مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » حمیدرضا مسیبیان: اصول و مسائل کلی ادامۀ راه مصدق در شرایط امروزی

حمیدرضا مسیبیان: اصول و مسائل کلی ادامۀ راه مصدق در شرایط امروزی

 

اصول کلی راه مصدق در دو اصل استقلال و آزادی خلاصه می‌گردد و در همین راستا امروزه بسیاری پیروان صادق او شعار:

«استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»

سر می‌دهند. در عین حال برای شناخت بهتر روش‌های ادامۀ راه دکتر مصدق در شرایط کنونی در مسائل اجتماعی(شخصی جدا است) می‌توان به طور خلاصه نکات زیر را برشمرد.(برگرفته از کتاب نقدها و رویکردها دربارۀ مصدق و دولت ملی به همراه برخی خصوصیات مصدق):

  • استقلال طلبی در عین تلاش برای رابطۀ خوب با جهان و به خصوص با غرب
  • ایجاد یک جمهوری دموکراتیک در ایران به عنوان هدف نهائی(ترجیحاً با یک پیش‌نویس قانون اساسی تا مشابه قانون مشروطه مرتب بر آن تأکید شود و البته بدیهی است در نهایت رأی مردم برای قانون ملاک است) و به تبع مخالفت با دیکتاتوری
  • به شکلی فعالیت مشروطه خواهی در جمهوری اسلامی در این جهت که روحانیت برجستۀ شیعه و حتی ولی فقیه اگر با جامعه همراهی کند با مدلی مشابه پاپ به شبه واتیکانی در قم برود و احترام روحانیت برقرار باشد.
  • تأکید قاطع بر حقوق بشر که از اصول همیشگی ملیون بوده است و دموکراسی خواهی هم در همان راستا است. همچنین تأکید بر حقوق زنان که از ارکان مهم حقوق بشر است.
  • تلاش برای جدائی دین از حکومت در عین عدم کمترین بی احترامی به ادیان و مذاهب و عقاید
  • تلاش برای بالا رفتن سطح فکر مردم در مسائل دینی و عقیدتی به شکل تدریجی و با آرامش و تا حد ممکن ارائۀ الگوی منطقی و منطبق بر دموکراسی و آزادی و شرایط روز از دین
  • تأکید قاطع بر حفظ تمامیت ارضی ایران و مخالفت با تجزیه یا خودمختاری یک بخش ولی بحث فدرالیسم در صورت رأی اکثریت مردم ایران و شرایط خاص آن جای بررسی و کار دارد.
  • داشتن دید دوستانه و مهربانانه به مطالبات اقوام و تلاش برای جلب رضایت آنان به شکل منطقی
  • حمایت از دموکراسی و به تبع انسجام سایر کشورها
  • تلاش برای عدم تنش با سایر کشورها و از جمله اسرائیل و در عین حال داشتن نظر مثبت و حمایتی به حقوق مظلومان جهان از جمله مردم فلسطین ولی با روش منطقی و در جهت رفع مشکل
  • دید مثبت ملایم به مسائل مربوط به ایران و تمدن آن و مسائل باستانی(گرچه این بیشتر علائق شخصی است و ممکن است برخی تمایلی به آن نداشته باشند)

که این موارد با پژوهش چند ساله در عملکرد دکتر مصدق گردآوری شده است.

همچنین بابت روش عملی مبارزاتیِ مشابه دکتر مصدق در شرایط کنونی می‌توان موارد زیر را برشمرد:

  • منزه طلبی فردی و سیاسی و به تبع عدم همراهی با استبداد دینی و حتی دور گرفتن از مسائل سیاسی در هنگامی که حرکت به سمت آزادی نیست. نتیجۀ این بخش حداقل عدم شرکت در انتخابات‌های فرمایشی و عدم همراهی با مدعیان دروغین اصلاحات است که کارنامۀ ۲۰ سالۀ این بحث در کشور مشخص و مرتب دایرۀ تأئید صلاحیت و حق انتخاب مردم بسته‌تر شده است.
  • تلاش برای تقویت جبهه ملی از اتحاد ملیون مشابه اقدامات برای جبهه ملی دوم و سوم و به تبع فعالیت این جبهه برای جا انداختن جمهوری دموکراتیک و سایر نکات آزادی و راه مصدق و تاریخ معاصر در جامعه و البته واگذاشتن تصمیم به مردم که چگونه اقدام کنند و برای آزادی مبارزه کرده یا استبداد را بپذیرند.

برای شناخت بهتر دو نکتۀ فوق می‌توان به سلامت نفس و درستکاری همیشگی مصدق و در عین حال عدم هر نوع همکاری او با استبداد و شرایط نامناسب اشاره کرد که اقداماتی به سان مهاجرت در شرایط بعد از کودتا علیه مشروطه، استعفاء از والی‌گری فارس بعد از کودتای ۱۲۹۹، اقدامات قاطع در وزارت مالیه و آذربایجان و استعفای بعدی، عدم همکاری با رضاشاه با وجود پیشنهادها و حالت انزوا در دوران دیکتاتوری یا حتی انزوا در مقاطعی بعد از شهریور ۱۳۲۰ و شرایط انزوا بعد از انتخابات مجلس پانزدهم و استعفاء در ۳۰ تیر و عدم سازش با استعمار و استبداد اشاره نمود. به طور کلی وی هرگز با شرایط نامناسب و محیط آلوده فعالیت نکرده و در هر مقامی بود با گرفتن اختیارات لازمه قاطعانه فعالیت سازنده داشت. خارج از آن حتی به انزوا می‌رفت اما حاضر به آلوده شدن نبود. حتی در فعالیت سیاسی هم همیشه فاصله را با جریانات مشکوک حفظ می‌کرد چنانکه هرگز به آیت‌الله کاشانی و جناح روحانیون زیاد میدان نداد که کشور را در دست گیرند. یا جالب است که وی در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ حاضر نشد مطلبی در تأئید آن حرکت بنویسد و کلاً فاصلۀ لازم را با جریانات دیگر حفظ می‌کرد و به قولی دچار هیجان نمی‌شد. در عین حال بعد از تشکیل جبهه ملی در مقاطعی که امکان فعالیت حتی با نزدیکان را داشت نسبت به تشکیل جبهه ملی و بعد پیگیری مسائل جبهه ملی دوم و سوم مبادرت نمود گرچه فشار استبداد مانع ادامۀ فعالیت شد.

به نظر نگارنده در دوران معاصر یک رهبر برجستۀ ملی که الگوی واقعی حرکت دکتر مصدق را دنبال کرد زنده یاد شهید داریوش فروهر در اواخر عمرش بود.(بحث عملکرد قبلی وی در مواردی مقداری متفاوت است) کما اینکه فروهر با قاطعیت بر عدم شرکت در انتخابات‌های فرمایشی تأکید و خواهان مبارزۀ مدنی مردم برای رسیدن ایران به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر بود و مدل جمهوری را بهترین مدل می‌دانست. در عین حال در چند سال آخر عمر و به خصوص از ۱۳۷۴ به بعد تلاش فراوانی در راستای اتحاد نیروهای ملی با الگوی منطبق بر دیدگاه‌های دکتر مصدق انجام داد. سرانجام هم در همان راه شربت شهادت را نوشید.

حمیدرضا مسیبیان(Hamosaieb@yahoo.com)

کرمانشاه — ۸ تیر ۱۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>