Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Events: A Documentary Film is Sent out by Rivalry Factions Inside the Government and shows
 the Savage Attack and Suppression of Innocent University Students.
The Film Broadcasted in BBC
February 2010

منبع: فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.


برای تماشای فیلم حمله به کوی دانشگاه آدرس یو توب  زیر را باز نمائید:



دعوای داخلی حکومتی بالا گرفته است
فیلمی از سرکوبهای وحشیانه  نیروهای "انتظامی" از درون حکومت بیرون میآید!

"نزن، نزن تو را به امام حسین نزن.بسش است دیگه نزن تو را به حسین نزن."این جملات دردآورترین بخش فیلمی بود که دیشب از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد.قبل از پخش آن مجری به بینندگان تذکر داد کسانی که ناراحتی قلبی دارند بهترست این فیلم را نبینند.
این فیلم که کابوس بسیاری از ایرانی ها شد، مربوط به شب حمله نیروهای بسیج ویگان ویژه در 24 خرداد به کوی دانشگاه بود .فیلم نه با دوربین های موبایل که با دوربین حرفه ای گرفته شده بود. حتی در جایی از فیلم ،کسی بر سر دانشجویان بر زمین خوابیده واسیر شده فریاد میزند صورتت را نپوشان.
فیلمبردار خودی است خودی برای نیروهای تحت امر؛ چه لباس شخصی چه یگان ویژه.صحنه ها درد آور ووحشتناک اند.لحظه ورود به کوی دانشگاه، نیروهای مهاجم «یا علی» میگویند،گویی در صحنه نبرد بر دشمن فائق آمده اند واکنون لحظه، لحظه کامیابی از فتح است.
آنها «یا علی، یاعلی »گویان وارد کوی می شوند ودانشجویان دستگیر شده یا به اسارت درآمده را بر روی زمین، بی هیچ ملاحظه ای میکشند ودر جایی همه این بر زمین کشیدگان را روی هم جمع میکنند.صحنه مانند آخر جنگهای قرون وسطایی می شود،صحنه هایی که پشته از کشته پدید می آمد. باز نام حسین وعلی وفاطمه است که بر لب مهاجمان جاری است وفریاد هایی که مثلا یادآور انسانیت در آن شرایط است: "نزنش نزنش.تو را به امام حسین نزنش نزنش."
آنان که این تصاویر را میبینند در خشم وبهت غلت میزنند و از درد میپرسند: مگر میشود؟گاهی با نعره زبان به داد خواهی میگشایند .وگزارشگر میگوید نیروهای لباس شخصی از نیروهای یگان ویژه میخواهند که دانشجویان را نزنند.وجایی کسی در گوش دوربین وفیلمبردار میگوید رجب زاده برای حمله دستور داده.که شاید کلید اصلی بیرون آمدن این فیلم همین جمله باشد.

ما نبودیم ثارالله بود
دوروز پیش در خبری غافگیر کننده آمد که سردار رجب زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران بازنشسته شد.رجب زاده در مراسم تودیعش کلامی به زبان راند که برگی از دیوان اختلافات درون نظام، آن هم در بین نیروهای نظامی وامنیتی رو شد.وی گفت نیروی انتظامی در بحرانهای اخیر نه کشت نه کشته داد چرا که مسئولیت امنیت تهران با قرارگاه ثارالله بود.مسئولیت امنیت تهران در واقع آدرس دادن به افکار عمومی بود که از سرکوبهای شدید تظاهر کنندگان به شدت ناراحت ودر عذاب است.رجب زاده قبای نیروی انتظامی وآنچه در این مدت تحت امرش بودند را از خشونت علیه مردم وکشتار آنها با این گفته اش وبه زعم خودش پاک کرد واذهان را متوجه سپاه وثارالله کرد.

