مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » گفت‌وگوی عصر جدید با «دکتر حسین موسویان» رئیس شورای مرکزی و رئیس هیأت رهبری جبهه ملی ایران

گفت‌وگوی عصر جدید با «دکتر حسین موسویان» رئیس شورای مرکزی و رئیس هیأت رهبری جبهه ملی ایران

 https://www.youtube.com/watch?v=_wd_3u-gBwI&feature=youtu.be

گفت‌وگوی عصر جدید با «دکتر حسین موسویان» رئیس شورای مرکزی و رئیس هیأت رهبری جبهه ملی ایران

درباره سالگرد همه‌پرسی انقلاب سفید، به عنوان یکی از عوامل انقلاب 1357 خورشیدی

«شاه کاریکاتوری از اصلاحات را پیاده کرد.»

«انقلاب سفید شاه زمینه‌ساز انقلاب 57 شد.»

«عدم قبول سیاست صبر و انتظار اللهیار صالح به زیان ملت ایران تمام شد».

«اصلاحاتی که شاه کاریکاتوری از آن را پیاده کرد، واقعی نبود، زیرا اصلاحات در یک شرایط دموکراتیک، حاکمیت ملی و مستقل میسر است»

«به واسطه شرایط بدی که در حال حاضر وجود دارد، عده‌ای میان بد و بدتر سخن بدِ قَبلی می‌کنند! باعث تأسف است که بعد از چهل سال بگویند چون بدِ قبلی قابل تحمل‌تر بود، بنابراین بهتر است! در حالی‌که ملت ایران باید یک نظام ملی و مردمی معتقد به آزادی و استقلال را انتخاب کند. این حرکت گزینش بد و بدتر را کنار بگذارد. و به دنبال خوب و بهتر  باشند.»

 

برگزیده گفتار:

«اصلاحات ارضی» جزء منشور مصوب کنگره جبهه ملی ایران در دی‌ماه 1341 بود. پس از کنگره محمدرضا شاه، با الگوبرداری از پیشنهادات جبهه ملی، داوطلب انجام اصلاحات شد. اصلاحاتی را که نامش را انقلاب سفید و انقلاب شاه  و ملت نهاد.

شاه یک ماه بعد از کنگره در شش بهمن رفراندومی برگزار کرد که ملت به این انقلاب سفید رأی بدهند. «جبهه ملی ایران» انجام رفراندوم از طرف شاه را مردود دانست و گفت: شاه به موجب قانون اساسی مشروطیت از مسئولیت مبرا است و «مقام مسئول نیست» که بخواهد راجع به مسائل کشور تا این حد بخواهد ورود کند و رفراندوم و اصلاحات انجام دهد.

در اصلاحات ارضی شاه، برنامه‌ریزی درستی صورت نگرفت. و شاید یکی از عللی که ایران را به سوی «انقلاب» برد، همان ناموفقیت اصلاحاتی بود که شاه مدعی آن بود.

جبهه ملی ایران در مقابل اصلاحات ارضی شاه با بهترین شعار  ممکن وارد شد، گفت «اصلاحات آری دیکتاتوری نه». اصلاحات ارضی نباید سرپوشی برای«دیکتاتوری شاه» باشد.

جبهه ملی ایران در آن موقع عنوان کرد هیچ توسعه و پیشرفت و اصلاحی، در کشور در سایه استبداد، اختناق و دیکتاتوری میسر نیست. تنها یک حاکمیت ملی معتقد به آزادی و استقلال است که میتواند گام‌هایی برای پیشرفت و توسعه کشور بردارد.

حکومت در آن زمان یورش سنگینی به جبهه ملی آورد، در روز قبل رفراندوم، قرار بود جبهه ملی یک گردهمایی برگزار کند، به شدت مانع برگزاری آن شدند، سران جبهه ملی و تعداد زیادی از فعالان را بازداشت کردند، ولی با وجود این که در روز پنج بهمن تهران حالت فوق‌العاده داشت و اعضای جبهه ملی تظاهرات خود را برگزار کردند.

