مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » با خود و بی خود شده ام؟! ……………….. ضیا مصباح

با خود و بی خود شده ام؟! ……………….. ضیا مصباح

 

جمعه, ۱۸م اردیبهشت, ۱۳۹۴

 

اطلاع رسانی لازم در حد مقدورات بعمل آمد که شورای مرکزی جبهه ملی روز ۱۷/۲ تشکیل نشد، در واقع برای به اکثریت نرسیدن تعداد نشست کنندگان، تماس و ممانعت و … با فرمولهای متفاوت حسب ویژگیهای و نقاط قوت و ضعف افراد کارگر افتاد و برای چندمین بار است که این ماجرا تکرار میشود.

در چرایی این جلوگیری ها و احتیاط های بعمل آمده از طرف سیستم در این مقوله و موارد مشابه حتی در محدوده خودی هایشان که شاخص ترین انها اصلاح طلبان و کارگزارانند، حرف و حدیث بسیار توان گفت.

آنچه به نظر نگارنده نگفته مانده است اجرای عملی، خواسته غیر قانونی ممانعت کنندگان، بر اساس همین قوانین موجود است که قوی ترین آن قانون اساسی با همه ایرادات که عارف و عامی به آن وقوف دارند.

همفکران نسبتا میان سال ببالای این وادی، یعنی ادامه دهندگان راه، روش و منش شادروان دکتر محمد مصدق که دوست و دشمن به صداقت، میهن دوستی، سلامت فکر و عمل او معترفند نه از سر نگرانی برآمده از عافیت طلبی بلکه از تفکر و باور پرهیز از هرگونه ایجاد تنش، اسائه ادب و… سعی در این دارند که از طرق مختلف منجمله اینگونه مقالات و تحلیل هایی در رفع اینگونه برخوردها و ممانعت ها بکوشند و گره را با دست خرد بگشایند، هر چند که در این میان اندکی از دوستان و همراهان می پندارند که سهم خود را در سال ۵۷ نسبت به جامعه ببهترین شکل ممکن ادا نموده اند…!!!!!!!! و آزموده را آزمودن خطاست.

دوستان ملی با مفهوم کلی با همین ویژگی های بر شمرده براستی چه میگویند و چه میطلبند؟

نمونه پیشنهادها که خواسته های ابتدایی جامعه بزبان آرام و متین است جهت اطلاع متولیان امنیت که تکرار مکررات است آورده میشود به این امید که فضای مناسب و فرصت طرح و امکان گفت و شنود در این مسیر را فراهم سازند….. که آرزو بر نوجوانان عیب نیست:

توصیه به انتخاب بهترین و آگاهترین ها به مدیریت های کلان… ضمن اعطای اختیار کامل در اتخاذ تصمیمات و پاسخگویی آنان در قبال هرگونه خطا اعم از عمدی یا ناشی از بی توجهی، جلوگیری از سوء استفاده از قدرت، مجازات خاطیان و متجاوزین به حقوق مردم و والیان اصلی و بقولی ولی نعمتان.

اجرای همین قانون اساسی با همه ایرادات و سعی در رفع نواقص آن، رفع موانع انتخابات بدون دخالت دایه های مهربانتر از مادر، توسعه آزادی مطبوعات، احزاب، اجتماعات، انتشارات و…، انجام تعهدات حکومت در زمینه های رفع تبعیض در استخدام دولتی و…، بالابردن سطح سواد و فراهم سازی تحصیلات مجانی و بهداشت همگانی.

رفع موانع ارتباطات بین المللی، بازگرداندن ارزش پول ملی که همه بنیادها را در پی سوء مدیریت های چندین ساله سست کرده، استفاده اصولی از ابزار و تریبون ها در مسیر آگاهی جامعه که با تعاریف علمی و استانداردهای حد اقلی نزدیک باشد،

احترام و منزلت متخصصین و آنانکه در مسیر منافع جمع از راههای ممکن منجمله فعالیت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و … میکوشند. بعبارتی رعایت حقوق کوشندگان وادی منافع جامعه که بر آنان، مرتکبین جرایم سیاسی نام نهاده اند و در مجامع، وجود مجرمین جان برکف سیاسی را انکار میکنند،

پرهیز از ادامه حمایت از منطق شعار به جای شعور، جلوگیری از اخلال فرصت طلبان در این مسیر ها و…

آیا در شرایط فعلی گروه و تشکیلاتی صادق تر، بی غرض و پاک تر از ایران خواهان که در قالب ملیون جای میگیرند و هیچگونه سهم خواهی ندارند و این ویژگی منحصر بفرد مختص آنان است و بتبع سن، سال، تجربه و از همه بارز تر بینش پربار خود… از هرگونه کژی و کاستی مبرایند و پیروان صدیق رفرم در محدوده همین قوانین، امیدوار به اصلاح آن در اوج آرامش و امنیت، آگاه به منافع ملی و مصالح جامعه متین و صبور ایران و ایرانی و…میشناسید که مانع پویایی و ارائه نظریات این دلواپسان واقعی وطن بلطایف الحیل میشوید؟؟!

در این میان به عزیزانیکه در درون سازمان، در داخل وطنمان، برطبل دوگانگی و دگراندیشی، آنهم برآمده از باور ناتوانیها در راس و درون تشکیلات شناخته شده، میدمند و نابسامانی ها را افزون و شیرازه های اندک و اجتناب ناپذیر فعلی را، ناخواسته تضعیف میکنند…نیز باید اشاره نمود که نمودیم؟!

چگونگی اندیشه و برآورد همراهان خارج از کشور که جایگاه ارجمندی دارند، خود مقوله دیگری است که آن سخن بگذار تا وقت دگر…

خلاصه اینکه:
درون رسمی به دلایل قابل توجیه سست دوستان جدایی طلب و پویای داخل، در تب و تاب تصورات و اوهام – سیستم نگران از هرگونه نشست و تشکیل محافل سیاسی اجتماعی، که گر حکم شود که معترض را گیرند… در شهر هر آنچه هست گیرند!!.

پیروان سخت کوش خارج از کشورمان در افکار ایده آل و دست از دور بر آتش و… که با این اوصاف، از هر نظر باید گفت که: وای اگر از پس امروز بود فردایی

که خواه و ناخواه فردایی وجود دارد و مستمر

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست . ..آنچه البته بجایی نرسد فریاد است.

ضیاء مصباح

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>