ما خراب شدیم دکتر برای کی؟
چندی پیش هم خبری آمد که در جلسه شورای امنیت ملی بین احمدی نژاد وعزیز جعفری مشاجره ای تند در گرفته است .در این مشاجره جعفری در زبانی اعتراضی اما اعترافی گفته که وجهه سپاه در این مدت به شدت آسیب دیده است وکس دیگری از خود هزینه نکرد برای جمع کردن بحران.این خبرهای جسته وگریخته نشان میدهد که درگیری در لایه های قدرتمند نظام آنجایی که همه بر سرکوب معترضین وجنبش سبز روزی موافق بودند وهنوز هم شاید باشند، اختلاف شدید است .این اختلاف ها نه برای چگونگی برخورد وآرامتر بودن یا خشن تر بودن، بلکه سر این است که کوزه بشکسته؛ چه کسی خرده هایش را جمع می کند؟چه کسی مردانه سینه سپر می کند ومسولیت برقراری آنچه امنیت نامیده میشود را به گردن می گیرد با تمام اتفاقات رخ داده .
گویا رسم دیرین «من نبودم من نبودم» در این قضیه به کار افتاده است؛ از این زاویه است که باید انتشار این فیلم با جمله واضح وتاکید دار «حمله به دستور رجب زاده بوده » را نوعی پاسخ به اظهارات دو روز گذشته وی در مراسم خداحافظی اش از فرماندهی دانست. به میان کشیده شدن نام رجب زاده در حالی است که قبلا در رو شدن پرونده کهریزک وگزارش مجلس دراین مورد، نام سعید مرتضوی به عنوان متهم اصلی این پرونده مطرح شد وچهره های مهم اصولگرا خواستار محاکمه وعزلش از سوی رییس جمهور شدند؛خواستی که تاکنون پاسخی نگرفته.حالا به نظر می رسد دولت توان ایستادن ندارد وباید مرتضوی قربانی شود تا حداقل اصولگرایان مجلس راضی شوند.به این ترتیب بخشی از نظام با گشودن پرونده بازی قربانی سازی میخواهد مشروعیت از دست رفته نظام ورهبری را برگرداند، از این رو مرتضوی ورجب زاده،اسم شان برای قربانی شدن از گلدان محفل بیرون آمده است .

از سعید امامی بالاتر؟
پروژه قربانی سازی این بار گویا یقه سردار بازنشسته را گرفته است سرداری که در روز عاشورا شایع شد از دختری رزمی کار کتک خورده است؛خبر به گونه دیگری تایید شد که بله ما سنگ خوردیم ونیروهای ما زیاد اسیب دیدند یکی هم ما. حال که دیشب فیلم ونامش اینگونه از پرده های ضخیم به بیرون درز کرد شاید یاد سوزش آن ضربات بیافتد که آنچنان هم در راه ولایت ونظام نبود. او با آنکه سردار بود در بازی سیاست به راحتی قربانی شد ومیشود آنچنانکه مرتضوی که روزی رهبر برایش به هاشمی شاهرودی عتاب وخطاب میکرد، این روزها هر ساعت منتظر حکم عزل است ونیروهایی که برای دستگیریش خواهند آمد.اینان سخت خود را برای دیگران قدرت نشینی دیگران هزینه کردند بی آنکه داستان سعید امامی را خط به خط خوانده باشند.

-----------------------------------------------------------------------------

شکاف میان نیروی انتظامی و سپاه علنی شد

در ساعت ۲۲ تاریخ ۳ اسفند ۱۳۸۸ تلویزبون فارسی بی بی سی با پخش تصاویری دردناک از واقعه کوی دانشگاه امسال یکبار دیگر خشونت عریان نیروهای سرکوب گر را به مردم نشان داد تا ایران را در بهت و حیرتی شگرف قرار دهد. تصاویر آنچنان بد بود که تلویزیون بی بی سی به سختی توانست گوشه‌هایی از این وحشی‌گری را به تصویر بکشد.

