مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » چرائی اوضا ع کنونی ؟! ضیاءمصباح

چرائی اوضا ع کنونی ؟! ضیاءمصباح

در جائی خواندم :  فروپاشی نظام امری قطعی و حقیقتی است که خودیهای نظام هم دیگر نمی توانند کتمان کنند!!

‏اوضاع اقتصادی نگران کننده‌ و تصمیمات برای کنترل اوضاع نگران کننده‌تر.

در جعبه‌ ابزار تنها چکش باقی‌مانده‌ –  گاهی بر دیوار مردم می‌کوبند و گاهی بر انگشت خود. این شیوه قابل دوام نیست .

این گفته مربوط به زمانیست که رئیس بانک مرکزی مصاحبه نکرده بود که مفهوم « یا انگشت له می‌شود یا دیوار فرو می‌ریزد» را به عیان ببینیم … متولی بانک مادر میگوید :

* طی پانزده سال گذشته، برای تثبیت نرخ ارز، بانک مرکزی  ۲۸۰ میلیارد دلار ارز به بازار تزریق کرده ،نزدیک به ۱۸ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار در سال و ۵۱ میلیون دلار در روز.

* هدف از تزریق ارز آن بوده که اجازه داده نشود نرخ دلار قیمت طبیعی خود را پیدا کند. قیمت طبیعی به آن معناست که نرخ برابری دلار در ایران تحت سلطه با توجه به داده‌های کلان اقتصادی (نرخ رشد، نرخ تورم، بازرگانی خارجی…) تعیین شود.

* این سیاست در کوتاه‌مدت مؤثرومدتی  نرخ دلار در بازار ارز را بین دو تا  چهار هزار تومان تقریباً ثابت نگه داشت. طی  دوره‌های تثبیت مصنوعی نرخ ارز (به بهای تزریق روزانه ۵۱ میلیون دلار) جمعی از رندان از فرصت استفاده کرده و با خرید دلار‌هایی که به صورت مصنوعی ارزان نگه داشته شده، در خارج از کشور سرمایه‌گذاری کرده‌اند

& کسانی دارایی‌های ریالی خود را برای استفاده از نرخ بهره ۲۵ درصدی به بانک‌ها سپرده‌ و  سود  سپرده‌ چند میلیارد تومانی را با استفاده از دلار‌های حد اکثر  چهار هزارتومانی، به ارز  تبدیل و برای پرداخت اقساط خانه‌های خریداری‌شده در خارج از کشور استفاده کرده‌اند، یعنی سیستم بانکی برای خرید خانه درخارج سوبسید پرداخت کرده

*علی ‌رغم تزریق ۲۸۰ میلیارد دلار در بازار ارز طی پانزده سال گذشته، نرخ دلار به پیشروی خود ادامه داده و امروز به بالای 22 هزار تومان رسیده وبا نرخ رشد منفی 7 درصد و تورم نزدیک به ۳۰ درصد (بر پایه آمار رسمی ) و سقوط صادرات نفتی زیر فشار تحریم و تنش‌های پایان‌ناپذیر در روابط خارجی،آیا  نرخ دلار می‌تواند ثابت  بماند؟

بنابراین :در هیچ یک از سیاست‌گذاری‌های کلیدی حکومت  برای «تامین منافع ملی و آسایش مردمان این سرزمین» الزامات حتی حداقلی هم رعایت نمیشود وجماعت مدعی اداره کشور با این همه دانشگاه و فارغ التحصیل «فارغ از  کیفیتها» از سوئی پیشرفت لحظه ای علوم در تمامی موارد و امکانات گسترده دسترسی به راه حل ها ، بشدت البته گاه عمدی  در بی خبر مانده اند .

این جمع  نمیخواهند بدانند که اگر نگاه و باور «توسعه‌گرا ئی » در برنامه ها مناسب زمان نباشد و بصورت ابزاری در حد شعار باقی بماندکشوردر معرض هزینه‌های بسیار سنگین‌ و فاجعه باری مشابه وضعیت کنونی از همه ابعاد داخلی و خارجی  قرار میگیرد و البته اینان  نمیتوانند درک یا عنوان نمایند که افت ارزش ریال تا حدود 3000برابرنیست مگر ناتوانی مجموعه دست اندکاران فاقد صلاحیت و شایستگی که محصولی چنین را بعد از 4دهه در کمال نابخردی و آلودگی ها تحویل جامعه با ویژگیهای آموخته شده داده ا ند .

