مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » شکر که آقا مطلعند!؟ حسن بهگر

شکر که آقا مطلعند!؟ حسن بهگر

 

حسن بهگر

سخنان یکی از نمایندگان دانشجویان بنام سحر محرابی خطاب به علی خامنه‌ای را می توان نه تنها فرصتی برای رهبر جمهوری اسلامی دانست، بلکه آخرین کوشش اصلاح طلبان شمرد که بر در بسته ولایت فقیه زدند و بازهم پاسخ منفی شنیدند. این سخنان به شرایط بحرانی کنونی اشاره داشت و خامنه ای را دعوت به اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی می کرد. اما پاسخ قاطع او به درخواست اجرای این قانون اساسی معیوب کماکان نه بود. فقط محض خالی نبودن عریضه گفت از همه چیز مطلعم.

خامنه ای سال هاست بین افزایش رفاه اجتماعی مردم و غنی سازی چندین ملای ممتاز و چند سردار سپاه هوادار خود، دومی را انتخاب کرده به این خیال که در وقت نیاز به کمکش بشتابند. غافل از اینکه اینها هم مثل ابواب جمعی محمدرضا شاه و به قول خمینی رفیق دلارند نه رفیق او. پولها و آقازاده ها را که فرستاده اند کانادا، خودشان هم به موقع در خواهند رفت. با این سیاست بود که خامنه ای اغلب مردم را محتاج و نیازمند نگاهداشت، به حدی که برخی برای سیر کردن شکم خود باید در سطل زباله بدنبال نان بگردند. حال هواداران ولایت فقیه یک یک رخت سفر می بندند، یکی از همین ملاها بنام آملی سر و صدایش بلند شده که آنهایی که امکان فرار ندارند همین فرداست که به دست مردم به دریا ریخته شوند.

هرج و مرج اقتصادی و بلبشوی اختلاس امری روزمره تلقی شده. بیهوده نیست که جمهوری اسلامی از نظر فساد بین کشورهای جهان در رتبه فاسدترین ها قرار گرفته است. خامنه ای فقری را به مردم تحمیل کرد که در هفتاد سال اخیر تجربه نشده بود. مردمی که پیش از انقلاب از یک رفاه نسبی برخوردار بودند، با آمدن جمهوری اسلامی به مذلت و نکبتی دچار شدند که حتا در دوره ی قاجار نیز سابقه نداشت. آنوقت رهبری میگوید از اوضاع مطلع است.

در حکومت های توتالیتر معمولاً به مسایل حیاتی مردم رسیدگی می شود ولی به برکت جمهوری اسلامی که همه ی معایب حکومت های توتالیتر را داشته است و مختصر حسنی را که قابلیت تأمین امنیت و نان و آب مردم باشد نیز فاقد بوده است، اینها هم در کار نیست. این به جز میلیاردها ها ثروت مملکت است که به انحای گوناگون به هدر رفته یا به سبب ماجراجویی های جمهوری اسلامی در دادگاه های آمریکا بلعیده شده است. جای شکرش باقی است که رهبری از اوضاع مملکت مطلع است.

شما که هرچه نفت فروخته اید همراه با دکل آن خورده اید. امروز آب سالم آشامیدنی هم برای مردم نمانده است و از هوای سالم هم محروم هستند. برای آبادانی این کشور ویران باید چیزی باقی بماند تا نسل های آینده بتوانند زندگی کنند؟ شما با شعار استقلال، ایران را بیش از پیش وابسته کردید و امروز کارخانه ها تعطیل و کشاورزی مختل و فقط بازار دلالان گرم است. آن وقت ولی فقیه بیشرم می گوید از اوضاع مملکت مطلع است و خیلی پیشرفت کرده ایم!

ایران شاهد زمین لرزه های بسیاری در سال های اخیر بوده است و حکومت ازکمک کردن به مردم عاجز بوده و به دلیل هراسی که دارد از گرفتن کمک های خارجی هم سرباز زده است. یک مقایسه با زلزله زدگان کشورهای دیگر مانند شیلی و هندوستان، نالایقی رژیم را به بهترین وجه به معرض نمایش گذاشته است و هنوز زلزله زدگان کرمانشاه بدون کوچکترین رفاه و امنیت در چادر زندگی می کنند. مسلمانان چه غم دارید ولی فقیه از اوضاع مطلع است.

خامنه ای خوب دریافته که افراد بسیار تحصیل کرده یک تهدید بالقوه برای خودکامگی هستند. جامعه شناسی و علوم انسانی و سیاسی به دموکراسی می پردازند و به همین مناسبت تدریس این مطالب در دانشگاه ها تعطیل شده. این آتشفشان جوشان است. ولی فقیه هم می گوید از جوشش آن مطلع است.

در شرایط کنونی که حتا ورود دارو نیز برای کشور ممنوع شده، خبر از درگذشت بیماران گوناگون می رسد یعنی ولی فقیه با اطلاع کامل همان راهی را می رود که صدام پیمود. وی که خواستار ازدیاد جمعیت کشور بود قادر به درک آن نیست که مردمی که قادر به تامین معیشت روزانه خود نیستند چگونه نان خور خانه اضافه کنند؟ ولی خوشبختانه از اوضاع مطلع است.