اما نکته پنهان این ماجرا را میتوان در لابلای این فیلم جست، جایی که فیلمبردار در حین تصویربرداری میگوید که این حمله به درخواست سردار رجب زاده که به تازگی بازنشسته شده است انجام می‌شود. با توجه به اینکه در چند روز پیش سردار رجب زاده عملا نیروی انتظامی را از هرگونه خشونت در جریان حوداث بعد از انتخابات مبرا دانسته و در اینجا به روشنی میگوید که سپاه ثارالله تهران مسئولیت را بعد از ۲۲ خرداد به عهده داشته است می‌توان به حوادث این روزها شک کرد که چگونه درگیری لفظی میان نیروی انتظامی و سپاه همراه میشود با پخش تصاویری با دوربین لباس شخصی‌ها!

در حقیقت بعد از مصاحبه سردار رجب زاده که سپاه را مسئول حوادث خونین بعد از انتخابات می‌دانست و سعی در مظلوم نشان دادن ناجا داشت، سپاه برای اینکه دچار ضربه در بدنه نشود سریعا دست به انتشار تصاویری زد که در آن سردار رجب زاده مسئول مستقیم این حمله شناخته می‌شود.

به فرض اینکه این وقایع حقیقت داشته باشند میتوان نتیجه گرفت که میان نیروهای نظامی شکافی گسترده و علنی به وجود آمده است و هر یک سعی در بی تقصیر نشان دادن خود دارند تا در نهایت وجه المصالحه ای برای بقای نظام قرار نگیرند.
--------------------------------------------------------------------------------

