مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » بیانیه ها » دوخطری که موجودیت ایران را تهدید میکند

دوخطری که موجودیت ایران را تهدید میکند

 

سخنان واقدامات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکاو وزیر خارجه وی، مایک پمپئو در روزهای اخیر و رجزخوانیهای حسن روحانی، سرداران سپاه و آیت الله خامنه ای نشان میدهد که دو حکومت آمریکا و جمهوری اسلامی عملا در راهی قدم بر میدارند که نهایتا موجودیت ایران را تهدید میکند.

تحریمها و کارزار تبلیغاتی که وزارت خارجه آمریکا در مورد ابران اعمال میکند، قبلا نیز در کشورهائی چون عراق، لیبی و تا حدودی سوریه بکار گرفته شده است ونتایج آن در مقابل ماست: نابودی شالوده حکومت و سامانه های اجتماعی در این کشورها همراه با جنگ،جنگ داخلیو تجزیه باعث آوارگی و قربانی شدن میلیونها انسان، ویرانی شهرها واز بین رفتن زیربناهای تولیدی در این کشورها شده است. چنین سرنوشتی میتواند در انتظار ایرانباشد.

نگاهی به لیست تحریمهائی که دولت آمریکا قصد دارد درمورد ایران اعمال کند، کافی است تا بدانیم این تحریمهانه فقط حکومت جمهوری اسلامیبلکه موجودیت ایران را نشانه گرفته است. این تحریم‌ها عبارت است از تحریم دلار آمریکا، تحریم ریال – تحریم ضمانت اوراق بهادار، تحریم طلا و فلزات گرانبها،تحریم خودروسازی، تحریم خرید هواپیماهای مسافربری، تحریم صادرات محصول ایران و بالاخره تحریم صادرات وفروش نفت و گاز. اگر چنین تحریمهائی را نه فقط در مورد ایرانبلکه در اقتصاد هر کشوردیگری به اجرا بگذارند، گرانی، قحطی وبیکاری معیشت را در آن نابود خواهد کرد.

سران جمهوری اسلامی امیدوارند این تحریمها کار را به برخورد نظامی بکشانند تا از این طریق بتوانند ناتوانی های خود را در حل بحرانهای موجودلاپوشانی کرده آنرا به عوامل دیگری منتسب کنند. برخلاف این امید وانتظاردونالد ترامپهر گونه اقدام نظامی را از لیست اقدامات خود برای مقابله و فشار به حکومت ایران حذف کرده است زیرا اعمال تحریمهای شدید را کافی میداند. دولت ایالات متحده ناظر بر این است که جمهوری اسلامی ایراناز هم اکنون نگران تاثیر تحریمها و همزمان شدن آن با گسترش اعتراضات مردم میباشد.

 

خطر دوم: نظام جمهوری اسلامی

خطر دیگری که موجودیت ایران را تهدید میکند، جمهوری اسلامی و اقداماتی است که سران حکومت برای ادامه بقاخود در پیش گرفته اند. در راس آنها سرکوب اعتراضات مردم و تحریک آمریکا و کشورهای خاورمیانه با تهدیدات تو خالی است.

چهل سال است که الیگارشی روحانیت با کمک نهادهائی چون شورای نگهبان، مجلس خبرگان، امامان جمعه، مجمع تشخیص مصلحت نظام، دستگاههای تبلیغاتی، هیئت ها،جمعیت ها، بنیادها و هولدینگ های مافیائی،ابزار سرکوب مانند سپاه پاسداران و بسیج و…علیه خواست مردم حکومت کردهبا غارت و چپاول سرمایه های ملی کاررا بجائی رسانده که امروز شاهد آن میباشیم.از همان ابتدا عده ای ناکارآمد، بیسواد و نادان رابعنوان ذوب شدگان در ولایت بر سرکارها گمارده اندتا مردم را با تهدید، تحمیق، فریب، دروغ، دوروئی، حصر، زندان و اعدام وادار نمایندتن به سرنوشتی بدهندکه استبداد دینی برایشان تعیین کرده است.

در نتیجه مردم ستمدیده ما بین دو سنگ آسیاب تحریمهای آمریکائی و ناتوانی نظام جمهوری اسلامی برای مقابله با نتایج آن گرفتار شده اند و استیصال و خستگی وناامیدی در آنها تشدید میشود. برای آنها چاره ای نمانده جز اینکه برای جلوگیری از خطر اضمحلال کشور با شدت بیشتری روند فروپاشی حکومت را تسریع نمایند.

 

زمان مصاف نهائی مردم با حکومت کی فرا میرسد؟

مفسرانی کهنبض جامعهرا در دست دارند پیش بینی میکنند، این اتفاق با اجرائی شدن بخش دوم تحریمهای آمریکا رخ خواهد داد. میگویند همه جا صحبت ازدر پیش بودن یک شورش و قیام همگانی است ومردم منتظر بهانه اند تا به خیابانها بریزند و کار حکومت دینی را یکسره کنند. حکومت به چوپان دروغگو تبدیل شدهکه انتظار دیگری جز وعده های پوچ و رجز خوانی و تهدیدات توخالی نمیتوان از آن داشت. کار بران در فضای مجازی جنگ و جدال لفظی رئیس جمهور وسران سپاه را با دونالد ترامپ به موضوع خنده و مزاح و تمسخرتبدیل کرده اند. صحبت از دم شیراست و بستن تنگه هرمز و دهان گشاد حسن روحانی!