همه ی اینها نشانگر وسعت اطلاعات ایشان و تدبیر و چاره اندیشی ایشان است. بدین ترتیب فاجعه ی محیط زیستی با فاجعه ی جمعیتی نیز در راه است و مردم دیگرچیزی برای از دست دادن ندارند. نه آب آشامیدنی است و نه هوا قابل تنفس، ولی باز هم جای شکرش باقی است که ولی فقیه از اوضاع مطلع است.

این حرف ها و کارها لجبازی با سرنوشت محتوم نظام است که در انتظار آن لحظه شماری می شود. امروز جمهوری اسلامی نمی تواند در دو جبهه بجنگد و کار را به جایی رسانده که یا باید به خواست مردم تسلیم شود یا به خواست خارجی. مقابله با هر یک، محتاج تکیه به دیگریست. مقابله با مردم در سیستم سرکوب دیکتاتوری ظاهراً راحت ترین و بی دردسرترین جلوه می کند ولی واقعیت این نیست. در شرایط فعلی رژیم از کمترین پشتیبانی برخوردار است و ممکن است یکی از سرکوب ها به قیامی همگانی تبدیل شود و رژیم را سرنگون کند. اگر این اتفاق هم نیفتد و از آن سو حمله ای به ایران صورت بگیرد، یارای مقاومت در برابر تهدیدهای خارجی را ندارد و کشور را به بیگانه واگذار خواهد کرد. چیزی که هست مرگش حتم است، فقط وارثش معلوم نیست.

اکنون برای خامنه ای مسأله مرکزی بقای رهبری است. چگونه می تواند روی آب بماند و غرق نشود. برای خودکامه بسیار مشکل است که از قدرت کنار برود ولی خود بهتر از هرکس می داند که موقع تغییراست و باید نرمش بخرج داد. ظاهراً خامنه ای ترجیح می دهد نرمش قهرمانانه اش را برای خارجی ها بکند و خودنمایی اقتدارپوشالی اش را به مردم خود عرضه نماید. شاه هم همینطور در برابر خارجی نرمش داشت و هر چه می خواستند می داد، ولی عوضش در داخل غبغب می گرفت.

تسلیم شدن در برابر خارجی ننگ است، ولی تسلیم در برابر مردم خیر. نمونه های تاریخی از تسلیم شدن حاکمان در برابر مردم داریم که از هیچکدام به بدی یاد نمیشود. از جمله تسلیم شدن مظفرالدین شاه در برابر انقلابیون مشروطه که نام نیکی برای خود خرید و یا تن دادن دوکلرک نخست وزیر حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی که دست به دست شدن مسالمت آمیز قدرت را پذیرفت و جا به ماندلا سپرد، حتی فرانکو هم که تا دم مرگ دیکتاتور ماند و در برابر خواست مردم مقاومت کرد، جای خود را به خوآن کارلوس داد که می دانست دیکتاتور نخواهد بود. عقب نشینی تنگ شیائو پینگ در چین را هم باید از همین زمینه شمرد که با فاصله گرفتن از خط مشی مائو، چین را که سالها در انزوا بود، نجات داد و کشور را در شاهراه توسعه و ترقی انداخت.

انگار ولی فقیه به هیچکدام این موارد توجهی ندارد، حتا به محمدرضا شاه که با کش دادن عقب نشینی تمام رژیم و سلطنت را به باد داد. ولی فقیه که به جای شاه تکیه کرده، حتا ولیعهدی خوشنام نیز ندارد که به جای خود بنشاند و مردم را آرام کند. اسم مجتبا که اصلاً قابل طرح نیست و مهره هایی مثل سید خندان هم آبروباخته تر از آن هستند که حتابتوانند نقش شریف امامی شاه را بازی کنند. موسوی و کروبی هم که در صورت آزادی فقط باید در آسایشگاهی بستری شوند. جنونشان که قابل درمان نیست، همین است که به بقیه آزاری نرسانند.

رهبری ایران با ورشکستگی اقتصادی، بحران سیاسی و فشار خارجی و ارتشاء و فساد حکومتی روبروست و ایستادگی در مقابل مردم به معنای از دست دادن فرصت هاست و به معنای پس رانده شدن در مسیر عقب نشینی، نه رهبری کردن. قدرتهای خارجی هستند که از ادامه ی این وضعیت سود خواهند برد. آیا واقعاً فهم این مسأله برای خامنه ای دشوار است که اگر تا کنون با ندانم کاری به ایران آسیب زده لزومی ندارد به سودای خام نجات دیکتاتوری کشور را به نابودی سوق بدهد؟

اما هنوز دیر نشده است، راه عاقلانه، ​دادن آزادی به مردم است که منجر به حکومتی دموکراتیک بشود که ملت حکومت را از خود بدانند. در این صورت مردم می توانند تاب قحطی ها و کمبودها را هم بیاورند و در مقابل حمله خارجی مقاومت کنند. در غیر این صورت با فشار و سرکوب بیشتر ملت هم مرگ خود را رقم خواهید زد و هم کشور را در مقابل بیگانگان بی دفاع خواهید نمود. از خودتان گذشته، یک بار هم که شده به فکر ایران باشید.

۲۰۱۸ May 29th Tue – چهارشنبه، ۹ خرداد ۱۳۹۷

از: ایران لیبرال

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>