مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » بین الملل » اعزام جوانان ما به کدام جنگ و به کدام جبهه و چرا؟
اعزام جوانان ما به کدام جنگ و به کدام جبهه و چرا؟

اعزام جوانان ما به کدام جنگ و به کدام جبهه و چرا؟

اعزام جوانان ما به کدام جنگ و به کدام جبهه و چرا؟

دکتر محسن قائم مقام

«اگر در عراق دفاع نکنیم، در ایران امنیت نخواهیم داشت»
سردار شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ایران
«اکر در وییتنام نجنگیم در کالیفرنی ب جنگ کشانده می‌شویم»
از تبلیغات دولتی و دست راستی در امریکا در ابتدای سالهای ۶۰

روز گذشته «دولت اسلامی عراق» از قتل یک سردار سپاه پاسداران در سامره خبر داد. این اولین خبر کشتن فرستادگان سپاه پاسداران در عراق نبود. حتی عکس سر بریده یک سرباز ایرانی را هم سال گذشته در اینترنت منتشر کردند. اخبار جسته و گریخته سال پیش شروع شرکت سپاه پاسداران حکومت در جنگها و زد خورد‌های بی در و پیکر درعراق بود و خبر قتل سردار سپاه پاسداران حمید تقوی و تآیید آن توسط علی شمخانی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و دبیر شوای عالی امنیت ایران امروز نمایش گسترش حضور سپاه در عراق می‌باشد. سردار شمخانی مهمتر از آن خبر داد که «اگر در عراق دفاع نکنیم در ایران امنیت نخواهیم داشت». و اینکه «اگر تقوی‌ها در سامرا خون ندهند ما در سیستان، آذربایجان، شیراز و اصفهان خون بدهیم». این استدلال شمخانی یاد آور استدلال دست راستی‌های امریکا در سالهای ۱۹۶۰، پیش از پیدایش مبارزات وسیع ضد جنگ در امریکا، می‌باشد، که شعارشان در تآیید شروع جنگ در ویتنام دقیقا همبن بود: «اگر امروز در ویتنام نجنگیم فردا باید در کالیفرنی با ایشان بجنگیم».

شرکت ایران در جنگهای عراق دنباله ی سیاست مداخله جویانه، ماجراجویانه و پرهزینه جمهوری اسلامی در منطقه می‌باشد. جمهوری اسلامی با تآیید و پشتیبانی و سرازیر کردن کمکهای بی حساب مالی و نظامی به گروههای ماجراجو و تروریستی حماس و حزب الله به عرض اندام در برابر دولتهای قدرتمند غرب و اسراییل که دنبال حفظ منافع خود بهر قیمتی بودند پرداخت. بعد از بالغ بر سه دهه ماجراجویی و بهدر دادن بخش سرسام آوری از ثروت ملی ایران و دشمن ساختن بسیاری از دولتهای منطقه و جهان و منزوی ساختن خود در دنیا، سرانجام کارشان به تحریم‌های سنگین اقتصادی امریکا کشید و ماجراجوئی‌هایشان بجائی نرسید. و در آخرکار حماس با عربستان سعودی ارتباط برقرارکرد، در حالیکه کمکهای مالی و نظامی ایران همچنان برایش ادامه یافت. و معلوم نشد حماس با دو سیاست در برابر یکدیگر ایران و سعودی، چگونه می‌تواند هر دو سیاست را ادامه دهد و فراموش نشود که حماس هم عرب است و هم سنی مذهب! و سوریه نیز با دریافت میلیونها دلار کمک نظامی و مالی، ابتدا سه جزیره در خلیج فارس را در مالکیت «امارات» دانست و نام خلیج فارس را هم نپذیرفت و همچنان خلیج عربی بکار برد. و امروز سربازان ایرانی را در پوشش سپاه قدس در خارج از ایران به فرماندهی سردار سلیمانی در جنگ چند جبهه‌ای سوریه به پشتیبانی دیکتاتوری بشار اسد شتافته‌اند. علاوه بر این العربیه از حسین اسلامی جانشین فرمانده سپاه پاسداران خبر داد که ایران در سوریه و عراق «یک ارتش مردمی متصل به انقلاب اسلامی با الگوی تفکر بسیجی» دارد. و آنها را بازوی نظامی مرتبط با ایران یا شبه نظامیان ایرانی که تبعیت سوریه را دارند اعلام نمود.