بخشهای آگاه جامعه باوجود اینکه دریافته اند نجات از این مخمصه فقط از طریق یک اراده جمعیو با ایجاد همبستگی بین گروههای آزادیخواه ممکن میشود، بخوبی میدانند دو خطری که ذکر کردیمبقاء وموجودیت کشور را تهدید میکند. آنها به علت تجربه تلخ انقلاب در سال 1357 و ثمراتی که ببار آورد، هشدار میدهند که نباید برای بار دوم بیگدار به آب زد زیرا در آن دوران نیز زمانیکه جنبش با شعار«استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی» در حال اوج گرفتن بود، معلوم نشد از کجا واژه «جمهوری اسلامی» جانشین «عدالت اجتماعی» شد و چگونه عده ای با شگردهائی چون گرفتن چهلم برای کشته شدگان تظاهراتو خواندن نماز در تظاهرات موسوم به قیطریه مبارزه سیاسی را که علیه استبداد سلطنتی برای نائل شدن به آزادی در جریان بود به مبارزه برای «اسلام سیاسی» تبدیل کردند.

زمانی که آن روزها در تظاهرات تصاویر مصدق پاره میشد و زنان بی حجاب را از صف تظاهرکنندگان جدا میکردند، عده ای ملا و طلبه مردم را به حفظ «وحدت کلمه» فرا میخواندند و آنها را با شعار «همه با هم» مرعوب مینمودند.بویژه نسلی که آن دوران را تجربه کرده آیت الله خمینی را فراموش نمیکند که در بهشت زهرا، در برابر هزاران نفر ادعا کرد که همه چیز را مجانی خواهد کرد و قانون اساسی دستآورد جنبشانقلاب مشروطه را نیز در یک چشم بهمزدن باطل اعلام نمود. به این ترتیب امروز نیز برای بسیاری از هموطنان مسئلهماهیت، خصلت و هدف گیری جنبش مهمتر از راه افتادن در خیابانهاست. بسیاری از آنها کهتاریخ معاصررا ازانقلاب مشروطه تا کنون مطالعه کرده اند،از خود میپرسند چرا جامعه ما تا کنون نتوانسته دموکراسی دستاورد مشروطه را (به استثنا دو سال و چهارماه حکومت ملیمصدق) درکشور نهادینه کند.

واقعیت این است که طی قرن گذشته قدرت استبدادی بین دربار و روحانیت دست بدست شده است. این دو گروه باوجود اختلافات گوناگون همواره بر سر دوچیز اشتراک نظر داشته اند:

  • بی اعتقادی ریشه ای بهتاثیر آحاد ملت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور
  • نقش دولتهای ذینفع خارجی در تعیین حکومت در ایران.

علت تردید و تامل را برای شرکت در یک قیام همگانی باید فهمید و فکری برای آن کرد. زیرا سیلی که دیر یا زود جاری شده و طومار نظام جمهوری اسلامی را در هم خواهد پیچید، مجالی برای فکر کردن به آینده را به کسی نمیدهد.

 

 

فردا بجای خود، اکنون باید چه کرد؟

سخنی خطاب به فعالان جنبش کارگری، کشاورزان و کامیون داران ایران،

به سازمانهای صنفی و سراسری معلمان ایران،

به فعالان گروههای دانشجوئی،

خطاب به فعالان جنبش زنان،

بازاریان، وکلای مستقل و هنرمندان آزادیخواه ایران!

