|
غم ملت یا غم امت ؟
به بهانه ی دیدار دکتر ناصر زرافشان از سوئد
نوشته: منوچهر تقوی بیات
دکتر ناصر زرافشان با دعوت ویژه ی انجمن قلم سوئد به استکهلم آمد. او را
اتحادیه ی قاضیان آلمان برای اهدای جایزه ی حقوق بشر ، به آلمان دعوت کرده
بود و ظاهرا فقط ویزای آلمان را به او داده بودند. او چون ویزای شنگن (
اتحادیه ی اروپا ) نداشت امکان دیدار از دیگر کشورهای اروپایی را نمی
توانست داشته باشد. اما انجمن نویسندگان سوئد ویزای ویژه ای برای او فراهم
کرد تا بتواند به سوئد بیاید و به دست خود جایزه ی کورت توخولسکی را که
ویژه ی نویسندگان یا ناشران مبارز است ، دریافت دارد.
دکتر زرافشان روز جمعه دوازدهم اکتبر به دعوت اتحادیه ی آموزشی کارگران
سوئد
)
ABF
(
در ساختمان مرکزی آن اتحادیه برای دوستان و هواخواهانش سخنرانی و از تلاش
های آنان برای نجات وی از زندان سپاسگزاری کرد. فضای جلسه ی سخنرانی بسیار
گرم و دوستانه بود و کاملا نشان می داد که هم میهنان ما از آزادی این
زندانی شکست ناپذیر خوشنود و شادمان هستند. او همچنین با خبرنگاران ،
رادیوی سراسری سوئد و رادیوهای محلی مصاحبه ها و گفتگوهای گوناگونی داشت .
سفری هم به دومین شهر بزرگ سوئد ( یوتوبری ) برای همین گونه سخنرانی ها و
سپاسگزاری ها انجام داد.
مراسم اهدای جایزه ی توخولسکی، در تالار مطبوعاتی وزارتخارجه با حضور شماری
از هم میهنان ایرانی ، هنرمندان ، برخی از سوئدی ها ، خبرنگاران ، هیئت
رئیسه ی انجمن قلم سوئد ، وزیر کمک های اقتصادی خارجی و مسئول امور حقوق
بشر در وزارت خارجه ی سوئد ، انجام گرفت و به اشاره ی " مقامات " کوشش به
عمل آمده بود که این مراسم بی سر و صدا و تا آنجا که می شود غیر رسمی و در
روز تعطیل برگذار شود.
هنگامی که دکتر زرافشان به زبان انگلیسی در تالار مطبوعاتی وزارتخارجه ی
سوئد سخنرانی می کرد ، گرچه خود تالار و این مراسم کوچک می نمود، اما من در
خود احساس غروری میهن دوستانه کردم و به یاد روزهای غرورآفرینی افتادم که
صدای دکتر مصدق فضای شورای امنیت سازمان ملل را پر کرده بود و ملت ایران را
به عنوان یک ملت سربلند و زنده به جهانیان معرفی می کرد. دکتر زرافشان در
رویارویی با بی عدالتی های حکومت ضد ایرانی ملایان نیز از روش دکتر مصدق در
محکمه ی نظامی محمد رضا شاه و کودتاچیان استفاده کرد و با هوشیاری مصدق
گونه ای مقاومت و شیوه ی دفاع از خود را به مظلومیت ملت ایران پیوند زد و
رسوایی ضد بشری حکومت دینی و وابسته ی ایران را در انظار جهانیان هر چه
بیشتر آشکار ساخت. گو این که چنین شیوه ی مبارزه ی شجاعانه ای ، نزدیک بود
به قیمت جانش تمام شود . اگر او می خواست به نام مظلومیت خودش و یا منافع
این صنف یا آن گروه اجتماعی ویژه ، به مقابله ی حکومت ملایان برود، هرگز
بازتابی به این بزرگی از سوی ملت ایران دریافت نمی کرد. هرکسی هر مقدار به
ملت ایران عشق بورزد و از روی راستی و درستی ، غم ملت ایران را بخورد و از
حقوق ملت ایران دفاع کند ، همان مقدار هم ، ملت ایران او را عزیز و گرامی
خواهد داشت. آن کسانی که به بهانه ی غم امت و به نام امت ، خار به چشم ملت
ایران کردند و جوانان میهن ما را تکه تکه نمودند ، نه تنها نزد ملت ایران
به پشیزی نمی ارزند بلکه دچار نفرین و نفرت همیشگی ملت ایران نیز خواهند
بود. همانگونه که مولانا گفته است : « این جهان کوه است و فعل ما ندا ـ سوی
ما آید صدا ها را ندا ».
زندانیان سیاسی عزیزترین فرزندان میهن ما هستند. برای آزادی آنان همیشه
بکوشیم !
منوجهر تقوی بیات
استکهلم ـ ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶ برابر ۱۷ اکتبر ۲۰۰۷ میلادی
|