سراب بازگشت آرامش

خبری از سوی حکومت در رسانه ها منتشر شده که حکایت از آزادی تدریجی زندانیان سیاسی تا قبل از عید نوروز و بازگشت سپاه به پادگانها برای بازگشت آرامش به کشور دارد. در حالیکه هم حکومت و هم مردم می دانند که با این اقدامات سطحی، آرامشی بر این کشتی طوفان زده حکمفرما نخواهد شد.
هدف خامنه ای و مشاورین وی از اشاعه این خبر، صرفاً نوعی اقدام پدافندی در برابر موضع تهاجمی کشورهای دنیا در قبال نقض گسترده حقوق بشر در کشور و استراتژی خطرناک دستیابی به سلاح اتمی است. آنچه مشوق بسیاری از کشورها برای وضع تحریم های فلج کننده می باشد، نامردمی بودن حکومت ایران و فاصله گرفتن توده های مردم از آن است. رژیم تنها و مستأصل مانده و تلاش می نماید تا به مدد تبلیغات دروغین و نمایشهای اتوبوسی وانمود نماید که هنوز هم حداقل از پشتیبانی داوطلبانه بخشی از مردم برخوردار است.
واقعیت این است که تحریمهای فلج کننده کمتر از جنگ نیست و بهمان شدت اثرات تخریبی در خود دارد، تحریمهای فلج کننده نوعی جنگ غیر مستقیم است. هیچ کشوری نیز در دنیا با اتکای صرف به نیروهای نظامی نمی تواند در جنگ به موفقیت دست پیدا کند. از لحاظ قواعد نظامی، که علمی بودن آن اثبات شده است، بازای هر رزمنده در میدان نبرد، باید 17 نفر در پشت جبهه کار کنند تا آن رزمنده بتواند به وظیفه خود عمل کند. چه در مقابله با تحریمهای فلج کننده و چه در مقابله با جنگ مستقیم، حکومت باید حداقل توان بسیج یک میلیون نظامی و بسیجی را برای دفاع داشته باشد و این بمعنای درگیر شدن 17 میلیون نیروی دیگر در عقبه های این نبرد است. این 17 میلیون نفر همان کارمندان و کارگران دولت و بخش خصوصی ارائه دهنده خدمات عمومی هستند.
کشورهای جهان می دانند که حکومت جمهوری اسلامی «یک میلیون» نظامی را دارد و در عین حال اطمینان دارند که آن «17 میلیون» را ندارد، بنابراین چه در برابر جنگ مستقیم و چه در برابر جنگ غیر مستقیم براحتی بزانو درخواهد آمد. بهمین دلیل اثربخشی تحریم های فلج کننده که مخاطرات و هزینه های آن از جنگ مستقیم بسیار کمتر است، شرایط مناسب برای در دستور کار قرار گرفتن را یافته است.
موج گرانی های کمرشکن و بیکاری های گسترده در سال 1389 بدون هیچ ارتباطی با تحریمها و فقط بدلیل فساد گسترده حاکمیت و ناتوانی از اداره کشور و «سرداری» کردن صنعت و اقتصاد، در راه است و اینبار نارضایتی نه از طریق ماهواره و اینترنت، بلکه بواسطه گرسنگی و سفره های خالی و مشکلات معیشتی به درون خانه ها رفته و موج عظیمی از مردم را به خیابانها خواهد کشانید. این موج جدید ممکن است شعار «مرگ بر ولایت فقیه» و «رهبر ما قاتله، ولایتش باطله» سر ندهند، ولی از یاد نباید برد که حکومت حتی به راهپیمائی سکوت هم آلرژی شدید دارد. مهم نیست که خواسته و شعار مردم چه باشد، حضور آنها در خیابانها و نارضایتی اشان، مانند خاری در چشم حاکمیت است.
طبیعی است همانگونه که حکومت در زمینه نظامی در حال خرید و انباشت موشک و ناوچه و بمب است، در زمینه سیاسی نیز در فکر احداث خاکریزهایی برای حفظ خود باشد. زندانیان سیاسی آزاد می شوند تا به نام حقوق بشر، کشورهای بیشتری در تحریمها شرکت نکنند و سپاه هم به پادگانها برمی گردد تا خود را آماده مقابله با تهدیدات امنیتی جدید ناشی از تحریمها نماید. این عقب نشینی در احترام به خواست مردم نیست بلکه بخشی از برنامه حکومت برای حفظ خودش است.
جنبش سبز در این میان همچنان به راه خود ادامه می دهد. جنبش سبز جنبشی برای ایجاد تغییر در جامعه نیست بلکه خود، نتیجه و برآیند تغییرات اتفاق افتاده در جامعه است. تغییراتی که حاصل 31 سال تکامل دروغ و استبداد و سرکوب است. مردم تغییر کرده اند و خواسته هایشان عوض شده است و این تحول، غیرقابل بازگشت است. دلیل اینکه جنبش توانسته است ماهها بدون رهبری مشخص و نمادین، زنده مانده و ادامه پیدا کند، ناشی از همین عمومیت اجتماعی «خواسته های مشترک» در میان مردم است، خواسته هایی که مردم به آنها اعتقاد دارند، همانند نوروز و هفت سین و چهارشنبه سوری. همانگونه که برگزاری جشن نوروز نیازی به فرمانده و رهبر ندارد، جنبش سبز نیز حرکت مشترک میلیونها نفر است که دارای اعتقادی مشترک و هدفی واحد هستند. اگر 31 سال مبارزه حکومت با سنتهای ملی ایرانیان نتیجه ای در بر داشته، خامنه ای می تواند به این دلخوش باشد که جنبش اعتراضی مردم ایران نیز قابل سرکوب و مهار است.

--------------------------------------------------------------------------------

شب های اوین...

• گزارش یک مادر عزادار, شب های اوین، وقتی خانواده ها برای استقبال از ازادی فرزندان خود می آیند، شاهد صحنه های پرشور مقاومت، همبستگی و صمیمیت است ...

