مقالات درج شده در این سایت لزوما نظر سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور شاخه آمریکا نیست
خانه » مقالات » نوک کوه یخ – مشتی از خروار ! ضیاء مصباح ( دبیر کانون علوم اداری ایران )
نوک کوه یخ – مشتی از خروار !        ضیاء مصباح ( دبیر کانون علوم اداری ایران )

نوک کوه یخ – مشتی از خروار ! ضیاء مصباح ( دبیر کانون علوم اداری ایران )

 

با تاکید مجدد بر اینکه طرح پرداختهای کلان به پاره ای از مدیران نمونه ای از خدمات متولیان امور به خود ی هایشان بشمار میرود وبرکناری و بازخواست مرتکبان وبرنامه هاییکه برای اصلاح این گونه تفسیر به رای ها ی بظاهر قانونی  ،که طی سالیان متمادی اعمال شده و بالاخره جناب رییس سازمان مدیریت و بر نامه ریزی وادار به دست کردن در سوراخ زنبور البته با تاخیر شد ( عبارت از خود ایشان با اندکی تغییرمیباشد  )حرف و حدیث ها ،پرشش و پاسخها ….. همه وهمه میتواند از دست اوردها و افشا گری های همراه با صداقت و شهامت بخش خدمتگذار  و وارسته و پاک دست دولت  بعد از انتخابات اسفند ماه گذشته نه همه آنان با توجه به پیشینه هر کدام    ، بشمار اید ….

در همین رابطه بعنوان نمونه ای درد اور : در شرایطی که میلیون‌ها جوان ایرانی، از جمله فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها در التهاب شغل وتامین حد اقل های زندگی شرافتمندانه  و تامین  اینده ای ارام مانده اند و باهمه شعارها و ابراز احساسات از همه جوانب  چشم‌اندازی برای رفع  نگرانی انها در کوتاه مدت مشاهده نمیشود ….توقع  ا صلاح امور و رفع اثار این معضلات که ریشه در 4دهه اخیر دارد ، در مدت تصدی دولت فعلی بدلایل بسیار منجمله عمق و عظمت خیانتهای اعمال شده طی اینمدت که بخشی از کابینه نیز مبری از ان نیستند ،منصفانه نیست …..

باید گفت  انتشار فیش‌های حقوقی چند ده و حتی چند صد میلیون تومانی برای مدیران شماری از نهاد‌ها و واحد‌های دولتی موجی از حیرت وخشم را در افکار عمومی پدید آورده وبه این زودی ها مشمول مرور زمان نشده و از یادها نمی رود ، همچنانکه فرصتی مغتنم برای بیان و طرح بسیاری از روشهای آگاهانه قانونی !!در مسیر سوء استفاده از امکانانات در تمامی زمینه ها بدست امده ……

شماری از‌‌ همان مدیران، در کنار حقوق‌های نجومی‌شان، از وام‌های انچنانی  با  بهره‌4 درصد برخوردار شده‌اند، در حالی که مردم عادی برای دریافت وام‌های ده میلیون تومانی با نرخ بهره‌بیست درصد و بالا‌تر به گذشتن از هفت خوان رستم نیاز دارند.

شاید کسانی بگویند که دستیابی شمار بسیار معدودی از شهروندان به درآمد‌های نجومی مختص ایران نیست و در دنیای غرب فوتبالیست‌ها و هنر مندان و یا مدیران تعدادی از واحد‌های تولیدی در آمد‌هایی افسانه‌ای دارند که مقایسه آنها با حقوق مردمان عادی محلی از اعراب ندارد . واضحاست که اینان دولت و مالیات‌دهندگان را غارت نمی‌کنند، هنرپیشه و یا فوتبالیست بنام ،ثروتشان را مدیون استعداد‌هایی استثنایی هستند که میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان در رویا فرو می‌برند و چند ساعتی آنها را از گرفتاری‌های روز مره شان دور می کنند .

چهره های برتر اقتصادی دستمزدشان را نه از مالیات‌دهندگان  اروپایی و آمریکایی، بلکه از سهامداران یک بنگاه تولیدی جادویی دریافت می‌کنند که با ابداعات و تولیداتشان دنیایی را دگرگون می کنند .

حالا بفر مایید    این تافته های جدا بافته حقوق بگیر بدون استثنا چه گلی بر سر کشورو ملت  زده‌اند؟  به سایر زمینه ها نمی پردازیم فقط در مبحث اقتصاد چند سیوالی مطرح میشود :

هزاران واحد تولیدی دولتی وشبه‌دولتی، که در چنگ آنها است، چه تعداد فرصت شغلی به وجود آورده‌اند؟ چه نوآوری‌هایی در آنها اعمال شده ؟ بهره‌وری آنها چقدر افزایش یافته ؟ چه مقدار کالا صادر کرده‌اند؟ آنچه مردم می‌بینند، کارخانه‌هایی است که یا بسته می‌شوند و یا با کمتر از چهل درصد ظرفیت خود تولید می‌کنند و  برند‌های اسطوره‌ای ایران همچون «ارج» است که یکی بعد از دیگری به خاک می‌افتند و در مواردی زمین و محوطه های وسیع این کارخانه های ماندگار، مورد طمع قرار می گیرد .

