی پخش می شود و این ” صدای مردمی” که مایه تفریح و کنجکاوی شده است بعدها در محافل اعیانی هم شنیده می شود. صدای خواننده ی کوچه و در دربار و خانه ی نخست وزیرهم به گوش می رسد…”(9)
” تئاترهائی که عبدالحسين نوشين و همسرش لورتا، ” مستنطق”، “بادبزن خانم ويندرمير”، “مادام باترفلای” و “باغ آلبالو” ، “پرنده آبی ” و”رستم و سهراب” را به صحنه برده بودند، دیگرگونه شدند. تماشاچیانن شان نیز دیگرحکیم الملک( ابراهیم حکیمی – نخست وزیر)، ویا احمد قوام که به تماشای نمايشنامه “ويس و رامين” در تئاتر دهقان می رفت، نبودند. تئاترهای تاريخی و موزيکال و تئاترهائی که علی نصيريان، عزت الله انتظامی ونصرت الله محتشم و هوشنگ سارنگ هنرنمائی می کردند ، و سن هائی که قمر و ملوک ضرابی آواز می خواندند، تبدیل به تماشاخانه و کافه هائی شدند، که نمایش های روحوضی و سیاه بازی و …و موسیقی عامیانه بر صحنه می بردند. کافه ها دیگر پاتوق کارمندان دولت و کسبه ها و جاهل ها و لات ها شد، و نَم نَمَک کوچ روشن فکران و اهل سیاست ازلاله زارآغاز شد. از اواخر دهه ی چهل سینماها نیز افول خود حس کردند، آنها رونق سال های 30 را نداشتند، حتی رونق آن هنگام که ” سینما رودکی افتتاح شد، وبا فیلم ” بن هور” اکثر روزها همه سانس ها و تمام 803 صندلی های اش پُر بودند”

انقلاب بهمن و حکومت اسلامیِ بر آمده از آن تیر خلاص بر شقیقیه ی لاله زارِ فرهنگی و سیاسی چکاند، و نزول و سقوط فرهنگی واجتماعی اش را تکمیل کرد. از ماه ها قبل از انقلاب لاله زار آماج حمله ی انقلابیون متدین و حزب الهی قرار گرفت، تهدید و حتی تخریب و اقدام به آتش زدن سینماها، تماشاخانه ها، تئاترها، کافه ها، کاباره ها و مغازه های لوکس درزمره ی تکالیف و وظایف این حضرات قرار گرفت. با قدرت گیری “جاهل ها و لات های متدین” تخریب بازمانده های لاله زار نوگرا علنا” آغاز شد. “سازمان تبلیعات اسلامی” و ارگان های مشابه بر سینماها ی لاله زار نیز چنگ انداختند، و گام به گام آن ها را به تعطیلی کشاندند. سینما رودکی 18 فروردین سال 1378 تعطیل شد، و تک وتوکی سینمای نیمه جان دیگر ماه ها بعد آخرین نفس ها کشیدند، و بازمانده ی تئاترها و تماشاخانه ها سرنوشت سینما رودکی را پیدا کردند. تئاتر پارس از یادگارهای دوران پهلوی اول نیزآخرین سالن تئاتر لاله زار بود، که تعطیل شد تا لاله زاربا تعطیلی نمايشنامه لبخند به کارگردانی جعفر رازپوش، آخرين نشانه ی هویت و حیات فرهنگی و هنری اش را از دست بدهد. آنچه از تئاترها و تماشاخانه ها و سینماها ماند متروکه ها و مخروبه هائی بیش نیستند. ساختمان ها و خانه ها و کوچه های لاله زار، که نشانه ها از معماری پیشرفته و مدرن داشتند و نمادی از فرهنگ و تاریخ شهری بودند، به انبار کالا و محل هائی نیمه مخروبه – متروکه بَدَل شده اند.

از آن خانه های فرنگیِ بزرگ و زیبا و باغ های اشراف قاجار تک و توکی باقی مانده اند، که ” منزل اتحاديه” – یا خانه امین السلطان- یکی از آنهاست، فضائی بیش از 5 هزارمتردر قلب لاله زار، خانه ای که زمانی حیاط خلوت روشنفکران بود، اما تنها بهره گیری هنری از آن فیلمبرداری سريال دايی جان ناپلئون در این خانه شد، که مش قاسم خیال می کرد “صد در صد زیر نظر انگلیسی ها ست”!. البته خانه معین التجار بوشهری نیز پا برجا ماند تا از آن به عنوان یکی از ” نفایس معماری عصر قاجار” نام برده شود، کوچه بوشهری که چند بنای قدیمی در خود جای داده است” نیمی ازبدنه جلوی اش ساختمان سینما خورشید و قسمتی از در ورودی اش دکه فروش کتاب شده است”، کوچه ای که نام و سرقفلیِ همان خانه را دارد.