اصلاحاتی که شاه کاریکاتوری از آن را پیاده کرد، اصلاحات واقعی نبود، برای این‌که اصلاحات در شرایط دموکراتیک، حاکمیت ملی و مستقل میسر است. این اصلاحات، از یک طرف با فشار آمریکا و از طرف دیگر حسادت در مقابل کنگره و منشور جبهه ملی ایران، شاه به اصلاحات ارضی اقدام کرد.

عدم برنامه و کار کارشناسی در روستاها، موجب «کم‌آبی» در روستاها شد، به مرور زمان هم ماشین آلات کشاورزی و قطعات یدکی به آنان نرسید. روستاها به مرور رو به ویرانی رفت. روستاییان شروع به مهاجرت به شهرهای بزرگ کردند و به صورت «حاشیه‌نشین» در اطراف شهرها ساکن شدند. میلیون‌ها نفر که روستا را ترک کرده بودند و اطراف شهرها، بصورت حاشیه‌نشین در یک زندگی خیلی سطح پایین گرفتار شده بودند، اینها شدند بهترین لشگریانی که در زمان انقلاب به صحنه آمدند و به شکلی جانانه مخالفت خود را با رژیم قبلی اعلام کردند.

یکی از عوامل وقوع انقلاب این اشتباه بزرگ انقلاب سفید شاه بود. زیرا در کنار انقلاب سفید شاه، استبداد، اختناق و شکنجه برای ازادی‌خواهان، استقلال‌طلبان نتیجه آن این شد که ایران سوق داده شد به انقلاب 1357.

انقلاب شاه و اصلاحات ارضی با فشار آمریکا بود، به این خاطر که می‌خواست منافع این ابر قدرت در ایران محفوظ بماند. آمریکا [ابتدای دهه چهل] ایران را در آستانه یک انقلاب میدید، شاه را ناگزیر به انجام اصلاحات کرد.

یکی از آن لویح شش ماده‌ای اصلاح قانون انتخابات و دادن حق رأی به بانوان بود؛ آن موقع گفته شد، اصلاً انتخابات صحیحی در کشور انجام می‌شود؟ آیا مردم اصلاً حق رأی و نماینده دارند؟ که به عنوان اصلاحات  نتیجه بگیرید که بانوان در انتخابات شرکت کنند و کاندیدا شوند؟ اصلاً انتخابات واقعی نداشتیم. انتخاباتی بود که لیستش توسط عوامل امنیتی، دربار، ژاندرمری و ارتش فراهم می‌شد. اصلاح قانون انتخابات در انقلاب سفید فریبی بیش نبود.

اگر رژیمی بخواهد دارای مقبولیت و مشروعیت باشد و با آن معیارها درستی آنان سنجیده شود، باید اعتقاد به «آزادی» داشته باشد. در سایه آزادی است که کشور می‌تواند به همه چیز دسترسی داشته باشد، آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی احزاب و تشکل‌ها، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و آزادی انتخابات، اینها آزادی‌های است که میتواند باعث رشد و تعالی یک جامعه بشود. در رژیم سابق هیچ‌کدام از این آزادی‌ها را نداشتیم. اگر با این معیار بخواهیم بسنجیم، آن رژیم مردود است.

معیار دیگری که میتوان مقبولیت یک رژیم را سنجید، «استقلال» و «استقلال‌طلبی» آن رژیم است. رژیم مستقل رژیمی است که سرنوشت کشور را در پایتخت کشور تعیین میکند. اجازه دخالت به بیگانگان اعم از شرق و غرب، همسایه و… نمی‌دهد. رژیم مستقلی که ضمن «احترام متقابل» به تمام کشورها و روابط صحیح با تمام کشورهای جهان، از «وابستگی قدرت‌ها» دوری میکند. و از دخالت در مناقشات منطقه‌ای و  دشمن‌تراشی خودداری میکند. خوب ما چنین معیاری را در رژیمی که با انقلاب سرنگون شد نداشتیم، رژیم که تابع بیگانگان بود و با کودتای 28 مرداد که توسط بیگانگان ساخته شد، روی کار آمد و همواره گوش به فرمان آنان بود.