& برنامه ریری و جهت‌گیری‌ها در اقتصاد آلوده به سیاست در شرایط فعلی مبتنی برتنگ نظری واز همه مهمتر ترویج فساد «که متظاهر به مبارزه باآنند» برملاکننده رویکرد ضدتوسعه‌گرایی است که در تما می ساختار ریشه دوانده و این مصیبت «خود را بازتولید می‌کند»

& شناور ساختن نرخ ارز بدفعات آنهم درتمامی دولتهای منصوب  و باور اینکه با تغییر بی رویه قیمت ها «پیامدهای  مؤثر مثبتی» ظاهر میشود «بدون توجه به سایر عوامل» سیستم رانتی و فرصت طلب را با مسائلی روبرو کرد ه که  در این حد و اندازه انتظارش را نداشت  و« برصفرا فزود » همچنانکه  این ندانم کاری ها و جهل مرکب بصور مختلف  در تمامی ابعاد ادامه دارد و ملت دردمند متحمل کلیه عواقب دردناک آن .

& یادمان نرفته که آقای  زنگنه در زمان جنگ نفت را تحت هر شرایطی صادر و پول آن راحت‌دریافت مینمود  و امروز  درصورت فروش پول آن را نمیتواند دریافت نماید، تتیجتا در تهیه  مواد مورد نیاز کشور مانده اند  (انگار که این تقابل خواست ملت بوده) و یا امروز اقای ظریف در همین مجلس منتصب، همه سیاست خارجی را با رهبری دانست و همه را نشستگان در یک کشتی .

& بدون تردید در درون  نظام گروهی  با نداشتن درک مناسب  از «تعاریف قابل قبول ومانده در توهم» آنهم با  دنائت کامل ونفوذ درتصمیم گیری ها ،منافع شخصی را الویت داده ، از طریق  سیاست های غلط و دسترسی به اخبار و تصمیمات پشت پرده امتیازاتی را «بقیمت نابودی اعتبار کشور و منزلت ایرانیان همراه با افت معیارها وتنزل رفتار درست جامعه» به دست میاورند .

& ناگفته نباید که  رویه‌ها و طرز برخورد دولت  احمدی‌نژاد و روحانی در مورد عدالت اجتماعی « شعار پیوسته دیکته شده به آنان »را میتوان دو روی یک سکه دانست اولی پرچم  فلاکت را به جای عدالت  نشاند و روحانی در برخورد  با مسئله «توسعه عادلانه » کارنامه ای عجیب را ناشی از حفظ مقام برخلاف عاقبت اندیشی ارایه داد که : صحبت های مکرر غیر کارشناسانه وی در کسوت  آخوندی پر گو ، مبین شهوت کلام وی میباشد

& گزارش سالانه «برنامه توسعه انسانی ملل متحد » مربوط به سال 1993 میلادی میگوید: به جای آن‌که پشت درهای بسته سیاست‌های ناقص و خسارت بار را در دستور کار قرار دهید و بعدبه کارشناسان و دانشگاهیان بگویید که بیاینددر مورد آن‌ها صحبت کنیم بهتر انکه ابتدا  آن را در معرض افکار عمومی قرار دهید.

& این مهم در شرایطی که هر روز نسبت به روز قبل بر نگرانی ایرانیان افزوده میشود در تمامی  موارد  باید مورد دقت  باشد – برابری ارزش پول در دست مردمان که چگونگی سلامت رفتار آحادجامعه  را رقم میزند تبلور واقعی آنست .

& ناگفته نماند که : کاستی‌هاو نا بخردی هائ حکومت در جهت گیری‌های: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ‌که بعیان  در تضاد با منافع ملی خود را نشان داده به هیچ وجه کمتر از ایرادات مترتب بر جهت‌گیری‌های اقتصادی‌ نیست.