دولت مدعی است که تنها کمکهای آموزشی و اعزام مستشاران نظامی در کار است و البته بهر قیمتی از بقاع متبرکه دفاع خواهد نمود. دولت هنوز شرکت سربازان ایرانی در جنگ را تآیید نمی‌کند. ولی این قسم حضرت عباس است در برابر پیدا بودن علنی دم خروس، چه دبیر شورایعالی امنیت ایران علی شمخانی علاوه بر صحبت‌هائی که در بالا از او نقل شد می‌گوید: «زیر سؤال بردن حضور ایران در عراق و سوریه ناشی از «افکار انحرافی بیمار گونه است».

حکومتیان بجای پایان دادن به این ماجراجویی‌های بی‌حاصل و سر وسامان دادن به اوضاع آشفته اقتصادی و سیاسی ایران دنبال اعزام رقم بزرگی از سربازان ایرانی به جنگ بی سرو ته و بی سرو صاحب عراق و سوریه‌اند. ایشان خود را در رقابت با امریکا در منطقه می‌ بینند. رقابت با دولت نیرومندی که امروز بر خلاف گذشته از فرستادن نیروی زمینی به عراق و سوریه تا بامروز پرهیز کرده است. و جالب اینجا ست که امریکا نه تنها از حضور هواپیماهای ایران و مستشاران نظامی ایران در جنگهای علیه “دولت اسلامی عراق” (داعش) نگران یا ناراحت نیست بلکه کاملآ به عملیات نظامی ایران چراغ سبز نشان داده است.

شکست و تسلیم داعش در عراق و سوریه بدون پیاده نظام عملی نیست. با نیروی هوائی داعش را می‌توان تضعیف کرد ولی آنرا نمی‌توان از میان برداشت. با قبول این واقعیت در حال حاضرایران بنوعی در جهت سیاست امریکا در منطقه قرار گرفته است یعنی دنبال پیاده کردن ارتش در عراق و سوریه است: حضور پیاده نظام در برابر داعش. تصور ایران بر این است که مانند گذشته می‌خواهد در منطقه حضور و تقوق نظامی داشته باشد. امریکا هم همیشه مخالف حضور نظامی ایران در منطقه بوده و هست مگر امروز که امریکا نمی‌خواهد ارتش خود را در جبهه‌های این منطقه پیاده کند. ولی امریکا درنهایت قدرت و نقوذ اقتصادی و نظامی لازم خود را خواهد داشت که بساط نظامی ایران را در منطقه جمع نماید. مگر نه آنکه پرچم سفید صلح حسنی هنوز بر افراشته مانده است؟ لذا حضور نظامی ایران بخصوص پیاده نظام دراین منطقه پرآشوب از پایه بی‌معنی است و تنها به زیان‌های وحشتناک بیشتر و بیشتر منجر خواهد شد. دولتمداران نظام اسلامی، نه تنها غرامت جنگ هشت ساله از یک کشور با منابع بزرگ نفتی را عامدآ به فراموشی سپردند، بلکه باکمک مالی و نظامی به یاری عراق شتافتند وامروزه به تقویت ارتش آن کشور پرداخته‌اند و دنبال آنند که سربازان ایرانی را سپر بلای دولت و ارتش عراق در برابر “دولت اسلامی عراق” یعنی داعش قرار دهند!

برای روشن ساختن واقعیت‌های امروز منطقه و نقش ایران و سایر دولتهای خارجی در جنگهای بیرون از مرز‌های کشور خود، نگاهی به تاریخ چند دهه پیش در جهان بسیار آموزنده است. جنگ ویتنام در سالهای ۶۰ و اوایل ۷۰ میلادی شاهد بسیار خوبی برای توضیح این مطلب است. امریکا ۵۰۰ هزار سرباز به کشور ۳۴ میلیونی ویتنام فرستاد ولی با از دست دادن ۵۳ هزار سرباز امریکایی و فرسوده ساختن اقتصاد خود که تا دو دهه پس از آڼ همچنان در بدهی به خارج باقی ماند، دست از پا دراز تر از ویتنام بازگشت.

