مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » طریق ثواب و شرط بلاغ : ضیاء مصباح
طریق ثواب و شرط بلاغ : ضیاء مصباح

طریق ثواب و شرط بلاغ : ضیاء مصباح

طریق ثواب و شرط بلاغ                                                  ضیاء مصباح

اغلب قریب به اتفاق مردمان ساکن دیارمان  بدون اغراق با این محصول تاسف با رنظام فاقد نظم و برنامه در تمامی زمینه ها  – بیقین رسیده اند که متولیان نا بخرد بی صلاحیت  کشور – به دلایل بسیار طریق ثواب و اصلاح را حتی با ضوابط و قانون‌هایی که بتدریج خود مصوب کرده‌اند، نمی‌توانند بپیمایند و بر معظلات بیشمار خود ساخته – با تغییر اصولی روش ها آنهم در این شرایط ویژه ، فائق ایند …

از سویی دیگر جامعه‌ی انبوه  اما نگران جوان، متفکر، تحصیلکرده، عاقل، مخالف تلفات انسانی و نابودی زیر ساخت ها و سرمایه‌های ملی، به این نتیجه رسیده اند که چند سال یک بار حضور در پای صندوق رأی با حرکتی آرام، متین و اصلاح طلبانه … پاسخگوی منافع ملی واقعی در شرایط فعلی  نبود ه و خواسته های معقول حتی حداقلی این جامعه متحول با این نوع مشارکتهای تعریف شده مناسب زمان  و زیبا، بر آورده نمیشود.

همچنانکه هموطنان هشیار با کمترین هزینه آخرین پیام آرام را  با عدم حضور در انتصخابات اسفند گذشته مجلس داده و بخوبی دلسردی توام با نارضائی خود را در این باب  نشان دادند.

آحاد ایرائیان نیک پندار پر تحمل و پیرو منافع ملی  به این نتیجه رسیده ا ند که بکار گیری فرمول انتخابات  – مفری شده   برای قدرتمداران بظاهر مخالف کشورهای زورگو و فرصت طلب که – نظام تهی از خیر خواهی و آینده نگری  در داخل مملکت همان روش ها ئی را اعمال مینمایند که به آن بصورت تبلیغاتی معترضند  و رطب خورده منع رطب می کند .

مردمانی مواجه با انبوه مشکلات، بدون اطمینان به برنامه‌ریزی و نگاه به آینده – آنهم با اینهمه امکانات ارضی، ارزی  و سماوی و ناامید به آینده، درگیر معاش روزانه با برابری پول در دستشان «معادل بیش از 200 هزار ریال در برابر 1دلار سبز رنگ دیار شیطان بزرگ » که در باور هیچکس نمی گنجد !!

آنان که از نیازهای اولیه‌ی زندگانی و سلامت جسم، فکر و روان محروم مانده اند – با انبوه شعار و تبلیغات  به امید ظهور منجی در امواج تلویزیون‌های دولتی محاصره شده‌اند.

گروهی البته نه چندان اندک بی خبر مانده از معیارهای روز مناسب ایران و ایرانی – به دلیل دغدغه از دست دادن امتیازات گوناگون  و  طرفداران طرد و نفی  و شعار – اما معتقد به قصد ساختن  کشور« شیعه اسلامی و ام القراء » که فرصت تفکر را از دست داده اند با پذیرفتن خفت و خواری نقشی غیر قابل انکار در این وانفسا عهده دار میباشند ،

تفسیر به رأی ضوابط و سوء استفاده از واژه‌ی علما و کارشناسان که  مدا رک عالی تحصیلی را در رشته های مختلف بصورت سهمیه ای به خود اختصاص داده‌اند و از مزایای آن برخوردار شده اند عملا با حضور در صحنه  … کماکان باور دارند که با همین اوصاف می‌توانند تحولی اساسی را به وجود آورند.

سر سپردگانی که مخالفین درون وبیرون کشور اما بصورت پراکنده ومتاسفانه  نا هماهنگ و غیر سازمان یافته ، منکر عده و عده «متشکل و مطیع درون سیستم » اینها هستند ، ادامه‌ی همین شرایط –  امنیت و آرامشی ناپایدار و شکننده را تحمل مینمایند .