مادران عزادار از روز عاشورا هر چند شب یکبار و از ۲۰ دی ماه که ۱۴ نفر از دوستانمان را به جرم مادر بودن و پیگیر بودن حق فرزندان خود به زندان اوین منتقل کردند تا کنون تقریبا هر شب چند ساعتی همراه با خانواده دیگر زندانیان و مردمی که برای حمایت از فرزندان شجاع این مرزوبوم می آیند جلوی زندان اوین حضور دارند .
در این بین البته برای چندمین بار تعدادی از دوستانمان در اوین بسر می برند . این بار چند شب قبل از ۲۲ بهمن به خانه هایشان ریختند و به بهانه پیشگیری از وقوع جرم دستگیر و راهی اوین کردنشان و من ماندم که وزارت اطلاعات واقعا چقدر بفکر مادران است که نکند کاری دست خودشان بدهند ! این مادران همچنان در بازداشت بسر می برند .
در طی این شبها شاهد اتفاقات قشنگ بسیاری جلوی اوین بودم که بر آن شدم برخی از آنها را با دیگران قسمت کنم . مهمترین تغییری که به وضوح قابل تشخیص است این است که اوایل خانواده ها بسیار ناامید و دلمرده به نظر می رسیدند . به یاد دارم وقتی شب ۲۲ دی ماه مادران را آزاد کردند و ما با شور و اشتیاق ، با دست و سوت به استقبالشان رفتیم اکثراً نگران بودند که نکند شادی و دست زدنمان باعث شود تا فرزندان در بندشان مورد غضب زندانبانان قرار گیرند ، اما کم کم با ادامه پیدا کردن این رویه توسط مادران و استقبال خانواده های دیگر در شب های متوالی از آزادی تک تک زندانیان این جو سنگین شکسته شد تا جایی که اکنون مردم از همه قهرمانانشان با صلوات ، دست زدن و سوت استقبال می کنند .
- از جمله وسایل شخصی که به زندانیان می دهند حوله است که یکی از جوانان که تصادفا حوله اش سبز بود در لحظه آزاد شدن آن را بر روی دوشش انداخت و انگشتانش را به علامت V بالا برده که جمعیت بی امان تشویقش کردند .
- شاهد آزادی جوانی دیگر بودیم که برای چهارمین بار در جریان اعتراضات بعد از انتخابات دستگیر و راهی اوین شده بود هنگام آزادی پدرش با لبخند و در عین حال با بی حوصلگی با دست به او اشاره کرد که این بار خودش بیاید پایین و پسرش به محض پایین آمدن پرسیده بود : ۲۲ بهمن چند شنبه است ؟! و پدر در جواب گفت : اینبار اول وثیقه ات را آماده میکنی و بعد می روی .
- دختر جوانی را دیدم که به محض آزادی بر خاک بیرون از زندان و آزاد وطنش بوسه زد .
- دختران و پسرانی که به محض بیرون آمدن از زندان دنبال خانواده دوستان خود بودند تا از حال فرزندانشان باخبرشان سازند و یا پیغامهای دوستانشان را به خانواده ها برسانند .
- زنان و مردانی که پس از آزادی با حوصله تمام به سوالات تک تک خانواده ها جواب می دادند و تلاش می کردند به آنها روحیه دهند و بگویند فرزندانشان قوی و پر صلابت هستند ، شما قوی باشید .
- زندانیان بسیاری که هنگام آزادی با بالا بردن دستانشان به علامت V نوید پیروزی را می دادند و با تشویق گسترده مردم روبرو می شدند .
- شبی شاهد آزادی حجت الاسلام خلجی بودیم که هنگامی که ملبس به لباس روحانیت از در زندان بیرون آمد جمعیت یکصدا صلوات فرستادند و در این بین چندین نفر یادآوری کردند که سه صلوات پشت هم باشد تا به زندانبانان آزادی بگویند مردم احترامات ویژه را برای روحانیون واقعی ، به تشخیص خود و داوطلبانه قائل می شوند و تا زمانی که سوار خودرویش شود با صلوات ، دست و سوت از طرف مردم مشایعت شد .