شوروی در افغانستان در همین باتلاق فرورفت و دوباره امریکا در باتلاق عراق و افغانستان غرق شد. اشتباه تکرار شده در این رویدادهای تاریخی این بود که دولت‌های مهاجم تصور می‌کردند با نیروی نظامی نیرومند می‌توانند مردمی کم سلاحی که از سرزمین خود دفاع می‌نمایند را مقهور نمایند. مردم ویتنام با مقاومت قهرمانانه خود حماسه آفریدند. طالبان و همین گروه داعش نیز با وجود زندگی به شیوه دوران بربریت و تحمیل اسارت بر مردم، راز ماندگاری‌شان در حمایت مردم از ایشان است. کمکهای خارجی کشورهای مختلف، مانند عربستان،قطر، امارات، پاکستان بجا و لازم برای ادامه حیات ایشان است ولی موتور اصلی زنده ماندنشان در نا آگاهی مردم واعتقاد محکم ایشان به آنچه این گروهها بنام دین بایشان عرضه می‌نمایند می‌باشد. لذا حمله کنندگان بهایشان بهر مقصود با مقاومتی مردمی روبرو خواهند شد.

این جنگها یا استعماری و تجاوزکارانه است که دیر یا زود به سرنوشت ژاپن، فرانسه یا امریکا در ویتنام خواهد رسید. واگر در برابر نیروهای واپسگرا و دشمن تمدن است که قصد تحمیل نظام واپسگرا و عقب مانده خود را به دیگران دارند تنها دنبال کردن راه نظامی بجائی نخواهد رسید. کلید پیروزی در دست دولتهای دموکراتی است که با به کاربردن سیاستهای آموزشی و اجتماعی مردم نا آگاه را بخود بیاورند و در پی بکار بردن تمام نیروی منطقه برای از میان بردن خرچنگهای اجتماعی گردند. در مورد مبارزه با داعش امریکا اعلام می‌کند که اقلآ ده سال وقت لازم است. این رقمی است که فرماندهان نظامی امریکا اعلام می‌کنند و مطئناً مانند حسابهایشان در جنگهای دو دهه گذشته شان سرانگشتی و بی پایه است. با زور و ارتش و نیروی هوائی معتقدین به یک دین و ایمان را نمی‌توان شکست داد.

لذا بهانه‌های گوناگون حکومتیان برای شرکت در ماجراجویی‌های نظامی درعراق و سوریه کسی را نمی‌فریبد. بهانه‌هائی که از دفاع از بقاع متبرکه شروع شد و امروزه با حضور مستشاران نظامی و نیروی هوائی در آن منطقه و سربریدن و قتل فرماندهان پاسداران در خارج، کار بسیار بالا گرفته است. و آنچه می‌گذرد به تدریج از احتمال درگیری وسیع در منطقه در آینده برای ایران پرده بر می‌دارد. این آینده احتمالی، متآسفانه آینده‌ای بسیار وحشت انگیزو نگران کننده تر از آنچه که امروز می‌گذرد درانتظار مردم ایران خواهد بود.

«ولایت فقیه» و سپاه پاسداران در باطن مانند گذشته بزعم خود دنبال نقشه کشی‌های روی هوا و مسابقه و مقابله با همان نیرو‌هایی در منطقه می‌باشند (امریکا)، که امروز با “صلح حسنی” پرچم سفید را در برابر تحریم‌های ایشان برافراشته‌اند. سوال ازمدافعین بقاع متبرکه این است که چرا دنبال آزاد کردن خانه کعبه از چنگ نامسلمانان وهابی سعودی نیستید؟ آیا به عقل‌شان نمی‌رسد یا مثل سایر دیکتاتورها حساب قدرتشان از دستشان بیرون رفته که فکر کنند چه اقدامی لازم است و چه کاری از عهده چه کسی بر می‌آید، تا آنکه آرزوهایشان چیست و دنبال عملی کردن آن با به آتش کشیدن خود و مردم بیچاره بروند؟ و باز در دوران قدرت صدام و همین سعودی‌ها ایرانیان می‌توانستند و می‌توانند به این بقاع و خانه کعبه بروند واگر کسی مردم را بعنوان زوّار و راهیان حج نشناسد کسی جلوی توریست را نمی‌گیرد!

مردم باید در برابر این ماجراجویی‌ها بایستند و به این جنگهای بی‌حاصل تن ندهند. جوانان وطن باید در خدمت سازندگی کشورشان درآیند و نه در راه بزعم حاکمین حفط این نظام دیکتاتوری در جبهه‌های جنگی که در دفاع سرزمین ما نیست فرستاده شوند.

محسن قائم مقام – نیویورک
۴ ژانویه ۲۰۱۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>