معیار دیگر یک رژیم «درست‌کاری» و «پاک‌دستی» آن است. رژیمی که عوامل آن مشغول غارت بیت‌المال باشند، مشغول این باشند که منابع مالی کشور را به جیب خود و اطرافیان سرازیر کنند، این به هیچ‌وجه رژیم مطلوب جامعه نیست. درست است که این فساد را به صورت گسترده‌تر می‌بینم، ولی در رژیم قبلی هم فساد وجود داشت [زیرا اساساً استبداد فساد‌آور است]، در یک سرمایه‌گذاری بزرگ، یک تأسیسات مهم که سرمایه آن از یک حدی به بالاتر بود، حتماً باید یکی از والا گُهرها والاحضرت‌ها و مقامات لشگری و کشوری در آن سهم داشته باشند.  

اگر ما از انقلاب سفید شاه انتقاد می‌کنیم؛ سوء‌استفاده‌های مالی و کجروی‌های آنان سخن می‌گوییم، این سبب نشود که بعضی تصور کنند؛ در حال حاضر این بحران‌ها و گرفتاری‌ها وجود ندارد، متأسفانه این گرفتاری‌ها الان به انحای مضاعف وجود دارد. در حال حاضر فساد گسترده‌تر و عدم رعایت آزادی‌ها زیر پا گذاشتن استقلال و دیگر کجروی‌ها بیشتر از گذشته شده است.

به همین دلیل یک عده‌ای بین بد و بدتر، صحبت از بدِ قبلی می‌کنند، این باعث تأسف بسیار است، ملت ایران بعد از چهل سال این همه ناملایمات را پشت سر گذاشته، هنوز عده‌ای سطحی‌نگر، بیایند و بد قبلی را بگویند این بد قبلی بهتر و قابل تحمل‌تر است! درحالی‌که ملت ایران، باید یک نظام ملی، مبتنی بر حاکمیت ملی و استقلال و آزادی، عدالت اجتماعی را تأیید و انتخاب کند. این حرکت گزینش بین بد و بدتر باید کنار بگذارد. دنبال خوب و بهتر باشد.

اشتباه بزرگ انقلاب سفید (شاه و مردم) و عدم رعایت آزادی‌ها، سرکوب معترضان و منتقدان، راهی جز رفتن به سوی انقلاب، باقی نگذاشت. انقلاب 57 عکس العمل ملت ایران نسبت به آن ناروایی‌ها بود. چنانکه سنگ اول انقلاب 57 ، در کودتای 28 مرداد 1332 گذاشته شد، از همان زمانی که دولت ملی معتقد به آزادی، استقلال، حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی دکتر مصدق با کودتای ننگین سرنگون شد، همان کودتای 28 مرداد انگیزه حرکت برای انقلاب 57 شد.

این حرکت و جنبش در ادامه پیشرفت کرد، مراحلی را طی کرد، در یک مرحله‌ای هم اسلام‌گرایان ورود کردند، در حالی‌که در مرحله نخست مخالفتی نداشتند و حتی نسبت به کودتای 28 مرداد نگاه تأییدآمیز هم داشتند. آن‌ها هم در نیمه راه ورود کردند. متأسفانه در دوره انقلاب به واسطه توقف تشکیلاتی که جبهه ملی ایران در میانه دهه چهل داشت، در دوره انقلاب جریان‌های مذهبی دست بالا را داشتند، آزادی‌خواهان و ملّیون عقب ماندند. نتیجه خلأ نیروهای ملی و اقتدارگرایی جریان‌های مذهبی، همین است که شاهد آن هستیم.

شادروان «اللهیار صالح» رئیس هیأت اجرایی جبهه ملی ایران در سال 1343 با کمال صداقت در شورای مرکزی جبهه ملی ایران، تئوری خود با عنوان «سیاست صبر و انتظار» را مطرح کرد، در آن زمان عده‌ای برآشفتند، مخصوصاً بخشی از دانشجویانی که چپ بودند و دیدگاه وابسته به اردوگاه کمونیسم داشتند، آنها شروع به تخطئه کردند، ولی پیشنهاد اللهیار صالح صحیح بود، او پیشنهاد می‌کرد: در حالی که شاه با فشار آمریکایی‌ها تن به اصلاحات داده، از طرفی کارت سفید برای سرکوب، اختناق و خفقان سازمان‌های ملی در رأس آن جبهه ملی گرفته است. ما باید یک مدتی کار تشکیلاتی خود را انجام دهیم و مخالفت و موضع‌گیری سیاسی نکنیم، تا قلابی بودن انقلاب سفید روشن شود و این طولی هم نخواهد کشید. زیرا انقلاب سفید اصالتی ندارد. این اصلاحات، اصلاحات واقعی نیست، اگر ما الان حرکتی انجام بدهیم، نیروهای ملی به شدت سرکوب می‌شوند. به محض شکست اصلاحات، ما میتوانیم تزهای خود در کنگره جبهه ملی را روی صحنه بیاوریم و در میدان شدت ببخشیم.