این بخش از جامعه  وجود مراجع قانونی بی‌محتوا، با همین منوال  را تحمل کرده – روز و ماه را به سال می رسانند …

اینان نمیخواهند وضعیتی غیرقابل باور را  که فا قد هر گونه دور اندیشی است و نا آگاهانه بر خود و  خانوادها  یشان تحمیل کرده اند-  در رابطه با آینده این ملک و ملت زیر سئوال ببرند  .

اندیشمندان و روشنفکران مسئول اصلاح امور، دوستان دگراندیش و همه‌ی میهن‌دوستانی که در صحنه اجتماع خود را فعال میبینند  و واقف به امور و امکانات، با همه این اوصاف ، راه چاره را در پیمودن گام به گام اندیشمند بزرگ « شادروان مهندس مهدی بازرگان » دیده  و برخلاف خارج نشینان « کلنگی‌ شدن مملکت  و براندازی بسیار پر هزینه  را » مخالف منافع ملی در وضعیت فعلی عنوان و تنها راه شناخته‌اند.

دلسوزان جامعه و آنان که از علایقشان به میهن، مردم و انسانیت هنوز نشانه‌هایی بر جای مانده – باید راه‌کارهایی که آزردگی عمیق و بی‌انگیزگی وافر جامعه و انحراف‌های موجود را کمتر کند – با رعایت مصالح واقعی ملی آنهم در آرامش کامل ارائه دهند.

« جان مینارد کینز » اقتصادان شهیر انگلیسی ( 1883-1946 ) بر این نکته اساسی تاکید دارد  :   با ایجاد شرایطی که تورم لجام گسیخته بروز نماید « آنچنانکه همه ایرانیان بخوبی طی سنوات اخیر  با تمامی وجود لمس مینمایند » اخلاق، معنویات و انسانیت جامعه به نابودی گرایش می یابد – نتیجتا حکومتها با خالی ماندن «عرصه اعتراض و مبارزه مردمان گرفتار معاش » ماندگارتر میشوند  .

در شرایطی که سردهندگان  حق و عدالت‌ بدون عمل، تمامی تریبون‌ها را در دست دارند، قطع نامه ها، تحریم‌ها، نبود  روابط منطقه‌ای و بین‌المللی و …  ساخته و پرداخته‌ی دولتهای خارجی و دشمن های ناشناخته عنوان میشود و کاربرد منفی خود را خواهد یافت  .

خواست نظام از صدر تا ذیل به گواهی سوابق موجود چنین است و ماجراهای اخیر که آخرین آن در رومانی «طبق سناریوی از پیش تعین شده ای » رخ دادو حوادثی مشابه  – دور زدن مشکلات  وزمان خریدن  برای حکومت  را فراهم مینماید تا آ نجا  که فرج را در عدم انتخاب آقای ترامپ در دور دوم و امدادهای غیبی یا عبور از این ستون به ستون دیگر میبیند.

در تعریف مدیریت اصل « مسئولیت، اختیار و پاسخگویی » را مرور کنید، اختیار تصمیم‌گیری در مسائل کلان بدون تخصص و جوابگوئی ، محصولی چنین دارد .

همه‌ی مسئولان ریز و درشت چون پاسخگوی رفتار و دیدگاه‌های خود البته با بیتفاوتی شدید غیر قابل تصور و نداشتن شرایط احراز برای تصدی مسئولیتها  نیستند و از مجازات معاف … چنین دست آ وردهائی را در 4 دهه با وقاحت تمام به ملت ارائه داده‌اند.

بیان و انعکاس مجموعه‌ی عملکردها و به فراموشی سپردن خیانت‌ها در پوشش و عنوان خدمت، طی سالیان متمادی این واقعیت رابه دنبال داشته است که نبایستی انتظار داشت بانیان نظام بتوانند و بخواهند عرصه را به صاحبان فکر، برنامه، اندیشه و وطن‌دوستان سلیم النفس، متخصص و خیرخواه واگذار کنند .به این دلیل که نگران پاسخگویی خود می‌باشند ،

با همه این احوال بهتر اینکه به آنان اطمینان داد ه شود که به اعتبار منافع ملی و جلوگیری از خسارت‌های انسانی و مادی، برکناری آنان با آرامش کامل و حتی تقدیر و تدبیر! همراه خواهد بود تا – تجدید نظری اساسی به عمل آید – باشد که  تدبیر و میانه‌روی مشکلات را کاهش دهد.

