مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » نگاهی به امتیازنامه نفتی «دارسی » (ضیاء مصباح )

نگاهی به امتیازنامه نفتی «دارسی » (ضیاء مصباح )

نگاهی به امتیازنامه نفتی «دارسی »  (ضیاء مصباح )

بمناسبت 29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ، مروری بر ابعاد مختلف  پیمان یکطرفه دارسی  :

قراردادی که ویلیام ناکس دارسی در سال ۱۹۰۱ با دولت ایران امضا کرد تا به اکتشاف و استخراج نفت در ایران بپردازد به این نام مشهور شد.

.از طرف ایران مظفرالدین‌شاه، امین‌السلطان، میرزا نصرالله مشیرالدوله و مهندس‌الممالک (نظام‌الدین غفاری) این قرارداد را امضا کردند.شرکت نفت دارسی در ۲۶ مه ۱۹۰۸ میلادی در منطقه مسجد سلیمان به نفت رسید و این قرارداد  در سال ۱۹۳۳ توسط رضاخان تمدید و ۶۰ سال دیگر هم به این قرارداد اضافه شد.

امتیاز نفت ایران برای دولت انگلستان مسئله اساسی بود. انگلستان امنیت مناطق نفت‌خیز ایران را به وسیله شیخ‌ خزعل و بختیاری‌ها تأمین و درصدی از درآمد نفت را به آنان پرداخت می‌کرد.

بعد از جنگ جهانی اول اهمیت نفت ایران در انگلستان مسجل شد. تا قبل از این جنگ، حضور انگلستان در منطقه خلیج فارس برای تأمین امنیت هندوستان و تجارت بود و بعد از استخراج نفت در ایران خلیج‌فارس اهمیت مضاف برای انگلستان پیدا کرد.

وزیر نیروی دریایی انگلستان در جنگ جهانی اول نفت را جایگزین سوخت ذغال‌سنگ در کشتی‌های جنگی انگلستان کرد. بعد طرحی  مجلس عوام  تصویب کرد که به موجب این طرح دولت انگلستان ۵۱ درصد سهم نفت را از ان خود کرد و بعد از سهیم شدن در امتیاز نفت کشورمان با شرکت دارسی و گرفتن امتیاز در سال ۱۹۳۳ ، شعبات متعددی در هندوستان تاسیس کرد که هیچکدام از درآمد نفتی در دفاتر تجاری منعکس نمی‌شد. حتی برای حفظ منافع نفتی در ساختار حکومتی ایران دخالت می‌کردند یعنی بر آن بودند که وضعیتی ایجاد کنند  که تهدیدی برای منافع آنان صورت نگیرد.

در سال ۱۹۴۵ کنفرانس انرژی در واشنگتن برگزار شد و در آن کنفرانس آمریکایی‌ها معتقد بودند مالکیت انحصاری بر نفت پایان یافته و آمریکا باید در نفت ایران شریک شود.

انگلستان این شرط را نپذیرفت ولی حاضر بود  مقادیر قابل توجهی نفت با قیمت ارزان به کمپانی‌های آمریکایی بفروشد که این پیشنهاد انگلستان از سوی آمریکا پذیرفته نشد.

همزمان با این کنفرانس – آمریکا با ونزوئلا قرارداد نفتی بست که در این قرارداد، درآمد نفت به صورت ۵۰ ـ ۵۰ تقسیم می‌شدو در عربستان و کویت هم چنین قراردادی بسته شد.

در همین تاریخ مجلس با مصوبه‌ای از دولت ایران خواست حقوق ایران را در نفت مطالبه کند،  دولت نیز قرارداد گس ـ گلشائیان را تنظیم کرد که بر اساس این قرارداد هر تن نفت ایران از قیمت ۴ شلینگ به ۶ شلینگ افزایش پیدا می‌کرد این در حالی بود که الگوی جدیدی در جهان که همان اصل ۵۰ ـ ۵۰ بود در حال شکل گرفتن بود و انگلستان  این الگو را نپذیرفت.در مجلس پانزدهم اقلیتی این قرارداد را خلاف مصالح ایران دانستند.

بعد از جنگ جهانی دوم دولت کارگری انگلیس برای توسعه اقتصادی اقدام به ملی کردن صنایع و بانک‌ها کرد و به موازت آن دولت انقلابی فرانسه صنایع خود را ملی اعلام نمود .

ملی کردن صنایع عبارت از انتقال دارایی از بخش خصوصی به دولت برای تأمین رفاه عمومی و توسعه اقتصادی بود.