اللهیار صالح به هیچ‌وجه پیشنهاد نکرد جبهه ملی متوقف بشود، او پیشنهاد کرد که شاه در این شرایطی که مورد حمایت شدید قدرت‌های استعماری است، حال با فشار آنان مدعی آن شده، باید مدتی صبر کنیم [و به تقویت تشکیلاتی خود بپردازیم]، بعد که روشن شد که مفاسد و معایب اصلاحات چه بود، ما در آن زمان به صحنه بیاییم.

کسانی که الان سیاست صبر و انتظار را نقد می‌کنند، اینان ارزیابی صحیحی از شرایط آن روز ندارند؛ در آن شرایط یک وقفه کوتاه در کار میدانی جبهه ملی  ایران خیلی  ضرورت داشت؛ این وقفه کوتاه ممکن بود، شش ماه تا یک سال طول بکشد. ولی در عوض از قلع و قمع سازمان و به هم ریختگی جلوگیری می‌کرد. بهرحال همان مخالفت‌هایی که شروع شد، با این تزی که آقای اللهیار صالح داد سبب شد که عده‌ای که در اقدامی تأمل‌برانگیز، حتی کسانی در جبهه ملی نبودند؛ نامه‌هایی به شادروان دکتر مصدق بنویسند و جبهه ملی را تخطئه کنند، و شواری منتخب کنگره‌ی با شکوه جبهه ملی را زیر سوال ببرند. پس از آن شورای دیگری تشکیل یافت که یکی دوماه بیشتر دوام نیافت، زیرا دستگاه با سبوعیت تمام از فعالیت شورای جدید جلوگیری کرد.

بنابراین تحلیل آقای اللهیار صالح، به واقعیت پیوست که می‌بایست مقداری در زمان محدودی صبر کنیم، موقعی که زمان مناسب فرا رسید و اصلاحاتی که شاه شروع کرده، به نتیجه‌ای نخواهد رسید. وقتی عدم نتیجه آن روشن شد ما با قدرت به صحنه می‌آییم. در نهایت فعلاً باید تشکیلات خود را حفظ کنیم. او پیشنهادش نگاه داشتن تشکیلات ، آموزش نیروها و بالا بردن سطح آگاهی اعضای جبهه ملی و گسترش تشکیلات بود و میگفت باید فعلاً در اقدام سیاسی صبر کرد.

عدم قبول پیشنهاد سیاست صبر و انتظار اللهیار صالح که موجب توقف کار جبهه ملی ایران شد، خیلی به زیان ملت ایران و جنبش آزادی‌خواهی و دموکراسی‌خواهی ملت ایران تمام شد، زیرا آن توقف باعث شد؛ در سال 56 جبهه ملی که دوباره آغار به کار کند. مقدار زیادی از نیروهای تشکیلاتی خود را تقریباً از دست داده بود و در این زمان و 1343 ببعد نیروهای اسلام‌گرا، با اعتقادات دینی وارد شده و مقدار زیادی تبلیغات کرده بودند، حاکمیت هم در مقابل آن‌ها سخت‌گیری نداشت، این نیروهای در زمان انقلاب دست بالا را داشتند. ملّیون و آزدی‌خواهان در زمان انقلاب عقب ماندند. حال پیامد آن شرایط پس از چهل سال، این شده که  گرفتار این بحران‌های متعدد شویم، و ناکارایی اختلاط دین و حکومت را همه با گوشت، پوست و خون خود درک کنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>