مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » داد آشپز ! ( ضیاءمصباح )

داد آشپز ! ( ضیاءمصباح )

دلسوزان وطنمان بطرق متفاوت و با ادبیات گوناگون طی سالهای اخیربطور مکررعواقب روش و منش های «غیر کار آمد ویکسویه نگر» سیستم  را در تمامی ابعاد اداره  کشورکهنمان  «که از باد و باران نیایش گزند » به  حکومت گرفتار عواقب عملکردخود و «در گیر چکنم » بیان کرده اند .

اما انگار که جماعت مصمم به حفظ موقعیت بسیار شکننده خود ،مطلقا نمیخواهند بدون هزینه  «عرصه پر آب و چشم » مملکت داری را با این همه خطا تحویل عقلای قوم متخصص ،  سلیم النفس و مبری از هر گونه آلودگیها داده و پاسخگوی عملکرد خود که شرایط فعلی را از لحاظ مختلف بوجود آورده اند ، باشند .

آنچه که ارا ئه این مکتوب را باعث گردید اعلام نتایج آزمون سراسری دانشگاهها و انتشار این خبر که « بیش از یک سوم قبول شدگان رشته های پزشکی سهمیه ای بوده اند » میباشد .

به این معنا که جوانانی بی خبر از عواقب پر مخاطره ، بدون داشتن شرایط هوشی و علمی مناسب ، به اعتبار اینکه یکی از افراد خانواده  در جنگ با عراق  کشته یا مفقود ، اسیر یا معلول ، یا در حوادث بعدی  «در درگیری ها » از دنیا رخت بربسته  و از این قبیل دلایل …صرفا با حضور فیزیکی در صحنه آزمون در مصافی نا برابر ، وارد این عرصه بسیار حساس و حضور در کلاس دانشجوی رشته های پزشکی  شده ، با سوادی اندک در مقایسه با دیگر همکلاسها که با کوشش بسیار این توفیق را یافته ، دوره 5 تا 7ساله را طی ، مسئولیتی  پر مخاطره برای درمان هموطنان را با نا توانی عهده دار میشوند .

با این ترتیب جایگاه ، ارزش و اهمیت  این رشته ها را که درتوان و استحقاق  ممتاز ترین محصلین میباشد بناحق اشغال و رسالت پزشکی را به شدت مورد بی مهری قرار داده وعملا  افت کمی و کیفی آموزش و چگونگی درمان رابه دلیل ملاحظات غلط و نادرست و تالی فاسد اینگونه تصمیمات نا بخردانه ،  باعث میشوند  .

نگارنده در موارد متعدد شاهد عدم بینش و کار آمدی این گروه سهمیه ای در دوران آموزش عملی  در بیمارستان ها و چکنم آنان بوده و در این باب بدفعات بتبع سوابق تجربی طولانی در امر پذیرش دانشجو  مورد نقد قرار داده  که البته آنچه به جائی نرسیده فریاد بوده است .

اینکه این جوانان تا چه حدودی در این وادی مقصر شمرده میشوند مبحثی دیگراست که در یک روال اصولی مبتنی بر« قرار گرفتن هر کس در جای خود در ارتباط با میزان شایستگی ها » نبایستی افراد به خود اجازه ورود به چنین عرصه حساسی داده و در شرایط نا برابر باعث توقف کار اساتید و افت میزان آ موزش و نادیده گرفتن نا توانی ها  «از همه مهمتر پائین آمدن سطح آموزش برای همه همکلاسیها بتبع  دستور العمل ها ی ارفاقی » بشوند .

این داستان در مورد تعدادی از این افراد « خودی که ایکاش از ژن برترواقعی  برخوردار بودند »   در ادامه سهم خواهی با ورود به جرگه پزشکی و اخذ مدارج «تخصصی و فوق تخصصی سهمیه ای » با همان کم و کیفی که آمد «در قامت کادر علمی  » ادامه  مییابد …..که علاوه بر برخورداری غیر منصفانه از امتیازات این حرفه خطیر ، فرزندان خود را با انتخاب همین رشته ها « در مرحله کنکور»  در دورترین مناطق کشورکه با نمره اندکی پذیرفته میشوند ، به تهران و ادامه تحصیل در دانشگاههای معتبر « اگر اعتباری مانده باشد » بر مبنای تعاریف موجود «سهمیه ای »منتقل مینمایند …

این سلسله امتیازات اعطائی با تصویب قوانین در مجلس تا آنجا پیش رفته که به «ازای هر دوره نمایندگی یک درجه علمی » بخود اعطا ءو از مزایای آن طی دهها سال بگذشته برخوردار شده اند .

اغلب منتصبین درون مجلس  با این ترتیب دارای درجه دکتری میباشند و از امتیازات آن برخوردار«که با وجدانان نسبی » در مجامع زمانیکه با عنوان دکتر مورد خطاب قرار میگیرند معترض میشوند !!

در سازمان سنجش آموزش کشور نیز کم وبیش تعدادی از مزایائی مشابه بهره برده  و با عناوین دکترا در رشته های دیگری با همین ترتیب  در مناصب امور این سازمان که  بالنسبه از اعتباری مناسب  برخوردار است ماندگار شده  و نا  خواسته  معترض به عواقب این مصوبات که مصداق « در آمدن داد آشپز »  میباشد  .

عادت به اینگونه امتیاز گیری  و ابعاد متفاوت این بینش در جامعه را طی حداقل 3 دهه اخیر بخوبی شاهد بوده ایم که پرداختن به آثار مخرب آن مجالی دیگر میطلبد .

بیقین با تحولاتی که جبر زمان بوجود خواهد آورد و طلیعه های آن هویدا ،لغو  اینگونه سوء استفاده ها ی برخواسته از سهم خواهی ها مورد عنایت منتخبین واقعی «این ملک و ملت بلا زده » قرار خواهد گرفت و جملگی  دست به کاری خواهند زد که غصه سر آید .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>