ابتدا از دست آوردهای جنبش مدنی مردم ایران آغاز میکنیم. زمانیکه طی چهل سال گذشته دستگاههای سرکوب جمهوری اسلامی قادر شدند سازمانهای سیاسی سکولار را منحل کرده وبا قتل و دستگیری رهبران و اعضاء فعال این گروه ها عملا امکان هرنوع فعالیت اجتماعی را از آنها سلب نمایند، جامعه مدنی توانست با وجود دستگیریها و سختگیریهای متداوم به مطالبات خود ادامه دهد و نگذارد سکوت قبرستانی بر کشور حاکم شود. چند ماهی است که اعتراضات و اعتصابات شما در شهرهای مختلف کشور قطع نمیشود. رژیم جمهوری اسلامی که فکر میکرد بتواند با گسترش سرکوب و مجازات ارتباطات بین مردم را قطع نماید وبااتمیزه کردن جامعه ملت ایران را به امت تبدیل کند تا جلو همبستگی ملی ‌را بگیرد اکنون ناظر ایجاد شبکه های گسترده ای است که جامعه مدنی در بخشهای مختلف ایجاد نموده و بدینوسیلهسازماندهی اعتراضات را ممکن کرده است. مدتهاست که گفت‌و‌گوی سیاسی بدون کوچکترین واهمه ای صورت میگیرد وهر جا که گروهی به مناسبتی دور هم جمع میشوند، حرف و صحبت ازفساد طبقه حاکمه و فروپاشی احتمالی آن در پیش است. آحاد جامعه بویژه پس از اعتراضات دیماه 96 وارد مرحلهجدیدی شده است وبدنبال پاسخ دادن به پرسش «چه خواهد شد؟»میگردد. در یک کلام برای بسیاری دوران سکون و بی عملی به پایان رسیده و لحظه عمل فراسیده است. متاسفانه در شرایطی که نیروهای آزادیخواه می بایست در کنار شما باشندحکومت آنها را از انجام این وظیفه محروم کرده است. زمانیکه برای نمونه به هیات اجرائی جبهه ملی ایران اجازه داده نمیشود یک نشست معمولی را حتی در خانه یکی ازاعضا خود برگزار نماید، و سازمانهای جبهه ملی در خارج از کشور نیز به علت دوری جغرافیائی نمیتواند در تماس حضوری با فعالان جامعه مدنی باشد و با آنها به تبادل نظر و مشورت بپردازد، چاره ای نیست جز اینکه از این طریق بحث در مورد روند ایجاد فکر و خواست اجتماعی را با شما به پیش ببریم و نگرانیهای خود را از این طریق با شما در میان بگذاریم.

از مهمترین دغدغه خود آغاز میکنیم. تاریخ با قیمت بسیار گزافی به ما آموخت که بدون داشتن تصوری روشن ازحکومتی که باید جانشین استبداد شود، نباید دست به اقداماتی زد که نهایتا به ضرر استقرار آزادی و دموکراسی تمام شود. نسلی که تحت تاثیرجو التهابی و شورش اعتراضی قرارگرفتو بهگرایشهای پوپولیستی این امکان را داد تا سوار بر موج احساسات مسلط شوند. نسل های جدید باید اینبار با احتیاط و با استفاده از تجربه فاجعه بار انقلاب 1357 عمل کنند.

برای همین لازم میدانیم که از هم اکنون نظر خود را در مورد حکومت آینده اعلام نمائیم. ما دوران زمامداری مصدق رابه عنوان نماد و الگوئی برای حکومتی که باید جانشین نظام کنونی شود، پیشنهاد مینمائیم. ما غیر ازپیروزی ملت ایران دردوران دولت ملی دکتر مصدق مثالی که بتوان با تکیه بر آن دموکراسی را در ایران نهادینه کرد،نداریم. پیروزی که ملت ایران در دوسال و چهارماه دولت ملی در مبارزه با استعمار و ارتجاع داخلی کسب نمودچنان اثری درحافظه تاریخی ما بجای گذاشته است کهاشاره به آن منظور مانراکه بر سر کار آمدن یک حکومت ملی با همه سجایای آن است به مخاطب میرساند. غرورملی و خودآگاهی ناشی از این پیروزی تاریخی استکه امروزه نیز میتواند چون الگوئی ما را قادرسازد کاری را که در 28 مرداد 32 ناتمام ماند به اتمام برسانیم و بقول دکتر شاپور بختیار با بستن پرانتز دوران سیاه جمهوری اسلامیاستبداد را در ایران برای همیشه غیر قابل بازگشت بنمائیم.

نکته دوم

بنظر ما این ادعا که رهبری و یا آلترناتیوی برای دوران گذار نداریم درست نیست. پر کردن خلاء قدرت توسط یک دولت دوران گذار دومین قدم ما برای نزدیک شدن به هدف است.بنظر ما دولتیمیتواند با استقرارآرامش زمینه را برای برگزاری انتخابات مجلس موسسان آماده سازد که از حمایت و پشتیبانی اکثریت مردم ایران برخوردار باشد. جامعه مدنی ایران تنها نیروئی است که نمایندگان آن میتوانند به علت برخوردار بودن از اعتماد مردم و قدرت بسیج ایشان ایجاد چنین دولتی را در دستورکار خود قرار دهند. جامعه مدنی ایران با رهبران شناخته شده ای که برخی از آنها هنوز در زندانها بسر میبرند توان چنین اقدامی را دارد. آنها نماد شجاعت، استقامت، مقاومت و مبارزه برای حقوق و آزادی در دوران ما هستند.. ما معتقدیم که با وجود چنین انسانهای بارزی نه به کسانی احتیاج است که زیر درخت سیب بنشینند و یامردم عکسشان را در کرهماه رویت کنند و نه مانند سنگواره های نقوش سربازان هخامنشیاز عمق تاریخ 2500 ساله پا به قرون معاصر بگذارند. به نظر ما ایران آینده به رهبرانی نیاز دارد که اولین خصیصه اشان درک جهان مدرن امروز و مبارزه برای حقوق و آزادی ها در هر مقام و منزلت باشد.

زنده و پاینده باد ایران

سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور

6 مرداد 1397برابر 28 ژوئیه 2018

info@iranazad.info

http://www.iranazad.info

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>