در ایران دولت ملی شادروان دکتر محمد مصدق برای کوتاه کردن دخالت سنتی انگلستان در امور ایران دست به اقداماتی از جمله احیای اصول قانون اساسی مشروطه که معتقد بود شاه باید سلطنت کند نه حکومت، توسعه اقتصادی، ایجاد یک نظام دموکراتیک، آزادی مطبوعات و احزاب، پیگیر ملی شدن صنعت نفت – زد ، شادروان دکتر محمد  مصدق از این اصلاحات به عنوان رنسانس سیاسی یاد می‌کرد.

شاه با ملی شدن صنعت نفت مخالف بود چون بقای حکومتش را در حمایت از انگلستان می‌دانست و ملی شدن صنعت نفت منافع انگلستان را نفی می‌کرد، بنابر‌این نظر مساعدی نداشت و چون مجلس و دولت طرح ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرده بود، شاه هم مجبور به توشیح آن شد.

ایران بعد از قرارداد ۱۹۳۳ انگلستان را مجبور کرد که مهندسان ایرانی را با صنعت نفت آشنا کند.

هر چند انگلیس‌ها سعی می‌کردند بیشتر از هندی‌ها استفاده کند اما تعدادی از ایرانیان با صنعت نفت آشنا شدند و ناآگاه هم نبودند ، به همین دلیل وقتی نفت ملی شد انگلیس مانع صدور نفت  شد اما ایرانیان نفت را اداره کردند و چون قادر به صادر کردن آن نبودند  .

دکتر مصدق شعار اقتصاد بدون نفت را مطرح کرده ودر آن دوره نفت را به صورت غیر رسمی البته در چارچوب ضوابط به ژاپن و ایتالیا صادر کرد.

 

قبل از تشکیل اپک در سال ۱۹۶۰ شرکت نفت انگلیسی‌ تخفیف فاحشی از قیمت نفت می‌گرفتندو مالیات‌های ۷۰ درصدی به دولت‌ انگلستان پرداخت و این اقلام  را جز هزینه تولید محسوب می‌کردند، حتی بعد از قرارداد ۱۹۵۵ با کنسرسیوم که ۴۰ درصد آمریکا، ۴۰ درصد انگلیس، ۱۶ درصد شرکت شل و ۴ درصد فرانسه شریک بودند نیز همین شرایط ایجاد شد.

این دولت رقم قابل توجهی تخفیف می‌گرفت که  هزینه تلقی می‌شد !!وقتی اوپک تشکیل شد تخفیف فاحش را متوقف کرد و در اوپک تصویب شد که مالیات‌ها را باید شرکت‌های غربی بر اساس ۵۰ درصد سهم خود بپردازد. میزان تولید را نیز اوپک تعیین می‌کرد و سابقاً شرکت‌ها به دلخواه خودشان تولید را افزایش یا کاهش می‌دادند. بنابر این وضع در مسیری نسبتا درست و براساس منافع ملی تغییر  کرد.

در جنگ اعراب اسرائیل کشورهای عربی به دلیل موضع گیری هلندی‌ها و آمریکایی‌ها از صدور نفت به این دو کشور خودداری می‌کنند این امر موجب بحران انرژی در جهان شد و قیمت نفت از حدود ۲ دلار به ۱۱ دلار تغییر کرد.

محمد رضا شاه بعد از بحران انرژی از قضیه تک‌ محمولی استفاده کرد.

تک‌ محمولی عبارت از این است که شرایط بحرانی ادامه پیدا خواهد کرد ، به همین دلیل شاه شروع به خرید نفت برای ذخیره آن در یک بازار آزاد نمود.

قرارداد تک ‌محمولی در شرایطی می‌تواند به نفع یا ضرر کشور باشد – و کشورهای غربی بعد از بحران انرژی شروع به خرید نفت کردند. شاه هم نفت را به قیمت ۱۹ دلار فروخت.

غربی‌ها مسبب اصلی تورم و رکود اقتصادی را به بحران نفت نسبت دادند و شاه را مقصر می‌دانستند. شاه هم به گناهی که به او تحمیل شده بود ۲ میلیارد دلار برای بازسازی اسماعیلیه به مصر کمک کرد ، ضمنا 400 میلیون دلار به سوریه، ۹۰ میلیون دلار به سودان، ۷۰ میلیون دلار به پاکستان، یک میلیارد و ۵۰۰ هزار دلار به شهرداری لندن، یک میلیارد دلار به فرانسه وام داد و یک میلیارد دلار سهام خریداری کرد و ۲ میلیارد دلار به افغانستان تخفیف داد تا از زیر نفوذ ترانزیت شوروی خارج شوند.

غربی‌ها شاه را متهم می‌کردند که عامل افزایش قیمت نفت است.

شاه  می‌گفت دوران چشم آبی‌ها دیگر تمام شده و باید محصولات نفتی را صادر کرد و تدریجا به دنیای صنعتی وارد شد که ادامه ماجرا را آ نچنانکه در جلسات گوادلوپ گذشت همگان میدانند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>