|
کهن دیار
سروده ای از شاعر آزاده
ملی فریدون مشیری
ای خشم به جان تاخته، طوفان شرر شو
ای بغض ٔگل انداخته، فریاد خطر شو
ای روی بر افروخته، خود پرچم ر ه باش
ای مشت بر افراخته، افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن، از خانه برون ای
از خانه برون چیست که از خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد،ای سینه سپر شو
خاک پدران است که دست دگران است
هانای پسرم، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت کدهی حوصله بشکن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهکان را بدرانی
چون شیر درین بیشه سرپای، جگر شو
مسپار وطن را به غذا و قدرای دوست
خود بر سر آن، تن به غذا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیفزای، که وقت است
در یک نفس تازه اثر هاست، اثر شو
ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران کهن در خطر افتاده، خبر شو
مشتی خس و خارند، به یک شوله بسوزن
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو
آقای شهرام ناظری آنرا خوانده اند:
http://www.youtube.com/watch?v=KLOZM1yi3x4
|