مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » خوب دقت بفرمایید : ضیاء مصباح

خوب دقت بفرمایید : ضیاء مصباح

  •   برابری پول ملی بله برابری ارزش پول ملی ایرانیان، هر روز بیش از روز قبل کاهش می یابد و در دیدارها و نشستها  از راس تا ذیل جنابان رانت بگیر – پرورش یافته نظام  ، غیر مسئولانه وبسادگی از کنار این خیانت به یکی از،و شاید مهمترین نماد ملی که در واقع « اساس درست پنداری و کرداری » است، عبور مینمایند .در این روزها که رئیس جمهور موضوع ارز را سیاسی –اقتصادیندانستوپاسختخصصیرابهبانکمتولیاینمهمموکولنمود،همزماننمایندگانبانکمرکزیکهرئیسآن «نخریدن دلار و ارز خارجی»  را تنها راه کاهش قیمت عنوان کرد  ، بطور محدود دلار را با قیمت 46500 ریال به خریداران انبوهی که برای ابتیاع 5000 دلار سر و دست میشکستند تحویل میدادند .

    تا آنان این شیی گران را با 50 یا 100 تومان بیشتر در 4 راه بعدی بفروشند  ،  این گروه از نظر مبارک مرکز آمارجزو شاغلین به حساب می آیند .

    نا گفته نماند این روش مذموم یعنی توزیع ارز « با قیمتی نزدیک به نرخ بازارمشابه پیش فروش سکه »  باعث و بانی آن حکومت است و به احتمال دولت مجری آنست و ریشه در طول نظام فعلی دارد ……

    از سوی دیگر میلیونها ایرانی دلبسته فرزندان ساکن یا مشغول به تحصیل در امریکا و سایر کشورهای غربی  ،از لحاظ عاطفی و انسانی با سن بالای 60 سال لازمست به دیدار عزیزآنشان در آندیاران نایل شوند که عموما از قشرها ی معمولی جامعه بشمار میروند .

    چنانچه این خانواده ها میزبان فرزندانشان در کشور خود باشند در ارتباط با تامین هزینه ها ،به هر حال دچار مشکل میباشند  -که تازه این نکته از عادی ترین دست آوردهای گرانی نرخ ارز در واقع بی ارزش شدن پول ملی است که مجموعه حکومت ، اقتدار روز افزون نظام رابا همین کم و کیف با صدای بلند اعلام میدارد .

    گذشته از 2 نکته بظاهر فرعی یعنی درد سرهای خانواده ها برای مسافرت و یا میزبانی عزیزانشان در مام میهن و اشتغال خریداران  ارز  در پشت دکه های صرافی ها در گوشه و کنار شهرها ….

    مصیبت اصلی براساس مشاهدات و مطالعات بطول 3 دهه  ، براثر نفوذ تفکر تضعیف پول ملی جهت توسعه صادرات و اینکه همچنانکه نرخ اغلب کالاها در بازار به عرضه و تقاضا مربوط شده و در تمامی امور اقتصادی چنین حکمی  باید مصداق یابد – افزایش چند ماهه اخیر نعم ا لمطلوب  شمرده میشود .

    به نظر نگارنده سکوت ، بی تفاوتی ، عدم قاطعیت در کنترل نرخها و پاسخ هاییکه در این باب در مسیر رفع تکلیف آنهم  بطورعلنی ، یا در محافل خصوصی بیان میشود و همچنین تامین هزینه های شب عید دولت و کسری هاییکه بودن آنرا  انکار میکنند  ، درهمین مسیر و استدلال مربوط  ، و ریشه ای واحد دارد .

    دولت که صاحب درآمدهای ارزی است و مکلف به اداره امور، با همه ناتوانی و تششت مراکز تصمیم گیری در نبود تمرکز اختیار و پاسخگویی واینکه  آقایان  مسیولین و وزراء اقتصادی، که در پاسخ رسانه ها کاهش ارزش ارزها را مطرح مینمایند – منظورشان « افت رقمی معادل چند ریال است » که در هر حال کاهش بشمار میرود!!

    این داستان مکرر از آغاز ورود نهادهای غیر پاسخگو و« دولت در دولت » بطول چندین دهه از بدو دوران سیاسی اجتماعی مبتنی بر شهادت و هجوم ،  که طرد غرب و ارتباطات  غیر معقول بین المللی و اشغال سفارت خانه ها که به جنگ 2 کشور محروم و مسلمان با تلفات میلیونی انسانی و هزینه های هزاران میلیارد دلاری انجامید  ،شروع شده و ادامه دارد .

    امروز ایدئولژی نظام حکومتی که برمبنای « شعار مرگ و نیستی  و دشمن پنداری » بنیا د گذارده شده ،  کماکان ادامه داردبه فرهنگ و باور اقتصادی نظام وارد شده  وچنین باز تابهایی ریشه براندازی را در پی دارد .

    در دیگر سو ریحت و پاشهای میلیاردی نورچشمی های با نفوذ ، کمکهای بی دریغ به گروههای سیاسی و چریکی درون و برون مرزی به دلایل روشن ، وجود نهادهای هزینه بر غیر پاسخگو ، عدم مدیریت مبتنی برتجربه و تخصص ، نبود تفکر محافظت از منافع ملی و ایجاد آرامش درمردم ، سلطه تفکر « ادامه گرفتاری معاش » برای اغلب احاد جامعه تا تصور « تفکر اصلاح » به ذهن ها خطور نکندو اوقات فراغتی نیابند ،

    همچنین  نبود در آمد ارزی ناشی از عرضه محصولات  با کیفیت صنعتی ، وابستگی مطلق به فروش نفت خام و نکات بسیاری در این مبحث ، مانع و رادعی برکاهش برابری و مشوقی در افزایش ارزش پول خارجی میباشد .

    نگاه سازمان یافته مسلط ، سلطه تفکر حفظ منافع فردی  ، نحوه مدیریت و نگاهی بدین منوال  امید فرجی –در رهایی جامعه از دغدغه های مادی که اساس تقویت صداقت و خدمت است ،نمی گذارد ،  مگر آنکه جامعه معترض به فغان رسیده ، دست به کاری زند که غصه سر آید .

    افزایش ارزش مستمر ارز در برابر پول در دست مردمی که موسسات مالی بی باکانه تحت نظارت سیستم بانکی سرمایه انان را چپاول کردند ،گرانی لحظه ای کالاها و خدمات در پی افت ارزش پول رایج، کاهش مکرر  نرخ رسمی  سود بانکی که با همین پس اندازهای اندک ،کمکی در تکافوی مخارج روز مره خانواده ها مخصوصا بازنشسته ها بود   ، نگه داشتن پول نقد در پستوها با افت روز افزون در مقابل بالا رفتن قیمت ما یحتاج روزانه  ، فعال نبودن چرخ اقتصاد و ایجاد در آمد ملی که با این سیستم توان چرخش ندارد و ادله ای از این قبیل …..

    همه و همه تقاضای خرید ارز را افزایش میدهد که «وای اگر از پس امروز بود فردایی » چون بهمین نسبت هزینه زندگی به مرز انفجار میرسد و شاید این روش ها« امدادی غیبی » در مسیر رهایی از جهل و خیانت  رایج تعمدی  متولیان امور باشد ……

    که طبق گزارش رسمی منابع خودی « تهیه شده  بعد از تظاهرات دیماه » « بیش از 75 در صد » احاد جامعه از مجموعه عملکرد سیستم بشدت نا راضی میباشند .

     

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>