& افراد دانشگاهی «حدود ۱۸۰ هزار نفر در سال 65  » اکنون  از مرز ۱4 میلیون نفر  گذشته و  با جامعه‌ای روبرو هستیم که به دلیل ضرورتها وجبر زمان «از همه مهمتر خواست و درک جوانان و خانواده ها » روی انسان‌ها سرمایه‌گذاری کرده و  با سطوح و کیفیت‌های متفاوت صلاحیت‌مشارکت فعال در امور تخصصی کشور را دارند، آنچنانکه با همه محدودیتها ی کرونائی که حافظ سلامت آنان است و افت کیفیت خدمات ،اغلب  با دور کاری در شرایط فعلی امور و وظایف خود را به پیش میبرند و خوب میدانند که بستر سخت‌افزاری ، زیرساخت‌ها  وشرایط فیزیکی و مادی برای این که وطنمان در بالاترین سطوح از مشارکت نخبگان‌ برخوردار باشد فراهم است .

& ایرانمان با سلطه این کوته فکران فاقد آگاهی در بین کشورهای در حال توسعه نفتی یکی از بدهکارترین کشورهاست و بخش‌های بزرگی از بدهی‌های داخلی و خارجی با  روش «دشمن پنداری» و ترک مراودتهای بین المللی  شفاف نیست .

& وانفسا اینکه «سیستم  مدیریت فاسد مالی» از هر فرصتی استفاده میکند تا نرخ‌ بالای بهره را که در اقتصاد «ضد توسعه‌» تعریف شده مجددا برخلاف اصول و توانمندی ها  افزایش دهد، آنچنانکه روز گذشته مجددا این حربه که کارامدی ان موکول به شرایط خاصی میباشد و اقتصاد دانان رانتی از ان بی بهره مانده اند ، بکار گرفته و اعلام شد .

& یادمان نرفته گرداننده روزنامه  فردا و متولی اسبق «مرکز مطالعات مجلس» که مدتی هم وزیر کار بود   با بورس وزارت علوم در دوران اقای معین اصلاح طلب موفق به اخذ درجه دکترای رانتی اقتصاد از انگلستان شد و همراه با سایر همپالگی ها  ، بعنوان «متخصص و مدرس اقتصاد»  محصولی را بدینگونه به ارمغان آورده  و با هدایت هاشمی که ورود سپاه را به عرصه اقتصاد بنیان نهاد خدمات ارزنده ای را  ارایه فر مودند !!و امروزدر پی جمع آوری 200 امضاء برای سئوال از روحانی  براستیضاح کارپرداز بزرگ تاکید داشت .

& در ادامه همان تفکر از روزی که آمریکا  از توافق برجام خارج شد « تمایلی مشکوک و ضد توسعه‌ » دربرنامه  نظام تصمیم‌گیر  قرار گرفت یعنی  «واگذاری و فروش هر نوع دارایی که در اختیار دولت بود »در حالیکه این دارایی‌ها فقط در تملک نسل حاضر نبایستی تصور شود  و به یقین نسل‌های بعدی هم صاحب حق اند .

& ماجرای اخیر بورس و واگذاری سهام و عرصه آ نها همزمان با احیاء سهام عدالت با افزایش قیمت های بادکنکی و انتشار اسکناس بدون پشتوانه نیز از آن جمله اقداماتی میباشد که برای تامین کسر بودجه بکار گرفته شده و در جای خود قابل تامل بسیار .

و این اوضاع نابسامان در حالی است که :مردم خوشحال میشوند که هر روز سهمشان در بورس با ارزش‌تر میشود…اما  نمیدانند…این سهم نیست که دارد گران میشود…

این پول ملی کشورشان است که دارد ارزان میشود…

بورس محل کالا ست و شاید نه دیگر تولید…چیزی که دارد گران میشود کالا ست…

چیزی که دارد ارزان میشود درآمد ماهیانه کار دست شماست!

تنها ملتی هستند که از گران شدن خوشحالند اما دقت نمیکنند چیزهایی که ندارند هم دارند گران میشوند…آنچه که دارد اینطور شارپ صعود میکند، بورس نیست؛ قیمت کالاست…

شما سقوط ارزش پول را در نمای نگاتیو صعود بورس می‌بینید…

صعود بورس در صورت ثبات ارزش پول ملی معناش رشد است…

چه بد است مردم سهامداری که از گران شدن به جای ناراحتی خوشحال میشوند…

چه بد است که همه مردم در گرانی سهام‌ دارند-  مردمى كه در گرانی سهم دارند.