برای جایگزینی کسب و کارهای پیشین ابتدا تولیدی های پوشاک به این خیابان روی آوردند اما سودی در این کار ندیدند. صاحبان و تولید کنندگان لوازم و کالاهای الکتریکی با توسعۀ صنایع الکتریکی و نیاز روزافزون به این نوع لوازم لاله زار را مناسب ترین محل یافتند و به آن هجوم آوردند، و لاله زار شمالی و جنوبی راسته ” لوستر فروش” ها شد. همجواری نسبی لاله زار با خیابان چراغ برق (امیرکبیر) و سابقۀ وجود کارخانۀ برق در این خیابان و الکتریکی های خیابان ناصرخسرو و پشت شهرداری، این جابجائی را تسریع کرد. ” فروشگاه لوازم برقی ساسانیان، یکی ازنخستین مغازه های الکتریکی‌، که در خیابان ناصرخسرو بود، به لاله زار نقل مکان‌ کرد، و این را آغاز تبدیل لاله زار به راسته ی الکتریکی ها دانسته اند. لاله زار الکتریکی ها خراب تر و فرسوده تر شد چرا که کارگاه های تولیدی و انبارها و بسیاری از مغازه ها و پاساژ ها نیازی به رسیدگی ظاهری ندیده اند.”

از ابتدای لاله زار تا انتهای لاله زارنو فصل هائی از تاریخ سیاسی و فرهنگی میهنمان ورق می خورند. “…ساختمان سینما تابان پرازحرف های ناگفته است. درهای ساختمان سینما بسته است و از مدیر یا کارکنان سینما خبری نیست. انگار نه انگار روزی درو دیوار آن شاخصه ای بود برای خیابان، و اولین فیلم فارسی زبان به نام دخترلر در سینما تابان نمایش داده شد و سر درش هم همیشه عکس های هنرپیشه های معروف زمان را می زدند…لاله زارفرهنگی امروز بورس الکتریکی ست، روزگاری قدم زدن در لاله زار لذت گام بر داشتن در شانزه لیزه پاریس را داشت، حالا ازگراندهتل و فروشگاه های شیک و لوکس و خانه های آن چنانی و مشتری هایش خبری نیست، تنها حسی که امروز در لاله زار زنده می شود این است که از خود بپرسی، کی خیابان به پایان می رسد و تو از این ازدحام خلاص شوی!” (10)

ادامه دارد

******

منابع و توضیح ها:

1- -باستانی پاریزی، لاله زار، شهروند، تورنتو- کانادا

http://www.shahrvand.com/archives/46898

2- محمد رضا پولادوند، لاله زار، سی سال محکومیت، نشر جمهوری اسلامی، چاپ اول ، سال 1389( از این کتاب نقل قول های بیشتری آورده ام که با گیومه مشخص شده اند)
3- بنگرید به: اعتمادالسلطنه، روزنامه شرف، در باره باغ لاله زار، شماره 24، مورخ محرم 1302 ه.ق (1885 میلادی)
(محمد حسن خان ( صنیع الدوله) معروف به اعتماد السلطنه، موّرخ و محقق، از سیاستمداران دربار ناصرالدین شاه و وزیر انطباعات یا طبع و نشر و نگارش بود.)
4- منبع شمار2
5- کوچه های لاله زار: کوچه اتابک (از املاک میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم – با مدرسه ادیب و دفتر موسسه کیهان) کوچه دهقان ( تئاتردهقان)، کوچه بوشهری(ازاملاک معین التجار بوشهری- با سینما خورشید)، کوچه باربد ( با پاساژ گراند هتل و پاساژهای دیگر، و سینما نادر و جهان)، کوچه مهران (محل فروش پوشاک و پارچه)، کوچه برلن( یا کوچه آجودانباشی با عمارت ناصرالملک، محل فروش پوشاک و پارچه و وسائل آرایش)، کوچه خندان ( کوچه دندانساز)،کوچه مجمر،کوچه بهار،کوچه اتحاد، کوچه کاخ، کوچه پیرنیا، کوچه امین زاده، کوچه مصباح ( با خانه های مسکونی در لاله زار نو ) و…
6- منبع شماره 1
7- سیر تحول باغ و خیابان لاله زار، نویسنده: مریم میرزایی- معمار و کارشناس ارشد مرمت بنا
8- ” تأسيس نظميه (شهرباني) به زمان ناصرالدين شاه قاجار مي رسد. …اومستشاري ايتاليايي به نام «کنت دو مونت فورت» را استخدام کرد…به قول صاحب منتظم ناصري “بر حسب اراده همايوني اداره پليس به جهت امنيت شهر توسط نواب اشرف والا اميرکبير نايب السلطنه به رياست مسيو کنت دو مونت فورت در دارالخلافه برقرار گرديد”. روز 16 ذي القعده ۱۲۹۵ق نخستين تابلو شهرباني تهران سردر عمارت واقع درابتداي خيابان الماسيه (باب همايون) نصب گرديد….از همان روز مردم با واژه پليس آشنا شدند و ديري نپائيد که کنت به لقب نظام الممالک ملقب و به منصب امير توماني (سرلشکري) مفتخر و به اخذ نشان و حمايل آن ممتاز گرديد. سال بعد کنت قوانيني را که به کتابچه “قانون کنت” معروف شد به شاه ارائه کرد. با تصويب اين نظامنامه، ديري نگذشت که اداره جليله پليس دارالخلافه و احتسابيه به وزارت نظميه تبديل گرديد….اصلاحات کنت دو مونت فورت پس از شهادت اميرکبير و بي توجهي صدراعظم هاي بعدي به جايي نرسيد و در نهايت به کناره گيري او انجاميد… ”
نيلوفر کسري: مختصری از تاریخچه تشکیلات نظمیه تا روی کار آمدن سلسله پهلوی