- در شب ۲٣ بهمن خانواده ای ۱۵ نفره حضور داشتند که ٨ نفرشان از شهرهای کوچک آمده بودند همراه با فرزندانی خردسال و مادربزرگی پیر تا در راهپیمایی جنبش سبز حضور یابند و برای تکمیل کار زیبایشان برای همراهی با زندانیان و خانواده هایشان جلوی زندان حضور یافتند ، در بینشان کودکانی ۴ و ۱۰ ساله حضور داشتند و مادربزرگی هفتاد و چند ساله که آمده بود در کنار نوه های خردسالش باشد تا فرزندانش فارغ از نگرانی برای نوه هایش در راهپیمایی حضور یابند چون می داند که اگر ساندیس، مرغ، گوشت و پول به از ما بهتران می رسد سهم مردم فحاشی، گاز اشک آور، باتوم، زندان و شاید سرب داغ است. ترکیب سنی این خانواده بسیار جالب بود کودکانی ۴ و ۱۰ ساله، پسردائی و دختردائی حدود ۱٨ تا ۲۰ ساله، مادر و پدری حدوداً ٣۰ ساله، خاله ها و زن دائی هایی حدوداً ۴۰ ساله، دائی حدود ۵۰ سال و مادربزرگی هفتاد و چند ساله. مادر کودک ۴ ساله می گفت پسرش با بی صبری منتظر مرد شدن خود می باشد و هر از چند گاهی جلوی آینه می رود و از مادرش می پرسد اینها سیبیله؟ من دارم مرد میشم! آن شب کنار مادرش آمد و با زبان بسیار شیرین کودکانه گفت: مامان اگه من پشت اون دیوار برم کلی مرد میشم و وقتی مادر پرسید چرا؟ جواب داد: دائی میگه، و من از خود می پرسم آیا با چنین پشتوانه ای از نسل های مختلف که اینگونه همدل و همراه هستند حق داریم حتی لحظه ای در پیروزیمان تردید نکنیم ؟
- شب ۲٨ بهمن حدود ۵۰ نفر از فرزندان ایران در میان شور و اشتیاق فراوان خانواده ها و حامیانشان از زندان آزاد شدند. حداقل ۶ نفر از دختران و پسران جوان با مدرک جرمشان که کیس کامپیوتری در بغلشان بود آزاد شدند. اکثر آنها بصورت جمع ۴ و ۶ نفره و تقریبا پشت سر هم بیرون آمدند و در این زمان بود که صدای شادی و دست و سوت مردم بی وقفه و پشت هم شنیده میشد.
- شب ٣۰ بهمن ساعت ۹ شب دم زندان بودیم وقتی رسیدیم دوستان گفتند ظاهرا دیگر آزادی نداریم و به خانواده ها گفتند که بروند ما گفتیم یک ساعت دیگر هم منتظر می مانیم. حوالی ساعت ۹:٣۰ بود که خانم و آقایی جوان را دیدیم که با چند شاخه گل رز زیبا و تازه به جمع نزدیک شدند. دختر جوان به جمع که رسید ابتدا یک شاخه را به پدری پیر داد و پس از آن یک شاخه دیگر را به من و همینطور شاخه های گل را بین جمعیت تقسیم کرد. در برگشتشان جلو رفتم و بار دیگر از این کار بسیار زیبایشان تشکر کردم و پرسیدم کسی از شما آزاد شدند؟ پسر جوان در جواب با اندوه و اشکی در چشم گفت: نه، از سال ۶۷ دیگر امیدی به آزادیش نداریم، آمدیم تا بگوییم که شما تنها نیستید، ما هم با شما همدردیم و هیچ تفاوتی ندارد. فهمیدم که از خانواده اعدام شدگان سال ۶۷ هستند و بسیار متاثر شدم و در جواب گفتم: کاملا درسته، ما هم برای حمایت می آییم و آنها اصلا خود ما هستند و ما می توانستیم جای آنها باشیم چون آنان همان حرفی را زدند که ما زدیم. بار دیگر از آنها تشکر کردم و گفتم کارشان بسیار زیبا و با ارزش بود.
شاخه گل را به دختر یکی از مادران عزادار که در بند است دادم تا پس از آزادی مادرش به او تقدیم کند و حکایت امشب را باز گوید.
در جمع جلوی زندان دیگر همه آشنایند و صمیمی. اینجا جایی است که خانواده ها تصمیم گرفتند تا غمهای خود را با هم قسمت کنند و به جای گریستن در تنهایی می آیند تا کنار هم بایستند و به یکدیگر بگویند که تنها نیستند و حمایت خود از فرزندان، پدران و مادران زندانی را با روحیه ای مصمم و امیدوار اعلام کنند.

منبع: فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران


 
 
 

 

بازگشت به صفحه اول

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.