مدت هاست آنهایی که این موضوع را می دانند فریاد می زنند و کسی نمی شنود.

وای بر حال ملتی که شادمان از فلاکت خود  با هر دروغی راه خود را کج می کند.

& یادمان نرفته : در  بحران ۲۰۰۸ دولت آمریکا که یکی از خصوصی‌گراترین  کشورهای دنیاست، بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی که در معرض بحران و ورشکستگی قرار داشتند را تملک می‌نماید ( به این دلیل که وجود آن بنگاه‌ها را برای اصل بقا و بالندگی جامعه ضروری می‌داند ) و سپس از محل منابع عمومی آن‌ها را سامان داده و دوباره به بازیگران خصوصی وطن دوست « مزین به  پندار و عمل نیک » منطبق با مصالح کشورشان برمی‌گرداند.

& در شرایط بحرانی رو به تزاید ، خصوصی‌سازی با تعریف متداول «دفع شر مسئولیت » آنهم فرصت طلبانه  عاملی شد که در طی ۱2 سال  هزاران  بنگاه صنعتی ریشه‌دار و بعضاً دارای برند که ورشکسته تصور می شدند با شرحی که عارف و عامی برآنند واگذار شود .

& خصوصی‌سازی از طریق بورس درچنین شرایطی که هیچ برنامه‌ و هدف مشخصی وجود ندارد، چگونگی هاروشن نیست و  شفافیت اندکی نیز  وجود ندارد، جز اینکه بحران‌سازی کند هیچ پیامد دیگری نمی‌تواند داشته باشد.

&  نظام نا کار آمد  یکی از فاجعه‌آمیز و بحرانی‌ترین شرایط را در طول تاریخ صد ساله گذشته در زمینه های اقتصادی که رشد منفی 7 درصدی را در سال بگذشته اعلام نموده اندهمراه داشته وبعنوان نمونه ای بارزاز مدیریت : اعتبار و منزلت پاسپورت ایرانیان رادر رتبه 194 بین 199 کشورجهان با این عملکرد قرار داده  است .

& در این شرایط  هیچ‌کس حتی حکومت البته با نداشتن بنیه مالی و ارزی انگیزه سرمایه‌گذاری در هیچ بخشی مخصوصا تولیدی ندارد و نمیدانیم جهش تولید به کجا خواهد انجامید و برای واگذاری‌های به بهانه خصوصی سازی غیرشفاف واقعا چه حکمی می‌توان صادر کرد و چگونه تعریف میشود ؟ درحالیکه این شیوه مشروعیت‌ و فرصت سوز ، فساد و بحران را تشدید کرده است.

& دست آورد سه دهه خصوصی سازی  اینستکه به طرز فاجعه‌آمیزی مشروعیت «نا داشته » حکومت و بتبع آن اعتبار اندک «دولت کارپرداز » لطمه دیده یعنی حدود 80 درصد مردم باورشان از خصوصی‌سازی  منفی شده است.

& برای برون‌رفت از این شرایط  باید پذیرفت که هیچ تصمیمی در دولت و در مجلس جدید با کمتر از 25 در صد آراء واجدین شرایط اعتبار واقعی و اصولی را بر نمی تابد .

بعنوان نمونه اعضاء «کمیسیون فرهنگی» مطالعاتشان محدود به چند کتاب مذهبی به اقرار خودشان  و رئیس منتخب «کمیسیون بهداشت» که در دوره قبل رسما عنوان نمود «کلیه فروشی» ایرادی ندارد و با یک کلیه میتوان زندگی کرد و یا رئیس «کمیسیون مهندسی» که پزشکی رانتی میباشد …

& پر واضح است  وجود نارسائی ها باعث لطمه به برنامه های اقتصادی میباشد که زیربنای صداقت، احساس مسئولیت، انگیزه خدمت، اعتماد عمومی، سلامت رفتار و رفاه جامعه بشمار میرود .