ساده اندیشی است اگر جریان‌های بوجود آورنده تغییرات  جدید حتی در راس  قوه‌ی مقننه  و آنان که به دنبال فرصت هستند و هماهنگ بر طبل خود می‌کوبند و صحنه را آنچنان که علاقه دارند تنظیم می‌کنند تا حکومت را در دست داشته باشندرا موقت و با این کم وکیف و تشتت درونی مخالفین ، رفتنی بدانیم .

این جماعت باور ندارند چنین محصولی از  بینشی محدود ، فرصت طلبانه و غیر ملی   بروز و ظهور می‌کند و شعارهای عجیب و غریب  مجلسیان و آنچه را که در این رابطه همین روزها خوانده‌ایم و شنیده‌ایم مبین آن .

عدم اطمینان به آینده با نبود برنامه‌ریزی و سکوت بر آنچه که طی سنوات گذشته از لحاظ فرهنگی – اقتصادی جامعه با آن مواجه شده ، افت شدید مرتبه‌ی علمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، منطقه‌ای و بین‌المللی ایران و ایرانی را تا زمانی که از نفوذ خارجی، جاسوسی، استکبار و شعارهایی بدین گونه سخن می‌رود همراه داشته وبیقین باعث میشود درب بر همان پاشنه  بچرخد و بتبع آن صاحبان قدرت ادامه‌ی وضعیت فعلی را به دلیل استمرار حضورشان بر هر تغییری ترجیح دهند.

ضرب‌المثل‌هایی مشابه:  « به جز از کشته ندروی »  و یا « کل نفس بما کسبت رهینه » و بالاخره « لیس للانسانَ الا ما سعی » و … مصداق وضعیت ماست.

امید است رسانه ها  و وسایل ارتباط جمعی انبوه در این روزگار پر آب و چشم آنهم در دست همگان (که به نظر نگارنده نقش سوپاپ را نا خواسته ایفاء مینمایند ) با همه مشکلات از همه مهمتر مادی که به برکناری و بیکاری بسیاری از این بلند قامتان عرصه اطلاع رسانی منجرشده و خواهد شد …..به عنوان چشم و گوش جامعه بتوانند بدون نگرانی : خدمت‌ها و خیانت‌ها را با ادبیات مناسب به اطلاع ملت برسانند .

مهمتر اینکه  جامعه در کمال متانت با استفاده از همین امکانات بایستی پاسخ متولیان امورکه هریک به هر حال نقشی داشته‌اند از آنان بخواهند تا به چرایی وضعیت موجود بپردازند  که با امکانات رسانه ای متنوع انبوه  در دست عارف و عامی چنین رسالتی را بخوبی میتوان ایفا ء نمود .

طبعا در این میان بانیان اوضاع  مغشوش فعلی با قبول نا توانی شدید خود  – از پاس دادن و انکار نتایج منفی عملکرد ها خودداری و قبل از هر حادثه ای  به حاشیه‌ی امن میروند

و آ نزمان منتخبین واقعی و پاکدست وطن دوست در همین فرصت اندک مانده برای ممانعت از بروز انفجار شدید و بسیار مخرب اجتماعی، البته براساس شایستگی ها و انتخاب واقعی مردم بطور نسبی آنهم بصورت تدریجی ، امور را سامان داده و جبران مافات مینماید … و بالاخره بعنوان شرط بلاغ باید از :

«باروخ،اسپینوزا» مدد گرفت که در فصل بیستم  رساله‌ی الهی سیاسی،میگوید :

هدف نهایی حکومت نه تسلط بر مردم باید باشد نه محدود ساختن آنان از راه وحشت و ترس و نه وادار کردن آنان به اطاعت، بلکه باید هدف آن آزاد ساختن مردم از ترس باشد تا بتوانند در بیشترین امنیت ممکنه زندگی کنند.

باید حق طبیعی انسانها را به زنده بودن مورد حمایت قرار داد تا با اطمینان کامل و بدون اینکه بر خویشتن یا بر همسایه خود زیانی وارد سازند به آرامی زندگی کنند.

هدف نهایی حکومت این نیست که انسان را از موجودی صاحب خرد و اندیشه به چارپایی لایعقل یا عروسک خیمه‌ شب‌ بازی مبدل کند، بلکه باید آنها را چنان آماده سازد که روح و جسمشان را در امنیت تمام بپرورند و عقل خود را آزادانه به کار بندند و نگذارند که قدرت مردم در راه کینه‌جویی و خشم و فریب مصرف شود و نه معروض رشک و ستم واقع شوند.

در واقع غرض و هدف اصلی حکومت همانا آزادی است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>