http://www.iichs.org/index.asp?id=429&doc_cat=1

9- جواد مجابی، شبنگاره ها ( ششم)، شهروند ونکوور، شماره 231، جمعه اول دی ماه 1374 صص12و 13
10- محمد رضا پولادوند، لاله زار، سی سال محکومیت، نشر جمهوری اسلامی، چاپ اول ، سال
منابع دیگر:
– نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران در یکصد سال پیش چاپ اول، انتشارات ارغوان، 1368
– نجمی، ناصر؛ تهران قدیم، چاپ پنجم، انتشارات مازاد، ،۱۳۷۵
– نوربخش، مسعود؛ تهران به روایت تاریخ، چاپ اول، نشر علم، ۱۳۸۱
– شهری، جعفر؛ طهران قدیم، چاپ چهارم، انتشارات معین، ۱۳۸۳
– انوار، عبدالله؛ کتاب تهران، جلد سوم، مقالۀ غرب خیابان لاله زار، چاپ اول، انتشارات روشنگران، ۱۳۷۰
– تکمیل همایون، ناصر، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۷۷
– اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصري، تصحيح محمداسماعيل رضواني، تهران، دنياي کتاب، 1367، ج3.
– مرتضي سيفي قمي تفرشي، نظم و نظميه در دوره قاجار، تهران، يساولي، فرهنگسرا، 1362.
– مجله ايرانشهر، نشريه 22 کميسيون ملي يونسکو در ايران، ج 2
*****
– برخی از مراکز و مکان های پُر آوازه ی لاله زار( بخشی از منطقه 12 تهران معروف به گنج تهران) :
تئاترهای نصر، دهقان( تماشاخانه تهران- محل ترور احمد دهقان)، پارس، فردوسی و باربُد.
تماشاخانه تفکری (اصغرتفکری-علی اصغرحاج اسمعیلی معروف به الیور هاردی ایران را برخی” پدرکمدی کشور” دانسته اند.)
سینماهای تابان، ونوس، رکس، رودکی، ملی، کریستال، مرجان، خورشید نو، مایاک، شهرزاد، مترو و ایران .
کاباره مولن‌روژ، کافه افق طلائی، مصطفی پایان، نور، ری، پارس، کافه لاله زار.
شیرینی فروشی‌ نوشین‌، قنادی لاله‌زار، پارچه فروشی ‌گیو، عکاسی‌ مادام لیلیان‌، آرشیوعکس اصغربیچاره ( قدیمی ترین عکاس سینمائی در ایران)، خیاط خانه‌ جِنِرال مُد، فروشگاه پوشاک پیرایش. پاساژهای لاجوردی‌، سینا، ابهری و رزاق. انبار ببراز خان
دفتر مجله صبا و دفاتر روزنامه های مرد امروز، فرمان، شفق صبح، باختر، کیهان- کانون فرهنگی مجمر در کوچه مجمر
کوچه وخانه اتابک ( متعلق به میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم) ، مجموعه مسکونی خانواده اتحادیه و بوشهری و….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>