& بحران هماهنگی عامل نبود وحدت رویه و همزمان اعطای اختیارات فرا قانونی بدون پاسخگوئی میباشد و بخش اعظم تلاش‌ساختار قدرت نابخرد و ناهماهنگ غیر ملی – صرف خنثی کردن نیروهای یکدیگر می‌شود، در حالیکه این نکته را بخوبی دریافته اند که چاقو دسته خود را نخواهد برید .

& متاسفانه با گذشت 4 دهه هنوز این بلوغ به وجود نیامده که اگر  شیوه‌های مناسب زمان با هدف مشارکت، همزمان  توجیه و جلب همکاری همگان در دستور کار قرار گیرد از نابودی ملک و ملت بیش از این جلوگیری خواهد شد، بنابراین بازسازی اعتماد از دست‌رفته تولیدکنندگان و سرمایه گذاران سلیم النفس داخلی حتی در همین وانفسا باید از اولویت ویژه‌ای برخوردار باشد .

& برخورد حکومت با مسئله تحریم‌ها و  اعلام ابعاد ان  به مردم و شیوه جلب مشارکت  به طرز فاجعه‌آمیزی ناقص و ضعیف است و نیست مگر وجود دولتهای موازی که حکومت « آگاهانه چنین میخواهد و ادامه اقتدار پوشالی او موکول بدان»

& با همه این احوال  اصحاب خرد و دانایی باید انبوه  کاستی‌ها را بر ملأ و این یقین را تقویت کنند که :در غیاب مشارکت همدلانه مردم ، هیچ امر ملی جلو نخواهد رفت و هیچ سیاست‌گذاری موفق نمی‌شود .

وچه نیکوگفته اندیشمندی درد کشیده واستواربرباورهای خود باهمه خطرات و خطیرات :

اگر ایران بخواهد  با”توسعه” و”رعایت حقوق بشر” به جای رجز خوانی داخلی و بین المللی با ترامپ و حامیان تندرو اش مقابله کند…«.. مردم بزرگترین قدرتی هستند که با بدرفتاری قدرتمندان از دست می روند…»

“توسعه” و”حقوق بشر” “رفاه”و”کرامت انسان” را به ارمغان می آورد که راز قدرت واقعی اند…

عفو عمومی بدهید…/ زندانیان را آزاد واعدام ها را مهار کنید…/ تندروها را دور ، امنیت و رونق رسانه ها و مطبوعات را افزایش دهید…/ دوتابعیتی ها و حتی خارجیان را مرعوب نکنید…/ سرمایه گذاران را فراری ندهید…/ متخصصانی که باز می گردند را با اتهام جاسوسی گرفتار نکنید…/  گفتگوی ملی را آغاز کنید…/ تعامل با جهان را راهبرد اصلی قراردهید…/منتقدان را حرمت نهید… اعتمادها را بازسازی کنید و… آنگاه خواهید دید که آمریکا هم هیچ کاری نمی تواند بکند و خروجش از برجام بی فرجام خواهد شد و حتی قیمت ارز و اضطراب بازار هم پایین می آید در غیر این صورت باید منتظر وضعیت ناگوارتری باشیم …

این چهره هزینه پرداز احتمالا خاطره «تیتو رهبر یوگسلاوی  » را فراموش کرده که نقل مینماید :  کا.گ.ب  اطلاع داددر کابینه جاسوس سیا وجود دارد، تمام ارتباطات و رفتار افراد کابینه را کنترل ،هیچ نشان مشکوکی یافت نشد ….مجبور شدم درخواست شناسایی جاسوس را برای روسیه ارسال کنم که اطلاع دادند معاون اول جاسوس میباشد .

از معاون پرسیدم  جاسوس سیا هستی ؟ از چه زمانی با سیا همکاری داری؟ پاسخ داد : ازدوران دانشجویی و در زمان جنگ های چریکی ..

چرا در این مدت با تمام کنترل های امنیتی، ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد؟

پاسخ داد: مطلقا رابطه ای ندارم  اما سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام  سپردن پست ها به افراد غیرتخصصی است  و تا کنون هم این گونه عمل کرده ام.

تیتو می گوید: با نگاهی  به افراد کابینه و مدیران ارشد دریافتم  هیچ کس در جای خودش با توجه به  مبحث اساسی «شرایط احراز» قرار نگرفته ..

تحلیل سیا این بود که با این روش، سیستم  از درون متلاشی می شود …

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>