حقوق‌های افسانه‌ای، آن هم از خزانه دولت و با فدا کردن صد‌ها طرح عمرانی، در ازای انجام کدامین «معجزه» به این مدیران پرداخت شده است ؟ و ایا اعاده مبلغ پرداختی به صندوق دولت ویا برکناری و استعفاء مصلحتی انان به این قبیل تفسیر به رای ها و ادامه خطاها و…..خاتمه خواهد داد ؟

با توجه به این اوضاع  صاحبنظران دلسوز و میهن دوست می پرسند : نظام اجتماعی- اقتصادی فعلی مذهبی ایرانکه مدعی ام ا لقرایی می باشد ، با این درجه از بی‌عدالتی و اجحاف، برچه ویژگی‌هایی استوار  و، در کجای نظام‌های معاصر جهان، قرار می‌گیرد؟

در سر مقاله هشتم تیر ماه روزنامه «دنیای اقتصاد» ، آمده بود :

«چگونه می‌شود از محل اداره بنگاه‌های دولتی که اکثرا وضعیتی مشابه “ارج” دارند، پرداخت‌های کلان به مدیران دولتی، نیمه‌دولتی و شبه‌دولتی صورت پذیرد ، اما هیچ ارزش افزوده‌ای از این بنگاه‌ها در جامعه به چشم نخورد؟ این چه نوع سیستم اقتصادی است که خروجی چنین متناقضی را به بار آورده که نه نشان از اقتصاد دولتی دارد و نه سرمایه‌داری؟ چرا که در هیچ کدام از این دو نوع سیستم اقتصادی رایج و مرسوم، چنین دولتمردسالاری اشرافیت‌مآبانه‌ای  ،با دریافتی‌های نجومی از اموال عمومی قابل‌مشاهده نیست.»

در پاسخ پرسش  شاید بتوان برای توصیف صاحب‌امتیازان فعلی درون کشور به نمونه‌هایی مشابه در تاریخ یکصد سال گذشته کشور‌های دیگر مخصوصا  مکاتب کمونیستی اشاره نمود که همه چیز را برای خود می خواستند تا با تمرکز قدرت در دست اعوان وانصار شیرازه امور از دستشان در نرود …..اما با توجه به تغییرات وسیع  امروزه در تمامی زمینه ها که مطلبی دیگر می طلبد  تاکید میشود  که :

مدیران رانتی  شناخته شده بدینگونه ،با گذشت 38سال عمر این نظام  ،بیش از بیش به یک طبقه بدل شده‌اند که منافع و مصالح  و امکانات مکتسب انان  به شهادت سوابق موجود بدون توجه به صلاحیت تمامی انان است و،برامده از ارتباطات ،رانتی و غیر قانونیکه پیوسته تظاهر به تواضع و مردمی بودن دارند…در حالیکه بدلیل آغاز پرسشگری و تغییر تدریجی شرایط در پی انتخابات اسفند ،از کشمکش‌ها و تصفیه حساب‌های درونی نیز در امان نمانده اند و  با دلهره ناشی از افشاء خطاها مواجه وسعی در ا ستتار خود دارند .

اعضای  این طبقه  وعده‌های انقلاب۱۳۵۷ را در راستای استقرار «حکومت مستضعفان» که خود از ان قبیله بودند ، از یاد برده‌اند .

وقتی با فراموش شدن چگونگی انتصابات  ، ارتباطات و وابستگی ها ….باحقوقی حدود  صد میلیون تومان در ماه  با ردیف‌های گوناگون بسیار سخاوتمندانه مواجه میشوند که از قبل به دلیل حضور در تصویب به اصطلاح ضوابط پرداخت ان ،حضور و موافقت داشته اند ،به هیچوجه دوست ندارند  حتی قانون اساسی موجود  را به یاد بیآورند که آنها را  از این روشها بشدت منع کرده است .

اینان چندان علاقه ندارند فراتر از شعار ،به زحمتکشان و گرفتاری های ملت  بیندیشند .

به حضور و مالکیت اغلب خودیها و نور چشمی ها با مدارک تحصیلی رانتی ، مشاغل و درامدهای نا موجه  در شرکتهای بظاهر تولیدی و صنعتی سهمیه بگیر ،از بودجه عمومی که کماکان خود را تافته ا ی جدا بافته و مغزهای متفکر اقتصادی و صاحبان علم وتجربه  و خدمتگذاران جامعه میشمارند  ،و با اعوان وانصار ، در خلوت به ریش همگان می خندند و متظاهر به دلباختگی اسلام ،ملت و میهنند  ،و دستی اشگار در مطبوعات دارند باید  با نام ونشان پرداخت که این سخن بگذار تا وقتی دگر .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>